آیا قطع‌نامۀ اجلاسِ استانبول برای پایانِ خشونت‌ها موثر است؟

منو چهر/

در سومین نشست کشورهای اسلامی ‌موسوم به اجلاس استانبول که زیر عنوان «همکاری کشورهای اسلامی ‌برای آیندۀ صلح‌آمیز افغانستان» برگزار شده بود، قطع‌نامه‌یی ۱۱ماده‌یی به تصویب رسید که در آن همۀ علما، حملات انتحاری را شرعاً حرام دانستند.
در این قطع‌نامه گفته شده که افغانستان یک کشور اسلامی‌است، نه دارالحرب. هم‌چنان در این قطع‌نامه آمده است که استفاده از نصوص شرعی برای توجیه حملات انتحاری، غیرمشروع است.
قبل بر این هم، بارها علمای اسلامی ‌حملات انتحاری را حرام دانسته بودند، از جمله شورای علمای افغانستان. اما طالبان هرگز به این فتواها توجه نکرده‌ و افزون بر آن‌که به اعمال‌شان ادامه داده‌اند، موضع علمای افغانستان را یک موضع دولتی خوانده‌اند.
اکنون به نظر می‌رسد که شمار زیادی از کشورهای اسلامی ‌و مراجع معتبر مذهبی، با موضعِ روحانیون و مردم افغانستان موافق‌اند و اعمال طالبان را خلاف شریعت اسلامی ‌می‌دانند. اما باید به یاد داشت که طالبان جدای از این‌که از نصوص مذهبی و دینی استفادۀ ابزاری می‌کنند، بیشتر یک گروه نظامی ـ ‌سیاسی‌اند و نباید این بعد از مسأله را از نظر دور انداخت. ساختار این گروه طوری است که چند رهبرِ سودجو و آگاه، شمار زیادی از افراد ناآگاه را با تلقینات و دیکته‌های دینی دور خود جمع کرده اند. بی‌تردید که رهبران طالبان به‌خوبی می‌دانند؛ آن‌چه را نظام طالبانی دین می‌شمارد، دین نیست، بل‌که جنایتی است در حق دین؛ همان‌ چیزی که علمای اسلامی ‌در اجلاس استانبول مطرح کرده‌اند.
تاجران دین ـ که همانا رهبران طالبان‌اند ـ همواره با صدور فتوا، بر پیروان و سربازان‌شان اعمال نفوذ می‌کنند. این تاجران به نوبۀ خود، به حلقۀ کلانی از دستگاه‌های استخباراتی منطقه به‌خصوص پاکستان وابسته‌اند که برای تأمین منافع آن کشور، کتلۀ عظیمی از سربازانِ ناآگاه را زیر عنوان طالب، به دور خود جمع کرده‌اند.
به این ترتیب، پاکستان برای تأمین منافع خودش، به رهبران طالبان دستور می‌دهد و سپس، آن‌ها این دستور را در پوشش دینی، به خورد سربازان‌ِ خود می‌دهند.
بنابراین، فهمیده می‌شود که یک بخش کار، سلب صلاحیت کردنِ مراجع دینی طالبان است که خوش‌بختانه اجلاس استانبول و شوراهای دیگر این کار را کردند. اما راه دیگر، همانا بسیج فشار بین‌المللی علیه پاکستان به عنوان بانی و حامیِ ‌طالبان است که بیشتر وظیفۀ نهادهای سیاسی می‌باشد. اما سوگ‌مندانه تا کنون حکومت افغانستان به عنوان یک نهاد سیاسی و مسوول در این راستا، هیچ اقدامی ‌نکرده است.
حرکات و رفتار حکومت در این زمینه، بسیار سطحی و نمادین بوده که تنها تنش‌ها را بیشتر کرده و به مردم زیان رسانده است.
در هر حال، هرچند اقدام علمای افغانستان و سایر کشورهای اسلامی، ‌بسیار به‌جا و قابل تقدیر است؛ اما باید گفت که تنها از این طریق، دست‌یابی به صلح ممکن نیست. زیرا همان گونه که گفته شد، باید در سایر بخش‌ها هم تلاش صورت گیرد. ولی نخستین نکتۀ قابل توجه آن است که روشی را که علمای محترم افغانستان و همین گونه علمای کشورهای اسلامی ‌پیشه کرده‌اند نیز خیلی کارساز به نظر نمی‌رسد.
طالبان، یک گروه خشن و عمل‌گرا هستند که خیلی به اعتقادات و نصوص دینی پای‌بند نمی‌باشـند. آنان تنها با ارعاب و فتوا می‌توانند قانع شوند؛ همان روشی که رهبرانِ آنان پیشه کرده‌اند. اما قطع‌نامۀ اجلاس استانبول، بسیار واعظانه و ناصحانه است؛ چیزی که طالبان با آن کیلومترها فاصله دارند. از این‌رو، لازم بود که علیه همین روش طالبان، فتوای دیگری صادر می‌شد. بی‌تردید که این روش، بر ذهن تنبل و ناآگاهِ آن سربازی که واسکت انتحاری می‌پوشد و خود را در میان مردم منفجر می‌کند، تأثیر می‌گذارد.
نکتۀ دوم در این زمینه، ادامه و استمرارِ فتواهاست که باید صورت گیرد. زیرا اکثراً افراد گروه طالبان، از منابع اطلاعاتی به دور اسـتند و تمام رسانه‌هایی که دست‌رسی به اطلاعات را ممکن می‌سازند، از سوی مدیران و رهبرانِ آنان مدیریت می‌شود. بنابراین، می‌طلبد که صدورِ این فتاوی به صورت مستمر نه تنها در مراکزی چون استانبول، بل در داخل کشور و هم‌چنان در قرا و قصباتِ افغانستان ادامه یابد.
به این معنا که برای رساندن فتواها و پیام‌های همین قطع‌نامه و احتمالاً فتواهای دیگر، باید از خود مردم استفاده شود. در میان مردم، در نواحی و مکان‌هایی که طالبان مسلط اند تبلیغ شود، تا باشد به صورت شفاهی، این پیام‌ها به گوش افراد طالبان برسد.
در پایان باید افزود که قطع‌نامۀ علمای جید افغانستان و همین‌گونه حمایت کشورهای اسلامی، ‌خیلی به‌جاست و بی‌تردید که نتایجی را هم در پی خواهد داشت. اگر این روش از سال‌های قبل به کار می‌رفت، مطمیناً که اکنون نتایج بیشتری از آن گرفته بودیم. اکنون هم خیلی دیر نشده؛ اگر پیوسته و مستمر این روش به کار برده شود، دست‌کم ما از شر اسلامِ طالبانی و ابزاری‌یی که آن گروه روی دست دارد، خلاص خواهیم شد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.