سردرگمی درافغانستان/ ترامپ باید نقش امریکا را واضح کند

یک شنبه 31 ثور 1396/

نویسنده: گیل تزمچ لمون/
منبع: فارن افیرز/
برگردان: سمندر لکاریان/

پرتاب یک بمبِ بزرگ، وضعیتِ جنگ در افغانستان را تغییر نداد؛ همان‌گونه که حملۀ وحشتناکِ طالبان بالای سربازان افغانستان که در حال انجام نماز بودند، تغییری در وضعیت نیاورد؛ حمله‌یی که مقام‌های افغانستان را به کمبود تابوت برای اجساد مواجه ساخت.
mandegar-3اما این دو رویداد به‌یک‌باره جنگی را که تا حدِ زیادی از سوی سیاست‌مدارانِ امریکایی و مردم نادیده گرفته شده بود، در کانونِ توجه قرار داد. اکنون وقتش است که به پرسش‌های جـدی در مورد آیندۀ دور و نزدیکِ این جنگ، به منظورِ مبارزۀ نظامیان امریکایی، حمایتِ مردم از این مبارزه و به‌خاطر تلاش نیروهای امنیتی کشور برای دفاع از کشورشان، پاسخ ارایه شود.
زمانِ آن‌که رییس‌جمهور اوباما در سال ۲۰۰۹ آخرین بازنگری پالیسیِ درون‌سازمانی را در مورد افغانستان انجام داد، سپری شده؛ اما پرسش‌هایی که نیاز به پاسخ دارند، هنوز سرِ جای‌شان باقی اند.
نخست، ایالات متحدۀ امریکا باید اهدافِ خود را در افغانستان واضح کند و این‌که: چگونه امریکا، افغانستان و کشورهای عضو ناتو می‌توانند به درکِ مشترک از آن‌چه به منزلۀ ثبات و کامیابی در این کشور است، برسند!
در جریانِ دیدارم از یک پایگاه ناتو در سال ۲۰۰۹ در افغانستان، یک انجینر که با جنرال مک کریستال فرمانده عمومی آن‌زمانِ نیروهای کمک به امنیت بین‌المللی کار می‌کرد، شاخص‌هایی را که آن‌ها در نظر داشتند برایم توضیح داد. دو روز بعدش، برایم گفته شد که سفارت امریکا شاخص‌هایِ خودش را دارد. و این احتمال وجود داشت که سفارت‌خانه‌های کشورهای دیگر، اقداماتِ خودشان را داشته باشند و تنها چیزی که میان‌شان کم بود، هماهنگی بود!
دوم، حالا زمانِ آن رسیده که دشمن تعریف شود؛ خواه این دشمن طالب باشد، داعش و یا هر دویِ این گروه. بمب ۲۲۰۰۰ پوندیِ امریکا که تا اخیر هفتۀ گذشته سرخط خبرها بود، بر سرِ داعش پرتاب شده، نه طالب. اقدامی که باعث بهت و حیرتِ افغانستانی‌ها شد؛ افغانستانی‌هایی که تعجب می‌کنند امریکا در مقابلِ گروهی که شهروندانِ زیادی را از بین می‌برد، تهاجمی عمل نمی‌کند. موضع امریکا در مقابل طالبان همواره متناقض بوده است. جوبایدن معاون رییس جمهور در سال ۲۰۱۱ گفت “طالبان، به خودی خود، دشمن ما نیست”. حتا زمانی که نیروهای امریکایی عملاً در میدان جنگ با طالبان می‌جنگیدند و صرفاً هفتۀ گذشته بود که جیمز متیز وزیر دفاع در نشست خبری در کابل دیدگاه ادارۀ جدید در مورد طالبان را روشن ساخت و این گروه را “دشمن وحشی” خواند.
