آیا بازگشت از لبۀ پرتگاهِ بحرانِ انتخابات ممکن است؟

محمداکرام اندیشمند/

صرف‌نظر از این‌که چه کسی و کدام طرف در بازگشت به بحران انتخاباتی مقصر است، هرگونه بی‌ثباتیِ سیاسی و امنیتیِ ناشی از این بحران، به تمام دستاوردهای نیم‌بند عرصه‌های حیات سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و… افغانستان در این سیزده سال نقطۀ پایان می‌گذارد. و این پایان غم‌انگیز، هیچ برنده‌یی نخواهد داشت و به هیچ عدالتی نخواهد انجامید.mnandegar-3
تیم اصلاحات و همگرایی، پیوسته خود را در دامِ اشتباهاتِ خود پیچانده است و تیم تحول و تداوم در صعود از نردبان تقلب، خود را بر بلنـدای پیروزی و قهرمانی می‌بیند.
امریکایی‌ها و متحدان غربی‌شان، به هر قیمتی، در صدد آن هستند که دولت آینده از بطنِ انتخابات سر برآورد، تا افکار عامۀ جوامعِ خود و دنیا را نسبت به پیروزی و کارآیی دموکراسی در افغانستان قانع و راضی سازند؛ صرف‌نظر از آن‌که زاییده و برآمدۀ این بطن تا چه حدی معیوب، معلول، ناتوان و حتا نامشروع باشد.
اشتباهات اصلاحات و همگرایی در روند انتخابات، اشتباهی پیوسته و گام به گام بود که در یک بازی فاقد برنامه و دید استراتژیک، به‌صورت واکنشی وارد میدان‌های پُر از مین و دام گردید:
چرا این تیم، بدون شفاف‌سازی دور اول انتخابات وارد دور دوم شد؟
چرا این تیم، در دور دوم که تقلب سازمان‌یافته با ایجاد مراکز رای‌دهی جدیدِ خیالی در مناطق ناامن مد نظر گرفته شد، از همان آغاز و در همان موقع بر لغو این مراکز پافشاری نکرد؟
چرا این تیم، دور دوم انتخابات را بدون حضور ناظرانِ خود در ولایاتی پذیرفت که زمینه برای نظارت آن‌ها نامساعد بود و نامساعد ساخته شد، و در همان روز بر ابطال انتخابات در آن مناطق اصرار نکرد؟
چرا این تیم، بازشماری مجدد شمارشِ صددرصدی آرا را در حالی پذیرفت که به تقلب سازمان‌یافته اذعان داشت و در حالی که این بازشماری به این تقلب مشروعیت می‌بخشید؟
چرا این تیم، معیارهای ابطال آرا را که شفاف‌سازی روند انتخابات و تفکیک آرای پاک از آرای ناپاک، مستلزم استفاده از این معیارها بود، در آغاز روند بازشماری به توافق تمام جوانب ذی‌دخل نرساند؟ و بسیار چراهای دیگر.
تیم تحول و تداوم و رییس این تیم، جناب اشرف‌غنی احمدزی در حالی که خود را به دو توافق سیاسی و تخنیکی بر سر بحران انتخابات متعهد می‌داند، اما معیارهای مورد نظر تیم مقابل را بر سر ابطال آرا در توافق تخنیکی نمی‌پذیرد. رییس و اعضای این تیم در صحبت بر سر توافق سیاسی که در آن از تشکیل حکومت وحدت ملی سخن رفته است، علی‌رغم تعهد به رعایت این توافق، پیوسته نسخۀ قانون اساسی را از جیب خود بیرون می‌کند و صلاحیت‌های رییس‌جمهور را مورد تأکید قرار می‌دهد. تیم تحول و تداوم به پای‍‌بندی خویش در ایجاد مقام اجرایی در حکومت انگشت می‌گذارد، اما وظایف و صلاحیت آن را در انحصار و تصمیم رییس‌جمهور آینده تلقی می‌کند؛ رییس‌جمهوری که پیشاپیش خودش را در این مسند می‌بیند و برندۀ انتخابات می‌پندارد. به این ترتیب، تفسیر و تعبیر تیم تحول و تداوم از توافقات تخنیکی و سیاسی، یک تعبیر و تفسیر متناقض، چالش‌برانگیز، ستیزه‌جویانه و غیرعملی است. حتا اگر در فضای این باور و دیدگاه و با فشار امریکایی‌ها، حکومت وحدت ملی از این دو تیم تشکیل شود، این حکومت پیوسته درگیر تعارضاتِ درونی خواهد ماند و راه ناهموار وحدت ملی را ناهموارتر خواهد ساخت.
راه‌حل چیست؟
احیای مشروعیت انتخابات و مشروعیتِ نتیجۀ یک انتخاباتِ مشروع و شفاف از این انتخابات و نهادهای انتخاباتی، یک تصور باطل و یک امر نامحتمل است؛ در حالی که توسعه و ثبات پایدار سیاسی در افغانستان که متضمن توسعه در عرصه‌های اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، امنیتی و … شمرده می‌شود، به مشروعیت و شفافیت انتخابات برمی‌گردد. شاید نکات زیر در این جهت کارساز و مشکل‌گشا باشد:

۱ـ ابطال انتخابات
۲ـ تشکیل حکومت موقت بدون حضور رییس‌جمهور کرزی و دو نامزد رقیب انتخابات ریاست جمهوری
۳ـ تعدیل و اصلاح قانون انتخابات
۴ـ سرشماری نفوس و توزیع تذکرۀ تابعیت
۵ـ تعهد و تأکید به تعدیل و اصلاح قانون اساسی پس از انتخابات مجدد ریاست‌جمهوری
۶ـ تعیین رییسان و کمیشنران کمیسیون‌های انتخاباتی
۷ـ برگزاری انتخابات مجدد ریاست‌جمهوری.

اشتراک گذاري با دوستان :