آغوشِ بازِ «دولت‌ساز» به سـوی زورگویان و قـانون‌شکنان

احمد عمران/

به ششم میزان، روز برگزاری انتخابات، زمانِ زیادی نمانده؛ اما حضور دسته‌های انتخاباتی در صحنۀ رقابت زیاد چشم‌گیر و پُررنگ به نظر نمی‌رسد. پیش از این، گفت‎وگوهای صلح میان امریکا و طالبان بر برگزاری انتخابات سایه انداخته بود و بسیاری‌ها گمان می‌بردند که شاید انتخابات در اولویت قرار نداشته باشد. ولی از روزی که گفت‌وگوهای صلح متوقف شد و امریکا با کمکِ ۲۹ میلیون دالریِ خود به روند برگزاری انتخاباتِ افغانستان به شکلی حمایتِ خود از این روند را به نمایش گذاشت؛ دیگر برای اکثر شهروندانِ کشور شکی باقی نماند که فعلاً اولویت گفت‌وگوهای mandegarصلح نه، بل برگزاری انتخابات است.
هرچند جامعۀ جهانی دیگر آن توجهِ سال‌های نخستِ پس از فروپاشی طالبان را به افغانستان ندارد و این موضوع قابل درک نیز هست، ولی با آن‌هم هنوز نقش جامعۀ جهانی و متحـدانِ بین‌المللیِ کشور در مسایلِ سرنوشت‌سازِ سیاسی، مهم به نظر می‌رسد. در همین بحث انتخابات اگر جامعۀ جهانی کمک‌های لازمِ فنی و مالی را دریغ کند، ممکن نیست که دولت افغانستان موفق به برگزاری آن شود. شاید ارگ به دلایلِ مشخص از بودجۀ ملی بخواهد این روند را حمایت کند، ولی این حمایت بدون شک تأثیرهای بسیار منفیِ خود را روی دیگر بخش‌ها به‌جا می‌گذارد.
در همین حال، حکومت تلاش دارد که با راه‌اندازی عملیات‌هایِ نظامی برای سرکوب مخالفانِ مسلح و به‌ویژه طالبان که بخش‌های وسیعی از خاکِ کشور را در کنترول دارند، این پیام را به جامعه بدهد که نسبت به امنیتِ انتخابات زیاد نگران نباشند. ولی هنوز امنیتِ انتخابات در صدرِ نگرانی‌های مردم قرار دارد. طالبان که حالا خود را در میدان گفت‌وگوهای صلح شکست‌خورده احساس می‌کنند، می‌خواهند که با ضربه زدن به روند انتخابات این شکست را جبران کننـد. گزارش‌های زیادی از ولایت‌های شمالی، جنوبی و شرقیِ افغانستان وجود دارد که طالبان تلاش‌های فراوانی را برای عدم برگزاری کارزارهای انتخاباتی و شرکت مردم در انتخابات صورت داده و مردم را تهدید کرده‌اند که نه در کارزارهای انتخاباتی شرکت کنند و نه هم در انتخابات؛ چون ممکن است که با واکنش سختِ این گروه روبه‌رو شوند. بسیاری از گزارش‎گران می‌گویند در مناطقی که طالبان انتخابات را تحریم کرده‌اند، باشنده‌گانِ آن مناطق در هراس به‌سر می‌برند و تمایل چندانی برای شرکت در کمپاین‌های انتخاباتی و انتخابات از خود نشان نمی‌دهند.
