«اقرأ» چهرۀ دیروز اسلام مکتب سوزی چهرۀ امروز؟

حلیمه حسینی/ 24 جدی 1392/

دیروز ۱۲ ربیع الاول روز میلاد با سعادت رسول اکرم بود و یک‌بار دیگر جامعه ما به یمن این مولود شریف خواستار طرح بحث وحدت اسلامی شده که از دیرباز یاد و خاطره آن حضرت خود محور وحدت بوده و آب سردی بر آتش نفاق و دشمنی.
رسول بزرگ(ص)، از فقیر ترین جغرافیای دنیا که هم فقر مادی و هم فقر فرهنگی در آن بی داد می‌کرد، سر برآورد و تمدنی بزرگ و بی‌نظیر را پایه گذاری کرد؛ تمدنی که تا امروز شالوده بسیاری از تمدن‌ها و پیشرفت‌ها و تبارزهای انسانی و با شکوهی‌استmandegar-4 که بشر به خود دیده است. دنیای اسلام، دنیایی‌است که آرزوی رسولش همیشه یک پارچه شدن و یک پارچه ماندن آن بود، امروز سخت ترین و بحرانی ترین حالت را تجربه می کند. تکه تکه و پاره پاره، هر گوشه آن با ناامنی و مشکلات و چالش‌های عدیده گرفتار است و بحران ها در آن موج می زند، گوشه‌یی را به نام نفت و گوشه‌یی را به نام دموکراسی و جایی دیگر را به نام استبداد زدایی و جایی را به نام مبارزه با تروریسم لگدمال کرده اند. و افغانستان سرزمینی که نام جمهوری اسلامی زینت بخش آن شده است، در حالی به استقبال مولود شریف و به خوشی نشستن این روز بزرگ می‌روند، که دست‌های ناپیدای کثیفی در حال برهم زدن وحدت میان سنی و شیعه است که از دیرباز در این دیار برادر بوده اند و با مسالمت در کنار هم زیسته اند. امروز عراق نمونه دلخراشی از بحران سازی‌ها حول محور مذهب است؛ پاکستان همسایه دیگری که از این درد رنج می برد و سال ها است که هنوز مسأله شیعه و سنی در آن به درستی حل نشده است؛ هم‍چنین ده‌ها جغرافیای دیگر جهان اسلام که هر کدام به نوعی آزرده و از پای مانده از جنگ و ناامنی هستند.
امروز کودکان بسیاری به نام مذهب قربانی می شوند و زنان زیادی بی خانمان شده و بدون سرپرست باید بار زنده‌گی را به تنهایی به دوش بکشند. اگر دین برای رهایی و نجات بشر آمده است، اگر پیامبر شعارش و دلیل اصلی آمدنش را « إنَّما بُعِثتُ لاُتَمِّمَ مَکارِمَ الخلاقِ» خوانده است، اگر دین اسلام آمد که سلام و سلامت و آرامش برای بشریت به همراه آورد، اگر در صدر اسلام هر جایی که به تصرف مسلمین در می آمد اولین مکانی که ساخته می شد مسجد و کتابخانه بود، چرا امروز به نام اسلام مکتب و کتابخانه ها سوزانده می شود و قرآن شریف می شود وسیله‌بی برای خون ریختن و انتحار و بمب گذاری! دنیای اسلام در این چهارده قرن و اندی، به کدام سمت حرکت کرده است و چرا این گونه وارونه حرکت کرده که به جای ترقی و به اوج رسیدن، نقاط عطفی که اوج اسلام به حساب می‌آمد و شاخصه‌های تمدن اسلامی بود را به نابودی کشانده است تا جایی که نسل جوان امروز ما برای امروزی شدن چاره‌یی جز برائت جستن از دین نمی‌بینند!
سالروز تولد بزرگ مردی چون حضرت محمد(ص) را چگونه می‌توان در سرزمینی چون افغانستان و جغرافیایی از این دست تجلیل کرد که هنوز مردان زیادی هستند که ستم به زن را افتخار و کرامت بخشیدن به وی را ننگ می دانند؟! چگونه می‌توان از رهبری بزرگ یاد کرد در حالی که هیچ رد پایی از اقتدا به او وجود ندارد. امروز جامعه اسلامی ما به پاردوکس کلانی مبدل شده است که تلخ ترین بخش آن دهن‌کجی کردن خودمان به خودمان است. مسلمانیم و نامسلمانی می‌کنیم، با یاد و نام بزرگانی چون رسول این دین دل‌خوشیم و عشق ورزی می‌کنیم؛ اما در عمل خالی از همه انگاره‌ها و عناصری شده‌ایم که می‌تواند ما را مسلمان ساخته و پیرو آیین محمد(ص) معرفی‌ کند.
