آسیب شناسی ایتلاف های سیاسی

احمد عمران/

سرانجام در آستانۀ برگزاری دو انتخابات، پارلمانی و ریاست جمهوری، ایتلاف تازۀ در کشور روز پنجشنبه هفته گذشته اعلام موجودیت کرد. این ایتلاف که قبلن هستۀ آن در شهر انقره ترکیه در زمان تبعید جنرال دوستم معاون اول ریاست جمهوری و نارضایتی شماری از سران دولتی و جریان های سیاسی mandegar-3گذاشته شده بود، با کمی تغییر نام از ایتلاف نجات افغانستان به ایتلاف بزرگ ملی عملن وارد فضای سیاسی کشور شد. اعضای این ایتلاف که نگاه انتقادی به کارنامه و ادامه کار حکومت وحدت ملی به شکل فعلی آن دارند، می گویند در پی اصلاحات و ایجاد تغییرات اساسی در حکومت داری کشور استند. آن ها از کارکرد حکومت فعلی در عرصه های تامین امنیت، مشارکت سیاسی گسترده، برگزاری انتخابات و مسایلی از این دست راضی نیستند و می گویند که سران حکومت ظرف چهار سال گذشته موفق به انجام تعهدات شان در قبال مردم نشدند و نه تنها که به تعهدات خود عمل نکردند، بل بیشتر از همه وقت زمینه ساز فضای بی اعتمادی، ناامنی و تعصب های قومی و زبانی در افغانستان شده اند. به باور آن ها اگر وضعیت به گونه فعلی ادامه پیدا کند، بحران بزرگی که در راه است، فضای کل کشور را در می نوردد و آن را به پرتگاه نیستی و نابودی می کشاند. ارگ ریاست جمهوری که مخاطب بیشتر سخنرانی های سران ایتلاف جدید بود، در واکنش به اعلام موجودیت آن در یک اعلامیه با احتیاط تمام از آن استقبال کرد و گفت که ایتلاف های سیاسی می توانند برای حل مشکلات کشور ممد واقع شوند. اما در عین زمان شاه حسین مرتضوی معاون سخنگوی ارگ با اشاره به سفر اشرف غنی رییس حکومت وحدت ملی که هم زمان با اعلام موجودیت ایتلاف بزرگ ملی برای افتتاح لین برق ترکمنستان به ولایت بادغیس به این ولایت سفر کرده بود در صفحۀ فیسبوک خود نوشت که در زمانی که مردم یک ولایت اشک شادی برای دست یافتن به روشنایی می ریزند، عدۀ در کابل با نقد کارنامۀ حکومت، در پی تخریب آن استند. او در ادامه می نویسد که مردم نسبت به همه قضاوت خواهند کرد. این واکنش هرچند که می تواند دیدگاه شخصی تلقی شود، ولی هم چنان پرده از وارخطایی ارگ نسبت به تشکیل ایتلاف جدید نیز برمی دارد. پیش از این گفته می شد که ارگ پس از آن موفق به برگشت معاون اول ریاست جمهوری از ترکیه به کشور شد، که از او خواسته بود از ادامه حضور در ایتلاف نجات دست بردارد. اما حضور جنرال دوستم و تعداد زیادی از شخصیت های سیاسی و با نفوذ کشور نشان داد که ارگ در مرحلۀ فعلی موفق به فروپاشاندن ایتلاف جدید نشده است. اما بدون شک تلاش ها برای برهم زدن این ایتلاف به ویژه از جانب ارگ ادامه پیدا خواهد کرد وزمان نشان خواهد داد که ایتلاف جدید سیاسی چقدر می تواند نسبت به آرمان های که اعلام کرده، متعهد باقی بماند. متاسفانه تجربۀ ایتلاف های سیاسی در کشور بسیار اسفناک و مایوس کننده بوده و به همین دلیل هم مردم باور زیادی به موثریت چنین ایتلاف های ندارند. شاید یکی از امیدواری های ارگ برای رخنه کردن و فروپاشاندن ایتلاف جدید همین موضوع باشد. در گذشته بارها در آستانۀ انتخابات ایتلاف های بزرگ سیاسی در کشور شکل گرفت که پس از چندی با نزدیکی تاریخ برگزاری انتخابات با نفوذ ارگ در درون آن متلاشی شد.