به تبع این وضعیت، اکثر نامزدان ریاست‌جمهوری هم نسبت به برگزاری انتخاباتِ شفاف و عادلانه که بتواند آرای مردم را منعکس کند، مشکوک به نظر می‌رسند. استفادۀ دو نامزدی که فعلاً در سمت‌های نخستِ حکومتی قرار دارند، از امکانات دولتی به نفع خود، فضای کمپاین ها را به‌شدت متأثر کرده است. آقایان غنی و عبدالله هرکدام به نوبۀ خود از امکانات دولتی چنان استفاده می‌برند که گویی این امکانات به همین منظور در اختیارشان قرار گرفته است. در این میان، استفاده دستۀ انتخاباتی «دولت‌ساز» از امکانات حکومتی، گسترده‌تر و بی‌رویه‌تر است. این دستۀ انتخاباتی افزون بر این‌که بسیاری از والیان و مسوولانِ محلی در ولایت‌ها را برای وادار کردنِ مردم به پیوستن به این دسته در اختیار گرفته، از مصرف بی‌رویۀ پول‌های بیت‌المال و امکاناتِ حکومتی نیز در این راستا دریغ نمی‌ورزد.
آقای غنی این روزها علاوه بر برگزاری کارزارهای پُرمصرف، از طریق ویدیوکنفرانس‌ها و استفاده از مرکز توحید که صرفاً به امور امنیتی اختصاص دارد، تلاش دارد که در تبانی با بدنام‌ترین افراد محلی از زور و تهدیدِ آن‌ها برای پُر کردن صندوق‌های رای استفاده کند. آقای غنی خلافِ شعار اصلیِ انتخاباتیِ خود که «با زورگو و قانون‌شکن سازش نمی‌کنیم»، عملاً با زورگوترین و قانون‌شکن‌ترین فرماندهان و افرادِ مسلح و بدنامِ محلی سازش کرده و با تطمیعِ آن‌ها می‌خواهد که انتخابات شش میزان را یک بارِ دیگر به افتضاح ملی و جهانی تبدیل کند. برای آقای غنی و دستۀ انتخاباتی‌اش، زورگو و قانون‌شکن فقط کسانی اند که نمی‌خواهند در کنارِ آن‌ها باشند. اگر هر فرد مجرم و قانون‌شکنی بخواهد از چتر حمایتیِ آقای غنی مستفید شود و به این دسته بپیوندد، آن فرد دیگر در قاموسِ این دستۀ انتخاباتی زورگو و قانون‌شکن خوانده نمی‌شود. موارد و مثال‌های زیادی از این نوع رفتار در تمام ولایت‌های کشور وجود دارد و حتا نیاز نیست که به چنین افرادی اشاره صورت گیرد.
آقای غنی که در عینِ حال زمام قدرتِ سیاسیِ کشور را نیز در دست دارد، با توطیه‌چینی و زمینه‌سازی‌هایِ فراوان سعی می‌کند که از حضور دیگر نامزدانِ انتخابات در میان حامیان‌شان جلوگیری کند. او با ایجاد تشویش در اذهان عمومی، عدم هماهنگی‌های امنیتی و تفرقه‌افکنی، از برگزاری کمپاین‎های رقبایِ خود جلوگیری می‌کند. همین لحظه، هیچ عقلِ سالمی نمی‌پذیرد که در افغانستان کمپاینِ عادلانه و برابرانۀ انتخاباتی وجود دارد. آیا در چنین وضعیت و فضایی، می‌توان از برگزاری انتخاباتِ شفاف و عادلانه در افغانستان سخن گفت؟
آقای غنی که می‌خواهد به هر شکل و از هر راهِ ممکن دوباره خود را به قدرت سیاسی برساند، نمی‌داند که در صورت عدم برگزاری انتخاباتِ شفاف و فراگیر، چه چیزی در انتظار افغانستان خواهد بود. آیا او فکر می‌کند که پیروزی از راهِ تقلب و فریب‌کاری باعث می‌شود که او به‌آرامی حکومت کند؟ آیا مردم کشور باز همچون انتخابات‌های گذشته، سلطۀ یک فرد متقلب و بیمار را خواهند پذیرفت؛ فردی که تمام هم‌وغمش رسیدن به قدرت و بردنِ کشور به سال‌های تبعیض و بی‌عدالتی است؟

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.