استراتژی جـدید و انـزوای پاکستـان

نثاراحمد فیضی غوریانی، عضو مجلس نماینده‌گان/ چهار شنبه 8 سنبله 1396/

امریکا در زمانی استراتژی تازۀ خود در مورد افغانستان را اعلام کرد که برای بسیاری از گروه‌های تروریستی و حامیان‌شان، جنگ افغانستان جنگی پایان یافته و رو به شکست به نظر می‌رسید. این گروه‌ها و حامیانِ آن‌ها، در شانزده سال گذشته با تأکید بر سیاست ادامۀ جنگ و خسـته ساختن نیروهای mandegar-3شامل در آن، تلاش های زیادی را به خرچ دادند که نتیجۀ جنگ را به نفع خود مصادره کنند. وقتی از این منظر به اعلام اسـتراتژی تازۀ امریکا نگاه کنیـم، آن‌گاه اهمیتِ آن بیشتر از چیزی به نظر می‌رسد که برخی از تحلیل‌گران و منتقدان مدعی آن اند.
شاید اگر امریکا در شانزده سال گذشته به وضعیتِ افغانستان به شکل بهتری رسیده‌گی می‌کرد و در مبارزه با تروریسم و تأمین امنیت افغانستان جدی‌تر می‌بود، امروز مشکلات کشور این‌قدر حاد نمی‌شد که گروه‌های تروریست جرأت پیدا می‌کردند که دم از پیروزی قریب‌الوقوع خود در افغانسـتان بزنند.
مهم‌ترین عامل ادامۀ جنگ در افغانستان که همواره امریکایی‌ها در سیاست‌های خود آگاهانه از آن غفلت می‌کردند، نقش پاکستان در تداومِ این جنگ بود. امریکا به دلایل مختلف نمی‌خواست پاکستان را بخشی از معضل مبارزه با تروریسم معرفی کنـد. اما امروز تا حد زیادی این مشکل در استراتژی تازۀ امریکا راه حل یافته است.
امریکا برای نخستین بار به صورتِ رسمی در استراتژی تازه، از نقش ضعیفِ پاکستان در مبارزه با تروریسم انتقاد می‌کند و می‌گوید که ما به کشوری میلیاردها دالر کمک کرده ایم که از تروریسم حمایت می‌کرده است. این گونه تأکید بر نقش مخربِ پاکستان در جنگ با تروریسم، در گذشته از سوی امریکایی‌ها صورت نگرفته بود. آن‌ها گاه گاهی در سال‌های اخیر از سیاست‌های پاکستان انتقاد می‌کردند ولی نه به گونه‌یی که آن را بخشی از معضل مبارزه با تروریسم عنوان کننـد.
پاکستان با وجود همۀ تلاش‌هایی که برای ناکام ساختنِ برنامه‌های امریکا در منطقه و افغانستان به‌راه انداخته بود، در سیاست‌های رسمیِ این کشور به عنوان متحد استراتژیک شناخته می‌شد و همان نقشی را در مسایل منطقه‌یی بازی می‌کرد که در سال‌های جنگ سرد به عهدۀ آن گذاشته بودند.
یکی از عمده‌ترین انتقادهایی که از سوی دولت افغانستان همواره مطرح بود، عدم توجه به پایگاه‌های اصلی تروریسم بود که تا حد زیادی استراتژی جدید رییس جمهوری امریکا به آن پاسخ می‌دهد. اما اصلِ مهم این است که دولت افغانستان چگونه می‌تواند جنبه‌های مثبت استراتژی جدید را در مهار تروریسم و تروریسم‌پروری به سود منافع افغانستان استفاده کند.
اگر دولت افغانستان نتواند نکات مهمِ استراتژی جدید امریکا در مبارزه با تروریسم را از قوه به فعل برساند، بدون شک تغییر چنـدانی در وضعیت رونما نخواهد شد. تجربه نشان داده که پاکستانی‌ها در چنین مواقعی می‌توانند خود را از وضعیتِ بحرانی نجات دهند و با در پیش گرفتن سیاست‌های تازه، میان منافعِ خود و انتظارهای جامعۀ جهانی ظاهراً سازگاری به وجود آورند، آن‌هم تا زمانی که بتوانند دوباره وضعیت را به نفع سیاست‌های خود تغییر دهند.
حالا فرصتِ تازه‌یی در برابر دولت افغانستان قرار گرفته که بحث مبارزه با تروریسم را از رکود و رخوتی که در سالیان اخیر دچار آن شده و به‌شدت باعث ضربه زدن به امنیت و بازسازی افغانستان گردیده، به مبارزه‌یی جدی، فعال و سازنده تغییر دهد. نیاز است که مبارزه با تروریسم و افراط‌گرایی در سیاست‌های جهانی و منطقه‌یی بازتعریف شود و با دگرگونی‌هایی که این پدیده به خود گرفته، هماهنگ ساخته شود.
پاکستان بر اساس استراتژی جدید امریکا در مرحلۀ انزوا به سر می‌برد و این مهم‌ترین و قوی‌ترین جنبۀ مثبتِ استراتژی جدید امریکا در مورد افغانستان و جنوب آسیاست. در استراتژی جدید امریکا نکات مثبتِ زیاد دیگری هم در امر مبارزه با تروریسم وجود دارد که یکی از این نکات، حمایت از ارتش و نیروهای امنیتی افغانستان در سیاست‌های امریکاست. امریکا اعلام کرده که در کنار مردم و نیروهای امنیتی افغانستان باقی می‌ماند و کمک‌های خود را در امر آموزش و تجهیزِ این نیروها ادامه خواهد داد.
در همین حال، استراتژی جدید امریکا این حق را به خود محفوظ نگه داشته که مطابق به شرایط در مورد نیروهایش در افغانستان تصمیم بگیرد. در سایۀ استراتژی جدیدِ امریکا در افغانستان و جنوب آسیا، اولاً این امیـدواری خلق شده که حکومت افغانستان با استفاده از نکات مهمِ این استراتژی، بتواند ظرفیت‌ها و توانایی‌های بالقوۀ خود را به فعلیت برساند و از این رهگذر، تغییر محسوس و مطلوبی در میدان‌های جنگ رونما سازد. ثانیاً این‌که پاکستان پس از درکِ عمیقِ انزوای وارد آمده بر آن، انعطافی جدی در سیاست‌های تروریسم‌محورانه و تعقیب عمقِ استراتژیک در افغانستان ایجاد کند.
صرف‌نظر کردنِ پاکستان از سلطه‌جویی و مداخله، خود به خود معادلۀ جنگ در افغانستان را تغییر خواهد داد. اگر ایالات متحدۀ امریکا در تطبیق استراتژی تازه اعلام‌شده‌اش جدیت و صداقت نشـان دهد، حتم داریم که پاکستان به‌تدریج سیاست خارجیِ خود را با مطالباتِ این ابرقدرت عیار خواهد کرد و هرگز افغانستان تبدیل به تجربه‌یی همانند ویتنام و عراق برای نیروهای امریکایی بدل نخواهد شد.
فقط گذشتِ زمان و حوادثِ آیندۀ افغانستان ثابت خواهد کرد که دونالد ترامپ رییس‌جمهوری مناسب برای مردم امریکا و سیاست‌مداری مفید برای امنیتِ جهان، منطقه و افغانستان بوده است و یا خیر.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.