سوم این‌که برای رسیدن به اهدافِ امریکا به چه تعداد نیرو نیاز است. باید در این‌باره بحث صورت گیرد. رییس‌جمهور اوباما در سال ۲۰۰۹ درحالی که نیروهای بیشتری از امریکا را در جنگ افغانستان دخیل می‌ساخت، جدول زمانی برای خروج نیروها اعلام کرد. واقعیت‌های میدان جنگ و مشورۀ رهبران نظامی، خروج کاملِ نیروها را در برگرفت. امروز حدود ۹۰۰۰ نیروی خارجی در این کشور حضور دارند. جان نیکلسون که مسوولیت فرماندهی این نیروها را به عهده دارد، گفته به “کمبود نیروی چندهزارنفری” برای پیشبرد مأموریتِ آموزش و مشوره‌دهی روبه‌روست. حالا این به سیاست‌گذاران مربوط است که تشخیص دهند به چه تعداد نیروی اضافی نیاز است و آیا تمام‌شان امریکایی باشند؟
چهارم، متحدان ناتو نیاز به یک طرح برای جلوگیری از تلفات نیروهای امنیتی افغانستان دارند. تنها در سال ۲۰۱۶ بیشتر از ۶۷۰۰ نیروی امنیتی کشور کشته شدند و این رقم برابر است به تعداد نیروهای امریکایی‌یی که از سال ۲۰۰۱ تا کنون در جنگ افغانستان و عراق کشته شده‌اند. این آمار نشان‌دهندۀ دشواری جنگ با دشمنی است که به اساس گفتۀ سیگار، ۴۰ درصد خاکِ کشور را در اختیار دارد. بر اساس گزارش رسانه‌ها در حملۀ ماه گذشتۀ طالبان بر قول اردوی شاهین، ۲۵۰ نظامی جانِ خود را از دست دادند و باعث شد یک روز عزای ملی اعلام شود.
پنجم، برنامه‌یی برای چگونه‌گی پایانِ جنگ نیاز است. ادارۀ اوباما برنامه‌یی را برای تشویق طالبان به گفت‌وگوهای صلح تعقیب کرد که اجرای آن نسبت به آن‌چه توقع می‌رفت، با دشـوارهای زیادی روبه‌رو شد. طالبان یک دفتر را در قطر که انتظار می‌رفت آغازی برای گفت‌وگوهای صلح باشد، باز کردند که مدتی بعد ناگهان توسط این گروه بسته شد. در ماه می ۲۰۱۶ ملا منصور رهبر پیشینِ طالبان در نتیجۀ حملۀ پهبادهای امریکایی (هواپیماهای بدون سرنشین) کشته شد؛ اقدامی که اوباما آن را “نقطۀ عطفِ مهم در تلاش‌های دیرینۀ این کشور برای صلح و ثبات افغانستان” توصیف کرد. به هر صورت، او به‌سختی تلاش کرد که گفت‌وگوهای صلح را به واقعیت نزدیک سـازد. آیا توافق صلح هنوز یک هدف است؟ اگر چنین است، مقام‌‎های نظامی و سیاسی چگونه با هم کار کنند تا چنین توافقی را ممکن سازند؟
سرانجام، تصمیمی را که ادارۀ ترامپ در مورد افغانستان می‌گیرد، هنوز مشخص نیست. هنوز سفیری برای این کشور تعیین نشده و پست‌های کلیـدی در وزارت خارجه که روی سیاست‌گذاری افغانستان کار می‌کنند، خالی است. رییس‌جمهور فعلی در مورد رویکردش در جنگ افغانستان کم حرف زده است و مبارزات انتخاباتیِ ۲۰۱۶ هم خلافِ آن‌چه که فکر می‌شد، دقیقاً شبیه انتخاباتِ ۲۰۱۲ بود که در آن کمتر از افغانستان یاد شد.
از نظر دور بودن، به مفهوم دور بودن از میدانِ نبرد نیست و نیروهای امریکایی با اجرای عملیات‌های خاص و تحمل بخش بزرگی از خطر، به جنگ ادامه می‌دهند. دیر یا زود ـ امید که به‌زودی اتفاق بیفتد ـ سربازان امریکایی نسبت به کشوری که به آن خدمت می‌کنند، درک روشنی خواهند یافت.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.