آقـای «مشـروع» با «نامشروعان»

احمد عمران/ شنبه 20 اسد 1397/

هفته گذشته ارگ شاهد دید و بازدیدهای محمد اشرف‌غنی رییس حکومت وحدت ملی با تعداد زیادی از سران جهادی و شخصیت‌های سیاسی کشور بود. در اعلامیۀ ارگ در مورد این دیدارها گفته شده که آقای غنی در ادامه مشوره ها و گفتگوهایش در زمینه صلح و آینده کشور با رهبران سیاسی افغانستان دیدار داشته است. جالب این‍‌جاست که اکثر قریب به اتفاق شخصیت‌های که در ارگ از آن ها پذیرایی صورت گرفت همان هایی اند که چند روز قبل از آن وقتی این افراد در رابطه به مشکلات انتخاباتی با هم نشست داشتند و پیشنهادهایی را برای بهبود نظام mandegar-3انتخاباتی کشور ارایه کردند، آقای غنی با عصبانیت در واکنش به این نشست و پیشنهادهای ارایه شده، گفت: که این افراد کی اند؟ از کجا آمده اند؟ و چه مشروعیتی دارند که به حکومت و دولت او راهکار ارایه می‌کنند.
او گفت که این افراد وقتی به پشت سر خود نگاه کنند، کسی را نخواهند دید در حالی که من با رای مشروع و مستقیم اکثریت مردم افغانستان به عنوان رییس جمهور این کشور انتخاب شده‌ام. حالا معلوم نیست که آقای غنی با چه پیش زمینه و فرضی با این افراد که به نظر او مشروعیت سیاسی هم ندارند، در مورد مسایل حساس کشور دیدار کرده است؟ مردم کدام حرف آقای غنی را باور و تبعیت کنند؟ آنکه گفت این‌ها مشروعیت سیاسی ندارند و یا این که از آن‌ها با عزت و حرمت تمام در ارگ ریاست جمهوری پذیرایی کرد؟ قبل از آن که به مسایل پشت پردۀ این دیدارها اشارۀ داشته باشیم و انگیزه‌های آقای غنی را در متوسل شدن به گفته او به افراد» نامشروع سیاسی» بررسی کنیم خوب است یک نکته را فراموش نکنیم که آقای غنی با همه ویژه‌گی‌هایی که دارد، سیاست‌مداری پوپولیست و عوام فریب است. برای او چیزی بالاتر از منافع شخصی وجود ندارد. اگر روزی منافع او ایجاب کند، حتا حاضر است نزدیک ترین افرادش را نیز قربانی سازد. چنان چه دیدیم که با نزدیک ترین افراد تیم خود که می‌گفت آن ها برای اش از برادر هم مهم تر اند، چه کرد. با دوستم و احمدضیا مسعود چه کرد؟ برای آقای غنی و سیاست مدارانی مثل او چیزی به نام ارزش ملی وجود ندارد و وقتی این افراد از ارزش های ملی سخن می گویند از ارزش های مد نظر شان است که به خودشان و قوم و قبیله شان مربوط می شود. و اما چرا آقای غنی خواست با سیاسیون و چهره های جهادی کشور یک بار دیگر در ارگ دیدار کند؟ به نظر می رسد که او یک بار دیگر در تنگنا افتاده و سیاست های قوم گرایانه و تشتت طالبانه اش نتیجه نداده است. به نظر می رسد که در هفته های اخیر رابطه آقای غنی با امریکایی ها دچار تنش شده و همین مساله باعث وارخطایی اش شده است. گفته می شود که امریکایی ها متوجه ناتوانایی های آقای غنی در مدیریت سیاسی و گفتگوهای صلح با طالبان شده اند و به رغم ادعا های او و به بادنجان به قاب چین های دور دسترخوان اش که می گویند، او از چنان توانایی مدیریتی برخوردار است که می تواند کشور را به گلستان تبدیل کنند، عملا در چهار سال گذشته در تجربه عملی سیاست های ارگ دیده اند که آقای غنی به جای مدیریت کشور می تواند آن را با اتخاذ سیاست های غلط و