تجاوز به حقوق دیگران، تقلب، فساد و رشوه و قانون شکنی، دروغ، فریب و حق را ناحق و ناحق را حق جلوه دادن، در کدام بخش از اصول تعالیمی بلندی بوده که آغازین پیامش «اقْرَأْ « بوده است و کلام خداوندی با پیامبرش با « بخوان « و سخن گفتن از قلم آغاز می‌شود. امروز دشمنان خواندن و نوشتن،مکتب و به مکتب رفتن، کسانی که جهل و بی سوادی را ضامن بقای خود می‌دانند چگونه می توانند ادعا کنند که امت محمد اند و حتی ادعای امارت اسلامی و ساختن جامعه‌یی اسلامی را داشته باشند؟ افراط گرایی سرطانی است که در بطن جهان اسلام دستان آلوده و شرور دشمنان قسم خورده این دین و آیین به جا گذاشته است تا ریشه بدواند و تمام اندام‌واره‌های فعال؛ زیبا و کارامد و با شکوه این دین را آلوده ساخته و از درون تهی کند. ریشه این سرطان را باید شناخت، این افراط گرایی‌ها، اسلام طالبانی، اسلامی که خشونت و دهشت و ترور را با نام‌های مقدس جهاد و مقاومت و شهادت پیوند زده اند، تصویری زشت و تکان دهنده از دینی ساخته اند، که زیبایی هایش را ندیده از زشتی‌های ساختگی و دروغین به نمایش گذاشته شده از آن همه هراسیده اند. سالروز تولد مردی که با خون دل خوردن، سنگ خوردن و سنگ به شکم بستن و عمری را جهاد و رشادت کردن، انسانیت را شکوه بخشید و به خصوص زنان را در جایگاهی قرار داد که تا آن روز سابقه‌یی در تاریخ نداشته است؛ چرا باید امروز در سرزمین‌هایی تجلیل شود که شرم آورترین جنایات بشری به نام مذهب و قوم و زبان و منطقه صورت می گیرد. قرآنی که امروز افراطی ها می خوانند، اسلامی که بنیادگرایان می شناسند، اسلامی که دشمنان اسلام تلاش برای شناساندن آن به دیگران دارند، تا چه حد با اسلامی که محمد(ص) آن را به بشریت هدیه کرد فاصله دارد؟ امروز اسلامی زدایی و اسلام زدایی به یک گفتمان عام سیاسی بدل شده است. امروز نیاز نیست که لشکری از دور و خارج از جغرافیای اسلامی بیاید تا با اسلام مبارزه کند، امروز با پارادایم‌های غلط و تصویرهای کلیشه‌ای و تکان دهنده‌یی که از اسلام و تعالیم اسلامی در حال ساخت و پرداختند و به مدد تکنولوژی برتر و قدرتمندی که در دست دارند، به همه دنیا صادر می کنند، نسل جوان جوامع اسلامی خود در حال تبدیل شدن به دشمنان درجه یک دین و گزاره‌های دینی هستند. این خطری است که باید متوجه آن بود و خوب است که در نشست‌ها و کنفرانس‌ها و برنامه‌هایی که برای تجلیل از سالروز تولد حضرت رسول (ص) که به حق رحمه للعالمین است، برگزار می شود، طرح این مشکل اساسی و این تهدید جدی از ضروریات است.
امروز، اسلام نیاز دارد که یک بار دیگر به معرفی گرفته شود اما برای این معرفی به الگوهایی نیاز داریم که به حق مسلمان باشند و مسلمانی کنند. این به دست نخواهد آمد مگر به مدد بازگشت به دامان و آغوش اسلام ناب محمدی(ص) و پرهیز از افراط و تفریط‌هایی که بیشترین صدمه را به چهره و نمای اسلام خواهد زد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.