استعفای نورستانی کافی نیست!

احمد عمران/ دوشنبه 9 حمل 1395/

استعفای یوسف نورستانی رییس کمیسیون انتخابات از سمتش، هرچند غیرمترقبه صورت گرفت؛ ولی دور از انتظار نبود. از مدت‌ها پیش گمان برده می‌شد که آقای نورستانی و شماری از همکارانِ او در کمیسیون انتخابات کنار زده خواهند شد؛ اما استعفای آقای نورستانی غیرمترقبه بود به این دلیل که فکر نمی‌شد او به این ساده‌گی و آسانی از سمتش کنار برود.
mandegar-3آقای نورستانی و دیگر اعضای ارشد کمیسیون انتخابات، تا همین چند روز پیش به‌شدت از کارنامۀ خود در انتخابات سال گذشتۀ ریاست‌ جمهوری دفاع می‌کردند و در برابرِ هرگونه اصلاحات در نظام انتخاباتی کشور مقاومت می‌ورزیدند. آقای نورستانی و همکارانِ او در کمیسیون انتخابات در تبانی با حلقۀ خاصی از قدرت و شماری از اعضای مجلس نماینده‌گان، تلاش‌هایی را آغاز کرده بودند تا جلو اصلاحات انتخاباتی را سد شوند و مشروعیت از دست رفتۀ کمیسیون و اعضای آن را دوباره به آن‌ها برگردانند.
تقریباً این افراد به برخی از خواست‌های خود دست یافتند و موفق شدند در زمانی که باید اصلاحات انتخاباتی در نتیجۀ پیشنهادهای کمیسیون ویژه انجام می‌شد، جلو آن را بگیرند و کمیتۀ گزینش را تا حدودِ زیادی دولتی بسازند. در حال حاضر، هیچ امیدی به انجام اصلاحاتِ بنیادی در نظام انتخاباتی افغانستان وجود ندارد؛ در حالی که انجام اصلاحات انتخاباتی، از خواست‌های اصلی شهروندان کشور و جامعۀ جهانی به عنوان تمویل‌کنندۀ انتخابات و توافق‌نامۀ سیاسی میان رهبران دولت وحدت ملی است. هر جناحی در دولت که نخواهد اصلاحاتِ بنیادی در نظام انتخاباتی کشور رونما شود، در واقع مخالفتِ خود را با توافق‌نامۀ سیاسی و ارزش‌های دولت وحدت ملی اعلام کرده است.
آقای نورستانی از کسانی بود که عملاً خواهان هیچ‌گونه اصلاحات انتخاباتی نبود و می‌کوشید جلو آن را بگیرد. او تا آخرین دقایقِ موجودیتش در کمیسیون انتخابات، سعی زیادی در گمراه کردنِ اذهان عمومی در مورد اصلاحات انتخاباتی صورت داد. دلیل اصلی آقای نورستانی و برخی دوستانش در کمیسیون انتخابات برای جلوگیری از اصلاحات انتخاباتی، تنها به نفسِ اصلاحات مربوط نمی‌شد؛ آقای نورستانی نسبت به وضعیت خود و دوستانش به‌شدت نگران بود و می‌دانست که اصلاحات انتخاباتی می‌تواند بسیاری از پرسش‌های موجود دربارۀ انتخابات سال ۱۳۹۳ را پاسخ دهد.
در همین حال، آقای نورستانی در این برنامه تنها نبود؛ افراد و حلقه‌های دیگری در درون دولت او را همکاری می‌کردند تا بر مواضعش در برابر اصلاحات انتخاباتی ایستاده‌گی کند. جریانی که آقای نورستانی را در درون دستگاه دولت همکاری می‌کرد، به همان میزانی که آقای نورستانی و دوستانش در کمیسیون انتخابات از برملا شدن واقعیت‌های انتخابات ریاست‌جمهوری هراس داشتند، از این وضعیت می‌ترسیدند. آنان می‌ترسیدند و حالا نیز می‌ترسند که واقعیت‌های انتخابات ریاست جمهوری، عملاً به سلبِ مشروعتِ آن‌ها منجر شود.
اما نکتۀ مهم در کنار رفتنِ آقای نورستانی این است که با رفتن او از صحنۀ انتخابات، مشکل انتخابات و آن‌چه که در گذشته اتفاق افتاده، قابلِ حل و جبران نیست. آقای نورستانی به عنوان فرد شماره یکِ انتخابات افغانستان، دست به قانون‌شکنی‌های فراوانی در راستای برگزاری و اعلام نتایج انتخابات سال ۹۳ زده و حتا می‌توان اذعان کرد که او و همکارانش، نتایج انتخابات را به گونه‌یی که می‌خواستند، دست‌کاری کرده‌اند.
آقای نورستانی و دوستانش در کمیسیون، در جریان انتخابات ریاست‌ جمهوری سال ۹۳، عملاً دست به تقلب‌های سازمان‌یافته در روند برگزاری انتخابات زدند و آن را به مضحکه‌یی جهانی تبدیل کردند. آنان با آبروی یک ملتِ شریف بازی کردند تا خواست‌های فردی و گروهیِ خود را محقق سازند. این گناه کوچکی نیست که بتوان از آن صرف نظر کرد.
آقای نورستانی در یک مقطع دیگر که نتایج انتخابات هیچ مشروعیتی نداشت، برای ایجاد تشویش در اذهان عمومی، نتایج تقلبی و دستکاری‌شدۀ انتخابات ریاست‌ جمهوری را یک‌ونیم سال پس از ایجاد دولت وحدت ملی بر اساس توافق‌نامۀ سیاسی اعلام کرد و این یعنی توهین به شعورِ مردمی که در بحبوحۀ جنگ و خون‌ریزی و تهدید، به پای صندوق‌های رای رفتند تا سرنوشت سیاسیِ خود را رقم زنند.
آقای نورستانی و دوستانش به چه حقی به مردم افغانستان توهین روا داشتند و رای آن‌ها را به نفع خود و دوستان‌شان مصادره کردند؟ آیا کسی در این کشور یافت می‌شود که از آقای نورستانی به خاطر این توهینِ بزرگ به مردم افغانستان پرسش کند؟
آنانی که آقای نورستانی را تشویق به استعفا از سمتش کرده و به او وعدۀ یک پستِ دیگر را داده اند، باید بدانند که در جرم آقای نورستانی شریک‌اند و نمی‌توانند با این حیله‌گری‌ها خاک به چشمِ یک ملت بزنند.
اگر آقای نورستانی به موقعیت و منصبِ دیگری منتقل شود، عملاً به معنای این است که افرادی در رده‌های بالای قدرت، او را همکاری می‌کنند تا زبانش به گفتنِ حقایق باز نشود.
کنار رفتنِ آقای نورستانی به معنای این است که معامله‌یی پشتِ درهای بسته صورت گرفته تا او دیگر خطری برای قدرتمندان پنداشته نشود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.