شاید مهم ترین و نزدیک ترین شاهد عینی چنین وضعیتی فروپاشی جبهۀ باشد که با حضور شماری از همین شخصیت های سیاسی در آستانۀ انتخابات سال ۱۳۹۳ به وجود آمد اما در نزدیکی انتخابات به دلیل نفوذ امریکایی ها و سران ارگ چنان متلاشی شد و از هم پاشید که هر یک از اعضای آن به سویی رفتند و فردای آن هیچ کسی باقی نماند که حتا از آن یاد کند. اعضای آن ایتلاف سیاسی همه در بدنه حکومت فعلی به موقف های بزرگی دست یافتند و دیگر از آن همه سروصدا و برنامه های سیاسی خبری نبود تا این که یک بار دیگر کارکرد و برخورد ارگ و به ویژه شخص رییس حکومت وحدت ملی با این افراد آن ها را یک بار دیگر در کنار هم قرار داد. نفس پیدایی ایتلاف های سیاسی بدون شک موجه و غیرقابل انکار است. نمی توان گفت که چرا شخصیت ها و احزاب سیاسی برای دست یافتن به مطالبات مشترک سیاسی در کنار هم قرار گرفته اند. حکومت وحدت ملی خود در توافق نامۀ سیاسی متعهد به ایجاد و حمایت از اپوزیسیون شده بود و حالا که چنین اپوزیسیونی ایجاد شده چرا باید نگران بود. نگرانی اما از جایی دیگر است. نگرانی از این جا بروز می کند که آیا اعضای فعلی ایتلاف جدید به برنامه های شان تا پایان کار، حداقل به برنامه های کوتاه مدت شان که می تواند همان برگزاری انتخابات ریاست جمهوری باشد، وفا دار باقی خواهند ماند؟ چه ضمانتی وجود دارد که این سیاسیون یک بار دیگر در دامن معامله گری های سیاسی نیفتند و به محض چراغ سبز نشان دادن ارگ یک دیگر را نفروشند؟ و بالاخره آیا سیاسیونی که برخی های شان همین حالا در بدنه حکومت در پست های بزرگی قرار دارند، می توانند به عنوان منتقدان وضعیت نیز عرض اندام کنند؟ تجربۀ افغانستان در هفده سال گذشته از ایتلاف های سیاسی بسیار تلخ بوده است. همه وقتی از حکومت سرخورده شده اند، ایتلاف ساخته اند و یا در ایتلاف ها شریک شده اند اما حضور و دوام شان چنان کوتاه مدت و مقطعی بوده که وقتی به صورت جداگانه وارد گفتگو و مذاکره با ارگ شده اند، به دوستان خود پشت کرده و ایتلاف سیاسی را از درون به چنان سرنوشتی دچار کرده اند که واقعا وحشتناک بوده است. دلیل این امر تنها مقطعی بودن خواست ها و مطالبات نبوده، بل نبود فکر سیاسی و هدف کلان مردمی نیز از مهم ترین عارضه های چنین ایتلاف های بوده است. اگر قرار باشد همه به خود فکر کنند و اگر شریک قدرت اند وضع خوب تلقی شود و اگر نبودند بحران و سیاه روزی کشور را فرا گیرد، بدون شک سرنوشت چنین ایتلاف های به جایی نخواهد رسید. ایتلاف فعلی باید پاشنه های آشیل خود را از همین حالا بررسی و محاسبه کند. باید سران آن با فکر و برنامۀ دقیق و مدون وارد فضای سیاسی کشور شوند و بدانند که برای چه و کدام هدف در کنار یک دیگر قرار گرفته اند. با مردم نمی شود همیشه شوخی کرد. روزی خواهی نخواهی مردم خواهند فهمید که ما چه می کنیم و چقدر توانایی برآورده ساختن آرمان های شان را داریم. چقدر برنامه های ما ملی و مردمی است و چقدر برای هدف های شخصی و گروهی خود می جنگیم و از مردم قربانی می گیریم.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.