اما و اگرهای انتخابات

گزارشگر:منو چهر ۱۳ عقرب ۱۳۹۱

دو روز پیش، زمان دقیق انتخابات ریاست‌جمهوری اعلام شد. این خبر درست در زمانی نشر می‌‌شود که هنوز چالش‌ها و مشکلات فراوانی فراراه برگزاری عملیِ انتخابات وجود دارد. گفته شده که کمیسیون انتخابات، زمان برگزاری را با تفاهم با کاخ ریاست‌جمهوری تشخیص داده است و آقای کرزی نیز با این امر موافقت دارد. اما واقعیت‌های موجود، چیز دیگری را نشان می‌دهد که به نوعی هراس عمومی ‌را در اذهان ایجاد کرده است.
این هراس، ناشی از چند مساله است:
۱- چندی پیش رییس‌جمهور کرزی اعلام کرد که پس از به پایان رسیدن دورۀ ریاست جمهوری‌اش یک ساعت دیگر هم در قدرت باقی نخواهد ماند. این خبر در حالی منتشر شد که آقای کرزی عملاً با حضور ناظران خارجیِ انتخابات مخالفت کرده و حضور آنان را در انتخابات، نشانه زیر سوال بودنِ شفافیت انتخابات و هم‌چنان حاکمیت ملی دانسته است. پرسش این‌جاست که اگر آقای کرزی واقعاً تلاشی برای ماندنِ خود ندارد، پس چرا چنین موضعِ ناسنجیده‌یی را اتخاذ کرده است؟ چرا که بر همه‌گان روشن است که فضای افغانستان برای برگزاری یک انتخابات شفاف مساعد نیست و حکومت عملاً از برگزاری یک انتخابات شفاف و سالم، عاجز است. حال آن‌که حضور ناظران خارجی در انتخابات، خود می‌تواند به شفافیت این امر کمک کند. از سوی دیگر، ما در گذشته شاهد دست‌کاری‌های فراوانی در روند انتخابات بوده‌ایم که حکومت به‌رغم داشتن مسوولیت برگزاری آن، خود جزو تقلب‌کاران عمده شمرده شد. با آن‌که رییس جمهور به لحاظ قانونی، حق نامزد شدنِ سه‌باره را ندارد؛ اما گمانه‌زنی‌هایی وجود دارد که نشان می‌دهد آقای کرزی شخص ثانی را ـ که بی‌تردید از طرف‌داران و اقارب خودش خواهد بود ـ برای کرسی ریاست جمهوری در نظر گرفته است.
از سوی دیگر، تجربه نشان داده است که حکومت ید طولایی در مهارکردنِ کمیسیون‌های انتخاباتی دارد؛ از این‌رو شکی نیست این‌بارهم این کمیسیون‌ها از سوی حکومت انحصار شود.
با وجود این قراین، گمانِ آن می‌رود که رییس جمهور پروژۀ واگذاری قدرت را به یکی از همکارانش مساعد کند و این خود چالش بزرگی فراراه یک انتخابات شفاف و سالم است.

۲- خروج نیروهای ناتو در آستانۀ انتخابات ریاست جمهوری، چالش دیگری ا‌ست که کارشناسان را بدین گمان افکنده؛ بیش‌تر از پیش وضعیت امنیتی خراب‌تر خواهد شد و در چنان وضعیتی، انتخابات قصۀ مفتی بیش نخواهد بود. به‌رغم یاوه‌گویی‌های حکومت، این مساله به کرات تجربه شده که نیروهای امنیتی افغانستان، توانایی برقراری امنیت را ندارند و در آن صورت نیز، احوال و اوضاع به سود حکومت خواهد بود؛ زیرا زمینه ماندن رییس جمهور بر پستش، هم از روی مصلحت ایجاد خواهد شد و هم از روی یک انتخابات فرمایشی و غیرشفاف.

۳- گفت‌وگوهای صلح و مذاکره با مخالفان مسلح نظام، مسالۀ دیگری‌ست که سنگ کلانی را پیش پای انتخابات گذاشته است. با آن‌که چندبار به اثبات رسید که گفت‌وگوهای صلح جز پیمودن دور باطلی بیش نیست، اما با آن‌هم حکومت پافشاریِ بسیار بر آن داشته است. اینک روشن می‌شود که این تاکیدهای بی‌جا سری در اسرار کاخ ریاست جمهوری دارد. چون با کشاندن چند چهرۀ نمادین مخالفان حکومت، مسالۀ انتخابات خود به خود می‌تواند منتفی شود. از یک‌سو، مخالفان مسلح از جمله آقای گلبدین حکمتیار که در مطالبات خود، تعدیل قانون اساسی و خروج نیروهای بین‌المللی را مطرح کرده‌اند، به نظام کشیده می‌شوند و قانون اساسی تعدیل می‌گردد و مطالبۀ دیگرِ آنان که خروج نیروهای بین‌المللی‌ست، میسر می‌گردد. از سوی دیگر، ناتو و ایالات متحده در پی ایجاد یک ثبات ـ ولو نامطمین ـ هستند که تردیدی نیست با برنامۀ گفت‌وگوهای صلح همنوا می‌باشد. در حال حاضر، ایالات متحده درگیر انتخابات خودش است که مطرح‌ترین بحث هر دو نامزد (باراک اوباما و میت رامنی) نیز مسالۀ خروج نیروهای‌شان از افغانستان می‌باشد آن‌هم با یک دستاورد نسبی، که ادغام مخالفان مسلح در نظام کنونی این خواستۀ آنان را میسر می‌سازد.

۴- موضوع دیگر، موقف گروه‌های اپوزیسیون و نامزدهای مستقلِ افغانستان است که تا کنون هیچ سروصدایی از آنان بلند نشده. مردم در حال حاضر هیچ بدیلی برای مهره‌های دستگاه کنونی ندارند. خاموشی گروه‌های اپوزیسیون ـ در حالی که یک سال‌ونیم تا برگزاری انتخابات یک فرصت بسیار کم است و اگر قرار باشد کاری صورت گیرد، نامزدها و گروه‌ها باید کارشان را آغاز کنند ـ خود بیانگرِ آن است که هیچ گروه و یا نامزد مستقلی به انتخابات جدی نمی‌اندیشد و همه منتظر بیشتر روشن شدنِ اوضاع هستند و این خود به منتفی شدنِ انتخابات کمک می‌کند.
از این‌رو، شک وجود دارد که انتخاباتی در کار باشد و حکومت بنا بر فرمایش‌های قانون و هم‌چنان وعده‌هایی که داده است، عمل کند.
در حال حاضر، کدام راهکار مشخص و پیش‌گیرانه‌یی نیز وجود ندارد تا از این خطرات احتمالی بکاهد؛ تنها راه موجه و منطقی، کارزار غیررسمیِ‌ گروه‌های اپوزیسیون و نامزدهای مستقل است که در ایام باقی مانده، می‌توانند به یک نیروی بالقوه برای اِعمال فشار بر حکومت مبدل گردند تا چالش‌های یاد شده را از سر راه قانون بردارند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.