ابـعاد بیـن‌المللی سـقوط کندز

عبدالاحد هادف/ شنبه 11 میزان 1394/

روسیه از موقفِ خصمانه‌اش در برابر ناتو و امریکا پایین نیامد. در اوکراین و مناطق دیگر به تنش ادامه داد. تحریم های غرب به انعطاف‌پذیری روسیه کمک نکرد. آماده‌گی‌های نظامیِ این کشور هم شتاب چشمگیر گرفته است. روابطش با کشورهای حریفِ امریکا مثل چین و ایران رو به گسترش است. در این اواخر روسیه به جای انعطاف‌پذیری در برابر امریکا و ناتو، موقف تهاجمیِ بیشتری اتخاذ کرد. مسالۀ سوریه را جدی گرفت و برای همکاری نظامی با mnandegar-3سوریه حتا در حد اعزام نیروهای رزمی آماده‌گی نشان داد. این اقدام روسیه در نظر غرب نه تنها یک آزمونِ خطرناک که یک عبور وحشتناک از خط سرخ بود. این اقدامات در یک دلالت خود، اعلان جنگ با قدرت‌های مخالف بشارالاسد به حساب آمد که قابل تحمل برای غرب بوده نمی‌تواند. اگر این زنگِ خطری برای آغاز جنگ گرم نباشد، قطعاً گرم شدنِ جنگ سرد را نشان می‌دهد. امریکا و غرب دست به واکنش بردند و پیام‌های گرم و سرد به روسیه دادند که تندترین این پیام از طریق حادثۀ کندز بود.
جنگ کندز درست در وقتی به وقوع پیوست که اسامبلۀ عمومی ملل متحد در حال تدویر بود و سران کشورها به شمول روسیه و افغانستان در نیویارک حضور داشتند و طبق معمول می‌بایست با مقامات امریکا و غرب دیدار نمایند. سقوط کندز در واقع پیامی روشن و تکان‌دهنده‌ به روسیه است. این سقوط تصادفی و یا به همت طالبان صورت نگرفت و نمی‌توانست بگیرد، به اساس تدبیر و تصمیم بالاتر از حدود درک و صلاحیتِ طالبان و دولت افغانستان به میان آمد. به روسیه پیام داده شد که خطر در زیر ریشت است، مرزهای جنوبی و حوزۀ نفوذت در آسیای میانه به‌شدت آسیب‌پذیر است. اعتماد به دولت افغانستان به عنوان حافظ این مرزها هم بی‌جاست. هر وقت خواسته باشیم، داعش و طالبان را به آسیای میانه سوق می‌دهیم و در یک شب یک ولایت را به دست گروه‌های تندور سپرده می‌توانیم که تا رسیدن به مرزهای مسکو یک‌شبه ره صدساله خواهند رفت.
برخلاف معمول در برجسته‌سازی آغاز حملات هوایی ناتو بر مواضع طالبان در کندز، زیاد کوشش رسانه‌یی صورت گرفت تا گفته شود که کلید حل نه به دست دولت افغانستان که به دست غرب است و روسیه باید روی امریکا بیشتر از دولت افغانستان حساب کند.
در بحبوحۀ این جریان‌ها، سخنرانی رؤسای جمهور روسیه و امریکا در اسامبلۀ عمومی ملل متحد نیز مشحون از اعتراض بر یکدیگر بود که نشان می‌دهد در تنش بی‌سابقه قرار دارند. سران هر دو کشور با همدیگر ملاقات‌های دوجانبه داشتند که حتماً حادثۀ کندز در ذهنِ هر دو حضور تازه و عینی داشته و پیام‌های این حادثه میان دو طرف رد و بدل می‌شده است. در سخنرانی دکتور عبدالله هم موضوع کندز برجسته و بر رونقِ آن افزوده شد و این که سفر خود را به دلیل حادثۀ کندز برای برگشت به کشور ناتمام ماند، جنبۀ تبلیغاتی موضوع را برجسته و زنگ خطر را بلندتر به گوش پوتین نواخت.
بدون شک، پوتین به حدی زیرک است که پیام را خوب گرفته و با کوله‌باری از تشویش و دغدغه از نیویارک به کشورش برگشته است. به امید این‌که سران حکومت وحدت ملی هم پیام را گرفته و هضم کرده باشند.
بدین ترتیب، ما هنوز قربانی جنگ سرد هستیم. حالا این رقابت درست در وقتی صورت می‌گیرد که دیگر «فاتح جنگ سرد» از خود نداریم، «مسعود» مدت‌ها قبل ترور شده است!

اشتراک گذاري با دوستان :