ایستاده‌گی بیهودۀ ارگ در برابر خواست‌های جمعیت

احمد عمران/ دوشنبه 23 دلو 1396/

هرچند ارگ ریاست‌جمهوری تا به حال نخواسته است در مورد گفت‌وگوهایش با حزب جمعیت اسلامی به گونۀ رسمی سخن بگوید، اما گزارش‌های رسانه‌ها نشان می‌دهند که این موضوع با وجود افت‌وخیزهایی که داشته، هنوز با جدیت از سوی هر دو طرفِ گفت‌وگو کننده پی‌گیری می‌شود. مهم این mandegar-3است که ارگ به دنبال پذیرش استعفای عطا محمد نور در وضعیتی قرار گرفت که نتواند به اقدامِ دیگری متوسل شود و آن‌طور که در روزهای نخست فکر می‌کرد، در حذف یکی از چهره‌های مهم ِشمال کشور موفقیتی حاصل نماید.
شکستِ ارگ از همان نخستین واکنشِ آقای نور به پذیرش استعفایش از جانب ارگ، خود را نشان داد و پس از آن‌که حمایت‌های مردمی از آقای نور در بسیاری از ولایت‌های کشور به صورتِ جدی تبارز یافت، ارگ در پی آن برآمد که مسأله را از راه «مسالمت‌آمیز» حل‌وفصل کند. در این رابطه البته نقش کشورهای متحد افغانستان که نگران ناامنی‌های شمال کشور اند نیز برجسته بوده است. مقام‌های امریکایی به صورتِ واضح خواهان حل مسأله بلخ به گونۀ مسالمت‌آمیز و در تفاهم با طرف‌های قضیه شدند. ارگ تنها همین موردِ حذفِ آقای نور در برنامه‌اش نبود، بل می‌خواست از این طریق، دامنۀ انحصارگراییِ خود را بیشتر از هر زمانی بگستراند و یکی از مهم‌ترین حزب‌های موجود در مناسبات سـیاسی کشور را زمین‌گیر سازد تا حداقل در انتخاباتِ بعدی از این ناحیه نگرانی‌یی نداشته باشد.
اما این برنامه با مقاومت اعضای جمعیت اسلامی و شخص آقای نور، تا حد زیادی به شکست انجامید و حالا ارگ در پی یافتن بدیل‌های دیگری برای جنجالی که آفریده است، سرگردانی می‌‎کشد. حالا پس از چندین نشست میان نماینده‌گان حزب جمعیت اسلامی و ارگ، گفته می‌شود که موفقیت‌های زیادی به دست آمده است. حزب جمعیت در این گفت‌وگوها تنها بحث آقای نور را به عنوان اصلی‌ترین مسأله دنبال نمی‌کنـد، بل قضایا و مسایل دیگری که به حیات سیاسی افغانستان گره خورده، بخش عمده‌یی از گفت‌وگوهای جمعیت اسلامی با ارگ است.
جمعیت اسلامی در بستۀ پیشنهادی خود به ارگ خواهان اجرای توافق‌نامۀ سیاسی، اصلاحات در کمیسیون‌های انتخاباتی، حزبی شدن سیستم انتخاباتی، توزیع شناس‌نامه‌های الکترونیکی، برگزاری لویه جرگۀ تغییر قانون اساسی و برخی موضوع‌های دیگر شده که در صورت پذیرش آن‌ها از جانب ارگ، تغییرات اساسی در وضعیتِ کشور رونما خواهد شد. اما برخی منابع تلاش دارند که این مذاکرات را کم‌اهمیت جلوه داده و یا نشـان دهند که در تیم مذاکره کنندۀ جمعیت اسلامی توافقِ نظر روی مواد بستۀ پیشنهادی وجود ندارد.
