غنـی و کـرزی رو در رویِ هـم

احمــد عمران/ یک شنبه 28 عقرب 1396/

حرکت‌های اخیرِ حامد کرزی رییس جمهوری پیشین افغانستان، سرانجام واکنش ارگ ریاست جمهوری را برانگیخت و سببِ آن شد که این نهاد اعلامیۀ مشخصی در این‌باره صادر کند.
در روزهای اخیر، آقای کرزی بحث برگزاری لویه جرگۀ عنعنوی را برای بیرون‌رفت از وضعیتِ فعلی به صورتِ گسترده مطرح کرده است. اعلامیۀ ارگ بدون mandegar-3آن که از آقای کرزی نامی بگیرد، گزارش‌ها در مورد برگزاری لویه جرگه را رد کرده و از کارمندان دولت خواسته است که در هیچ برنامه و روندی که با قانون سازگاری ندارد، شرکت نورزند. در بخشی از اعلامیه، چنین آمده است: «در این اواخر شماری از افراد و حلقات، شایعاتی را مبنی بر فراخوان لویه جرگه پخش کرده و افراد و اشخاصِ خویش را به شماری از ولایات فرستاده اند که نه تنها آنان نماینده‌گان رسمی حکومت نیستند؛ بلکه مردم عام نیز مکلف به نشست و مشوره با آن‌ها نمی‌باشند».
این خبرنامه به دنبال اظهارات دو روز پیش حامد کرزی، رییس جمهوری پیشین، مبنی بر برگزاری لویه جرگۀ سنتی منتشر شده که گفته بود: «برای تحکیم و تقویت وفاق ملی و نجات ملت و کشور از حالات فعلی، برگزاری لویه جرگۀ عنعنوی، یگانه گزینه است. در خبرنامۀ ارگ به قانوان اساسی اشاره شده و گفته شده است که لویه جرگه عالی‌ترین مظهر ارادۀ مردم افغانستان بوده که در این قانون جزییاتِ تدویر آن مشخص می‌باشد.
این شاید نخستین بار در کشور طی شانزده سال گذشته است که دولت عملاً به صورتِ رسمی تلاش می‌ورزد که جلو برگزاری یک همایش کلان را که هدفِ خود را بیرون‌رفت از وضعیت نابسامان کشور اعلام می‌کند، بگیرد.
چرا ارگ ریاست جمهوری مجبور شده است که چنین اعلامیه‌یی را صادر کند؟ آیا رییس جمهوری پیشین واقعاً در پی کسب دوبارۀ قدرت است که باعث نگرانی در حلقۀ اصلیِ قدرت در کشور شده است؟
فکر می شود که نفس برگزاری لویه جرگه، تشویش اصلی ارگ باشد؛ زیرا این نهـاد می‌داند که آقای کرزی با فراخوان لویه جرگه می‌خواهد ناکارآمدیِ دولت فعلی را ثابت سازد و از این رهگذر به چند هدفِ اساسیِ خود دست بیابد.
هدف نخستِ آقای کرزی این است که می‌خواهد نشان دهد که همچنان بازیگر اصلی میدان سیاستِ افغانستان است و خلاف آن‌چه که سران دولت وحدت ملی می‌پندارند، به آسانی نمی‌توانند نقش او را در سیاست‌گذاری‌های کلانِ کشور نادیده بگیرند.
هدف دومِ آقای کرزی این است که می‌خواهد نشان دهد دولت وحدت ملی یک دولتِ نامشروع، ناکارآمد و بی‌برنامه است که به جای تحکیم نظم و ثبات در کشور، بیشتر به بی‌نظمی، انقطاب‌های سیاسی، پراکنده‌گی‌های زبانی و قومی در کشور دامن زده و بیشتر از گذشته افغانستان را دچار نابسامانی و ازهم‌گسیخته‌گی کرده است.
هدف سومِ آقای کرزی برگشت دوباره به قدرت سیاسی است. او شاید در روزهای نخستی که از قدرت کنار رفته بود، فکر نمی‌کرد که دور شدن از قدرت می‌تواند این‌قدر به انزوای سیاسی منجر شود. انزوای سیاسی برای سیاست‌مداران همچون دورۀ نقاهتِ بیماران است که به سختی می‌توانند خود را با آن سازگار بسازند. آنان فکر می‌کننـد که کنار رفتن از قدرت چندان مشکلی برای‌شان در پی ندارد و به زودی می‌توانند خود را با شرایط جدید دمساز سازند. روزهای نخست که البته به دلیل بی‌تجربه‌گی سیاست‌مدارانِ تازه به قدرت رسیده، هنوز نقش آنان برجسته است، چندان مشکل‌ساز نیست؛ اما به مرور زمان این سیاست‌مداران احساس می‌کنند که دیگر آن قدرت و عظمتِ گذشته را ندارند و همین باعث می‌شود که دوباره به فکر رسیدن به قدرتِ سیاسی باشند.
البته این مشکل در همۀ جهان وجود دارد، ولی به نسبت شرایطی که در کشورهای غربی برای چنین وضعیت‌هایی پیش‌بینی کرده اند، سیاست‌مدارانِ بیرون شده از قدرت، زیاد دچار کج‌خلقی‌هایِ دورۀ نقاهتِ خود نمی‌شوند، ولی در کشورهایی مثل افغانستان بدون شک کنار رفتن از قدرت، به معنای سکتۀ سیاسی است.
آقای کرزی نیز دچار سکتۀ سیاسی شده و برای بیرون شدن از این وضعیت تلاش می‌کند که به هر شکل ممکن، دوباره قدرت سیاسی را به دست گیرد. پیامد این وضعیت برای سران دولت وحدت ملی و به ویژه ارگ ریاست جمهوری که خود را موفق در مدیریتِ سیاسی کشور می‌داند و مشکلاتِ فعلی را نیز ناشی از مدیریتِ ناسالمِ حکومت قبلی عنوان می‌کند، بدون شک سنگین و در برخی موارد غیرقابلِ تحمل است.
ارگ ریاست جمهوری، سخنان آقای کرزی را دخالتِ مستقیم به حریمِ خود فرض کرده و چنین با شدتِ تمام در برابر آن واکنش نشان داده است. ارگ با این اعلامیه تلاش کرده که نشان دهد آقای کرزی پایش را از گلیمش بیشتر دراز می‌کند و مصروفِ کارهایی است که هیچ ربطی به او و موقعیتِ فعلی‌اش ندارد.
فراخوان لویه جرگه بدون شک از تصمیم‌هایی است که باید از سوی رییس جمهوری گرفته شود و وقتی چنین تصمیمی از سوی یک مقام برکنار شده گرفته می‌شود، می‌تواند به تعارض و برخورد میان قدرت‌ها منجر شود.
اگر آقای کرزی به جای لویه جرگۀ سنتی، کدام نشستِ بزرگ را برگزار می‌کرد، شاید این‌قدر با واکنش تند ارگ مواجه نمی‌شد، اما نفس فراخوانِ لویه جرگه می‌تواند منجر به زیر سوال بردنِ موقعیتِ زمام‌دارانِ فعلی شود.
آقای غنی می‌داند که رییس جمهور پیشـین، هیچ ارادۀ نیکی حداقل برای شخصِ او با برگزاری لویه جرگه ندارد و اگر آقای کرزی موفق شود که چنین هدفی را از هر راه ممکن برآورده سازد، بدون شک قدم بعـدیِ او پایان دادن به عمر دولتِ زمام‌دارانِ فعلی خواهد بود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.