استـراتـژی ناکـام و تحقیـر مضـاعف!

احمد عمران/

دونالد ترامپ، رییس جمهوری امریکا، به تازه‌گی اعلام کرده که استراتژی او برای افغانستان و جنوب آسیا موفق نبوده و به همین دلیل می‌خواهد آن را مورد بازنگری قرار دهد. این سخنان در حالی اعلام می‌شوند، که همین چند روز پیش اشرف غنی رییس حکومت به اصطلاح وحدت ملی در نشست mandegar-3خبری با مایک پمپیو وزیرخارجه امریکا از استراتژی ترامپ در مورد افغانستان قدردانی کرد و آن را بسیار موثر خواند. حالا پرسش این جاست که ما حرف کدام یک را باید در خصوص استراتژی امریکا بپذیریم؟ از دونالد ترامپ رییس جمهوری امریکا را که طراح و منبع اصلی این استراتژی است و یا از آقای غنی را که مصرف ناظرآن است؟ چون تا جایی که مشخص است امریکایی ها در مورد استراتژی‌های شان نه با مقام‌های افغانستان مشوره می کنند و نه آنها را در چنین سطح و سویه یی می‌دانند که با آنها مشوره صورت گیرد. نشانه روشن آن برخورد مایک پمپیو وزیر خارجه امریکا با آقای غنی پس از نشست خبری اش در کابل بود که غوغایی را در فضای مجازی برانگیخت. امریکایی‌ها چنان مغرور و کله شق اند که مقام‌های افغانستان را حتا در ظاهر امر نیز نمی خواهند که در برابر مردم شان بدون توهین و تحقیر بگذارند. حداقل پدر روس ها را خدا بیامرزد که به صورت مستقیم و رو در رو با مردم سران کشورهای تحت حمایت شان را تحقیر نمی‌کردند. زمانی که نور محمد تره‌کی رییس جمهوری وقت افغانستان به دستور کرملین برای نخستین بار وارد شوروی سابق شد، در میدان هوایی مسکو از او شخص برژنف استقبال کرد. اما در هفده سال گذشته آیا یک بار هم که شده، امریکایی‌ها رهبران افغانستان را در چنین سطح و سویۀ استقبال کرده اند؟ بدون شک خی، چون آن ها چنان نگاه از بالا به پایین دارند که این رهبران را شایستۀ احترام بیشتر نمی دانند. از جانبی نقش و بازیی است که این به اصطلاح رهبران کشور ما در برابر متحدان استراتژیک افغانستان از خود بروز می دهند. بخشی از بی پروایی ها و توهین های مقام های امریکایی به آن ها کرنش و ظاهر شدن در نقش برده های سر به فرمان آنها است. اگر رهبران افغانستان وقار و حثیت ملی شان را حفظ می‌کردند بدون شک با چنین برخوردهایی مواجه نمی شدند. آنها در برابر مردم شان چنان گرگ عمل می کنند اما در برابر خارجی ها به گوسفند تبدیل می شوند. همین چندی پیش در یکی از محافل بزرگ آقای غنی عین سخنرانی دو تن از کارمندان اداره اصلاحات اداری را چنان مورد توهین و تحقیر قرار داد که حتا حاضران محفل احساس شرم کردند. آیا درست است که یک مقام بلند پایه به دلیل امکانات نظامی که در اختیار دارد چنین با کارمندان زیردست اش برخورد کند، اما در برابر قدرت بزرگتر از خود به برده تبدیل شود.
اگر رهبران افغانستان و به ویژه ارگ از خود شایسته گی نشان می دادند و واقعا حمایت مردم خود را به دست می آوردند امروز چنین خوار و ذلیل نبودند و امریکا و هر کشور قدرت مند دیگری مجبور بود که در مسایل داخلی کشور با آن ها گفتگو و مذاکره کند. آقای ترامپ برای افغانستان استراتژی می سازد و مقام های کشور چنان به وجد می آیند که نمی دانند با چه جملاتی از آن ها و استراتژی شان قدردانی کنند. حالا که آقای ترامپ استراتژی خود را ناکام خوانده، مقام های کشور چه پاسخی در برابر سخنان چند روز پیش خود دارند؟ شاید گفته شود که بار اول شان که نیست که به چنین وضعیتی دچار شده اند. آقای کرزی رییس جمهوری پیشین نیز وقتی سرکش با امریکایی ها را آغاز کرد که با چنین وضعیت های رو به رو شد، او اما یک ویژه‌گی نسبت به آقای غنی داشت و دارد که خان زاده است و به ساده گی زیر بار حرف زور نمی رود. او نیز در سال‌های نخست حکومت داری خود با چنین توهین و تحقیرهای مواجه بود که چند سالی را به سختی دندان بر جگر گذاشت، اما در سال های پسین کاسه صبراش لبریز شد و به انتقاد مستقیم از امریکا و سیاست های آن در افغانستان آغاز کرد. شاید یک بخش از انتقاد های آقای کرزی اساس واقعی نداشتند و او به دلایل شخصی از امریکایی ها ناخشنود شده بود ولی یک بخش آن به رفتارهای تعلق داشت که سران امریکایی در مواجه با او انجام می داند و باعث خشم اش می‌شدند. مخصوصا آن زمانی که بارک اوباما رییس جمهوری پیشین امریکا سرزده نیمه شب به ارگ ریاست جمهوری داخل شد و به زور در پای پیمان استراتژیک امضای کرزی را گرفت. از آن زمان رابطۀ کرزی با امریکایی ها به سردی گرایید و حالا که کاملا مثل آب های قطب شمال منجمد شده است. اما آقای غنی بدون در نظر داشت غرور ملی مردم افغانستان چنان در برابر خارجی ها از خود ضعف نشان می دهد که باعث شده، آنها در روز روشن برایش بی احترامی کنند و در مسایل کلان بدون مشوره با او و دیگر سران دولتی در مورد وضعیت افغانستان تصمیم بگیرند.
چه ضمانتی وجود دارد که با بازنگری استراتژی ترامپ این بار موثریت بیشتری را شاهد باشیم؟ وقتی رهبران افغانستان نتوانند از خود اراده و اعتماد به نفس نشان دهند، بدون شک وضعیت از چیزی که هست هم بدتر خواهد شد. امریکا در هر قدمی که در مورد افغانستان بر می‌دارد باید دیدگاه‌های رهبران و نماینده‌گان این کشور را در نظر داشته باشد. رابطه ما با امریکا و هر کشور کمک دهنده دیگر نباید یک جانبه تعریف شود. به همان میزانی که ما به کشورهای قدرت مند احساس نیاز می کنیم آن ها نیز به کشور ما نیاز دارند. امریکا عملا در منطقه به دنبال منافع خود است و اگر در جا هایی این منافع با منافع مردم افغانستان پیوند پیدا می کند باید شجاعانه دیدگاه های خود را با آن ها شریک سازیم. در غیراین صورت ما به مصرف کننده گان منفعل سیاست های غرب و امریکا در افغانستان بدل می شویم که هم به کشور خود صدمه می زنیم و هم شرایطی را به وجود می آوریم که آن ها بدون در نظر داشت ویژه گی های خاص کشور ما تصمیم های بگیرند که زیان آن بیشتر از نفع آن باشد. این را در طول چهار سال گذشته در سیاست های آقای غنی به خوبی تجربه کرده ایم و ضربه های سختی را نیز دیده ایم.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.