افغانستان پس از امریکا چه خواهد شد؟

احمــد عمران/ یک شنبه 2 جدی 1397/

دونالد ترامپ رییس‌جمهوری امریکا همان‌گونه که می‌خواهد نیروهای کشورش را از سوریه بیرون کند، در نظر دارد که به مأموریت نظامیِ آن کشور در افغانستان نیز پایان بخشد. در ماه‌های اخیر تلاش‌های واشنگتن برای آوردنِ صلح در افغانستان، عمدتاً معطوف به خروج نیروهایِ آن کشور از افغانستان بوده است. آقای ترامپ در مبارزات انتخاباتی‌اش به مردم امریکا وعده سپرده بود که سربازانِ آن کشور را از افغانستان بیرون می‌کند. حالا که بازهم امریکا در آستانۀ انتخابات ریاست جمهوری قرار گرفته، او سعی می‌کند با جامۀ عمل پوشاندن به این وعده، یک بار mandegarدیگر در انتخابات ریاست جمهوریِ آیندۀ امریکا پیـروزی را از آنِ خود سازد.
با آن‌که برخی از جمهوری‌خواهان، حزب مربوط به آقای ترامپ، با این نظر چندان موافق نیستند ولی کاخ سفید تصمیم گرفته است که در نخستین گام حدود نیمی از سربازانِ خود را در هفته‌های آینده دوباره به امریکا فرا بخواند. اعلام این خبر بدون شک با گفت‌وگوهای امریکا با هیأت طالبان پیوند دارد و ظاهراً امریکا نخستین گامِ حُسن‌نیت را در گفت‌وگوهای صلح برداشته است. حالا باید منتظر بود که پیامد این اعلام چه خواهد بود و طالبان در عوض چه اقدامی خواهند کرد. اما پرسشِ اصلی برای مردم افغانستان این است که امریکا با چه ضمانتی می‌خواهد سربازانِ خود را از این کشور بیرون کند؟
دست‌کم مردم افغانستان پیامد بیرون شدنِ نظامیانِ شوروی سابق را از کشورشان به یاد دارند. هرچند میان این دو حضور نظامی تفاوت‌های بسیاری وجود دارد ولی با آن‌هم در یک بستر تاریخی می‌توان مشابهت‌هایی نیز میان‌شان سراغ کرد. اگر در آن زمان حکومت موجود مشروعیت سیاسی نداشت و عمدتاً نتیجۀ یک کودتای خونین بود که نه مردم افغانستان آن را مشروع می‌دانستند و نه هم در خانوادۀ جهانی جایگاه بااعتباری داشت؛ اما حالا از این منظر قضیه کاملاً معکوس شده است. چون حالا حکومت افغانستان مشروعیت سیاسی دارد اما مخالفانِ آن از هیچ نوع مشروعیتی برخوردار نیستند. اگر در آن زمان ده‌ها کشور در کنار مجاهدین از داعیۀ آن‌ها حمایت می‌کردند اما در شرایط فعلی هیچ کشوری در جهان حاضر نمی‌شود که به صورتِ رسمی از طالبان حمایت کند، حتا اگر با آن‌ها از نظر فکری یا سیاسی موافق باشد. اما با این‌همه می‌توان از یک منظر دیگر، شباهت‌هایی را میان بیرون شدن نیروهای امریکایی با نیروهای شوروی سابق دید و آن این‌که در هر دو مورد، دو کشوری که به حکومت‌های افغانستان تعهداتی داده بودند، در برآورده کردنِ تعهدات‌شان موفق عمل نکردند. نه شوروی سابق موفق شد که ضمانتی برای امنیت حکومت داکتر نجیب بگیرد و نه امریکا چنین ضمانتی را برای حکومتِ فعلی داده است.