قوم گرایانه به سمت انقطاب و پراکنده گی سوق دهد. به همین دلیل هم در مسالۀ گفتگوهای صلح و این که چگونه با طالبان تعامل صورت گیر خودِ امریکایی ها وارد صحنه شده اند. هر چند هرگز در هفده سال گذشته در سیاست های کلان امریکایی ها غایب نبوده اند ولی این بار مدیریت گفتگوهای صلح را به عهده گرفته اند. دیدارهای که معاون وزارت خارجه امریکا با شماری از سیاست مداران و رهبران کشور و در قطر با نماینده گان طالبان داشته است، عملا به حذف ارگ از این گفتگوها انجامیده است. گفته می شود که حتا ارگ از جزییات این گفتگوها نیز خبر ندارد. در چنین وضعیتی ارگ یک بار دیگر به تکاپو افتاده که بتواند دوباره در سیاست عملی وارد میدان شود. دیدارهای آقای غنی با سیاست گران افغانستان بیشتر از آن که جنبه عملی و جست و جو گرایانه برای رفع مشکلات کشور داشته باشد، دیدارهای واکنشی و از روی مجبوریت است. دیدارهای که برآیند آن در سیاست عملی کشور هیچ تاثیری به جا نمی گذارد. این عادت همیشه گی ارگ نشیان از زمان کرزی تا به حال است که هر وقت دچار مشکل شده اند و یا دیده اند که دیگر از چشم حمایت گران بین المللی خود می افتند، دست به دامن شخصیت های جهادی و سیاسی زده اند تا حداقل نشان دهند که هنوز در صحنه اند و می توانند از پس مشکلات کشور بیرون شوند. آقای غنی اگر واقعا به نقش و تاثیر این گونه افراد و شخصیت ها باور می داشت، چنان بی مهابا و لجام گسیخته به آن ها توهین روا نمی داشت. ارگ در چهار سال گذشته به صورت کم سابقه کشور را به سوی تباهی و جنگ های مدهش برده است. هر حرکت آقای غنی برای انحصار بیشتر قدرت سبب خونین ترین رویداد ها در کشور شده است. همین لحظه جنگ در تمام نقاط کشور بیداد می کند، فقر اقتصادی به اوج خود رسیده و مردم نسبت به عملکرد حکومت واقعا تبعیض و بی عدالتی را به چشم سر می بینند. در چنین شرایطی نمی توان انتظار داشت که وضعیت ور به بهبود بگذارد. وضعیت اسفار امروز کشور نتیجه مستقیم ندانم کاری ها و سیاست های مضر ارگ ریاست جمهوری بوده است. آقای غنی در آستانه انتخابات دیگر فرصتی برای بهبود اوضاع ندارد، او همۀ فرصت ها را به چالش تبدیل کرد و کشور را در آستانه نابودی و سقوط به دامن طالبانیزم و افراط گرایی قرار داد. در چنین وضعیتی تنها راه چاره کنار کشیدن از قدرت است. آقای غنی و تیم ارگ فاقد مدیریت سیاسی اند و نمی توانند کشور را از چنگ بحران های مدهشی که به آن ها گرفتار شده نجات بخشند. آقای غنی در چنین وضعیت بحرانی هنوز به فکر ادامه قدرت خود پس از پایان دورۀ پنج ساله اش است. او با افتتاح پروژه های قبلا افتتاح شده و با دروغ های شاخدار می خواهد مردم را بفریبد که اگر تا انتخابات بعدی ریاست جمهوری دوام آورد برایش رای بدهند. هدف دیگر ارگ از دیدار با رهبران سیاسی کشور همین مساله است. او پس از شکل گیری شورای بزرگ ملی عملا وارخطا شده و حس کرده است که دیگر برد با او نیست. او می خواهد از طریق دیدار با سران و رهبران سیاسی کشور در این جبهه بزرگ شکاف به وجود آورد و مثل همیشه در آستانه انتخابات از آن به نفع خود استفاده ببرد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.