اخیراً سخنانی از قول عبدالستار مراد یکی از اعضای تیم گفت‌وگو کنندۀ جمعیت اسلامی با ارگ منتشر شد که گویا جمعیت اسلامی دیگر خواهان توزیع شناس‌نامه‌های برقی و برگزاری لویه جرگه به عنوان پیش‌شرط توافقاتِ خود با ارگ نیست. اما این سخنان از سوی حفیظ منصور یکی دیگر از اعضای ارشد جمعیت اسلامی رد شد و او گفت که هیچ کسی حقِ تعدیل در بستۀ پیشنهادی جمعیت اسلامی را ندارد. آقای منصور تأکید ورزید که: «هیچ کس صلاحیت آوردن تغییر در بستۀ پیشنهادی حزب جمعیت اسلامی در برابر حکومت وحدت ملی را ندارد و هرگونه اظهار نظر که مغایر با خواسته‌‌های حزب باشد، نظر شخصی است و به هیچ عنوان نماینده‌گی از حزب جمعیت اسلامی نمی‌کند».
این اظهارات نشان می‌دهند که حزب جمعیت اسلامی درک کرده است که تعدیل در خواست‌‌ها و بستۀ پیشنهادی به همان نقطه‌یی منجر می‌شود که ارگ خواهانِ آن است. ارگ به صورتِ فزاینده تلاش می‌ورزد که ضمن ادامۀ گفت‌وگوهای سـیاسی با جمعیت اسلامی، با وقت‌کشی این قضیه را طولانی ساخته و در صورت امکان، عده‌یی را در داخلِ جمعیت با خود همسو سازد. حتا شایعاتی به گوش می‌رسند که ارگ یک رشته دیدارهای پنهانی را با شماری از اعضای ارشد جمعیت اسلامی آغاز کرده تا در بدل پیشنهاد برخی مناصب به عنوان باج سیاسی، آن‌ها را به بیرون شدن از این حزب و یا مخالفت با خواست‌های آن سوق دهد.
این ترفند یکی از کهنه‌ترین ترفندهای تمامیت‌خواهان در برابر اصلاح‌طلبان بوده است. زمانی رضا براهنی در کتاب معروفِ «طلا در مس» نوشته بود که «دیکتاتورها در برابر اصلاح‌طلبان از سه شیوۀ معمول استفاده می‌کنند: یا آن‌ها را می‌کشـند و خاموش می‌کنند، یا آن‌ها را می‌خرند و خاموش می‌کنند و یا خود در برابرشان خاموشی اختیار می‌کنند.» حالا هم ارگ از تمام این شیوه‌های دیکتاتورمآبانه در برابر منتقدان و مخالفان سیاسـیِ خود بهره می‌برد. اما معمول‌ترین شیوه برای ارگ، معامله کردن با مخالفان سیاسی و اصلاح‌طلبان است.
حزب جمعیت باید حساسیتِ مسأله را دریافته باشد و به همین دلیل برای انسجام صفوف و متحدانِ خود از هیچ تلاشی دریغ نورزد. در کنار آن، جمعیت وظیفه دارد که خواسـت‌هایِ خود را به گونه‌یی شکل دهد که از وضعیتِ جناحی و گروهی بیرون شده و بتواند حمایت گستردۀ مردمی را به‌دست آورد. خواست‌های جناحی و گروهی سبب می‌شوند وضعیت بیشتر به سود تمامیت‌خواهان تمام شود و آن‌ها با بهره‌گیری از برخی ضعف‌های شعاری اصلاح‌طلبان، دیگران را در برابرشان بشورانند.
اکنون فرصتِ کلانی در اختیار جمعیت اسلامی قرار گرفته تا با صفوفِ فشرده به سمتِ برنامه‌های کلانِ سیاسی گام بردارد. در این‌که تمامیت خواهان تلاش دارند که این حزب را دچار انشعاب‌های متعدد بسازند جای شک نیست، ولی به همان اندازه مسـوولیتِ اعضای ارشد جمعیت اسلامی است که در شرایط فعلی اختلاف‌های سلیقه‌یی را کنار گذاشته و به هدف‌های بزرگ فکر کنند. به ویژه این مسوولیت به دوش رهبریِ این حزب است که بتواند با تدبیـر و عقلانیت، برنامه‌های تفرقه‌افکنانۀ تمامیت‌خواهان را نقش بر آب سازد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.