طالبان یا خیلی هوشیار شده‌اند و یا کسانی که آن‌ها را راهنمایی می‌کنند، واقعاً هوشیار اند. این گروه دلیل عدم دیدار خود با هیأت گفتگوکنندۀ حکومت افغانستان در ابوظبی را پیمان امنیتی میان افغانستان و امریکا خوانده است. طالبان در واکنش به انتقادهایی که از این گروه مبنی بر عدم پذیرش هیأت گفت‌وگوکنندۀ حکومت افغانستان شده است، گفته که زمانی با این هیأت دیدار می‌کند که پیمان امنیتی با امریکا از سوی حکومت و مجلس نماینده‌گان افغانسـتان لغو شود. لغو این پیمان عملاً کشور را در موقعیت آسیب‌پذیریِ بیشتر قرار می‌دهد.
هرچند حکومت افغانستان گفته است که با بیرون شدن نیروهای امریکایی هیچ تغییری در وضعیتِ کشور رونما نخواهد شد، زیرا به باور مقام‌های افغانستان از چندین سال به این طرف نیروهای خودی در برابر طالبان و دیگر گروه‌های مخالف مقاومت می‌کنند؛ اما با این حال نمی‌توان به چنین اظهارنظرهایی دل خوش کرد. اکثر مقام‌های فعلیِ کشور که چنین اظهارنظرهایی می‌کنند، یک پا در افغانستان و پای دیگر در بیرون از این کشور دارند. هیچ ضمانتی وجود ندارد که با بحرانی شدن اوضاع، این مقام‌ها به شمول اشرف‌غنی رییس حکومت وحدت ملی در افغانستان باقی بمانند. آن‌ها در گذشته نیز افغانستان و مردمِ آن را تنها گذاشته بودند و حالا نیز به مراتب تکرار آن تجربه عملی‌تر به نظر می‌رسد. آن‌ها زمانی افغانستان و مردمِ آن را ترک کرده بودند که در غرب نه خانه داشتند و نه هم پول و امکانات، اما حالا همه چیز دارند و بعید به نظر می‌رسد که مسایلی مثل وطن‌دوستی و مردم‌دوسـتی، پای آن‌ها را به این خاک بند سازد.
تنها نیروهایی که همواره در کنار مردم بوده و ثابت کرده که چنین است، نیروهای مقاومت و جهادی بوده‌اند که در بدترین شرایط از افغانستان دفاع کرده و نگذاشته‌اند که این کشور در شکمِ کشورهای منطقه و فرامنطقه هضم شود. هرچند که نسبت به کارنامه و عملکردشان می‌تواند انتقادهای فراوانی وجود داشته باشد؛ اما در حال حاضر این نیرو نیز در صحنه حضور ندارد و تمام اُمید مردم افغانستان به نیروهای ارتش و پولیس کشور است که بتوانند از آزمون تاریخیِ دفاع از کیانِ این کشور با سربلندی بیرون شوند. اما در کنار آن، نباید نسبت به عامل سیاسی در تحولاتِ آینده بی‌تفاوت بود.
امریکا در زمانِ حساسی می‌خواهد به مأموریتش در افغانستان پایان دهد و نباید نسبت به پیامدهای آن غفلت ورزید. اگر پیامدهای این خروج در بستر مناسباتِ فعلی سنجیده و اقداماتِ لازم اتخاذ نشود، احتمال دارد همان‌گونه که شباهت‌هایی میان دو خروجِ نیروهای شوروی و امریکایی از افغانستان دیده می‌شود، تاریخ به نحوی در کشور تکرار گردد. حداقل کاری که باید تا زمان بیرون شدنِ امریکایی‌ها از افغانستان صورت داد، برگزاری انتخابات و ایجاد یک زعامتِ ملی و مشروع برای کشور است. در موجودیتِ سرانِ فعلی که عمدتاً به صورت غیرقانونی و نامشروع قدرت را در اختیار گرفته‌اند، نمی‌توان آیندۀ خوبی برای افغانستان متصور بود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.