اپوزیسیون سیاسی و پرسش‌های بی‌پاسخ

محمداکرام اندیشمند /شنبه 26 جدی 1394/

بقای دولت و نظام سیاسیِ حاکم در افغانستان، وابسته به حمایت نظامی و مالیِ غرب به رهبری ایالات متحدۀ امریکاست. تا زمان استقلال اقتصادیِ افغانستان از این وابسته‌گی، تشکیل دولت و حاکمیتِ سیاسی بدون کسب توافق و حمایتِ امریکا و غرب نامحتمل به نظر می‌رسد. گروه‌ها و ائتلاف‌هایی که به عنوان اپوزیسیون دولتِ افغانستان عرض وجود می‌کنند، تا خود را به عنوان بدیلِ این دولت معرفی کنند و به اقتدار سیاسی برسند، mandegar-3چاره‌یی جز کسبِ حمایت و توافقِ امریکا را ندارند؛ مگر آن‌که کشور و یا کشورهای دیگر، تمامی هزینه‌های مورد نیاز دولتِ آن‌ها را تأمین کند.
تا اکنون شواهدی از این احتمال دیده نشده است و هیچ دولت و یا دولت‌های دیگری در منطقه و جهان آماده‌گی ندارند تا هزینۀ مالی و نظامیِ دولت افغانستان را به‌جای امریکا و متحدین غربی‌اش به دوش بگیرند. با توجه به این واقعیت، مرجع تمویلِ اقتدار و حاکمیتِ دولت‌مدارانِ فعلیِ افغانستان و ائتلاف‌های اپوزیسیونی که هوای بدیل و جانشینی را در سر دارند، یک مرجع، یعنی امریکا و غرب است!
آیا دو گروه اپوزیسیونِ سیاسی به نام‌های «شورای حراست و ثبات افغانستان» به رهبری استاد سیاف و «جبهۀ نوین ملی افغانستان» به رهبری انورالحق احدی، رییس یکی از فراکسیون‌های حزب افغان ملت، خواهند توانست تا نظر موافق و حمایت امریکایی‌ها را در کسب اقتدارِ سیاسی جلب کنند؟ اگر تمویل‌کننده‌گان و حامیان خارجی دولت افغانستان، نیاز تغییر و تعویض را در اقتدار سیاسی و دولت فعلی احساس کنند، تاج اقتدار را بر سرِ کدام‌یک از این دو ائتلاف اپوزیسیون نصب خواهند کرد؟
این در حالی است که برخی از تحلیل‌گران، چنین تغییر و تعویضی را کم از کم تا آغاز دور جدید انتخابات ریاست جمهوری منتفی می‌دانند. احتمال تغییر و تعویض در دیدگاه و باورِ زمام‌دارانِ بر سر اقتدار نیز نامحتمل است، «حتا اگر افغانستان به سوریه تبدیل شود.»
نکتۀ دیگری که اپوزیسیون را به عنوان گروه منتقدِ نظام سیاسیِ حاکم و احتمالاً به عنوان بدیل در حاکمیت سیاسی قابل بحث و بررسی می‌سازد، کارآیی و موثریتِ آن در این جابه‌جایی و تعویض قدرت است: آیا اپوزیسیون متشکل از افراد و گروه‌هایی بهتر از حاکمان و حاکمیتِ سیاسیِ موجود در عرصۀ حکومت‌داری و مدیریتِ کشور است تا حکومت سالم و پاسخ‌گو ایجاد شود؟ آیا اپوزیسیون سیاسیِ افغانستان حتا در عرصۀ نظری، طرحی معقول و مورد توجه در جهتِ مهار بحران سیاسی، اقتصادی، امنیتی و از همه مهم‌تر برای شکل‌دهیِ یک حکومت که توانایی و ظرفیتِ مهار فساد را داشته باشد، ارایه کرده‌ است؟
نه‌تنهـا پاسخی به این پرسش‌ها وجود ندارد، بلکه اپوزیسیون سیاسی در تمام سال‌های پس از امارت طالبان، از افراد و گروه‌هایی تشکیل می‌شود که خود از عناصر متشکلۀ قدرتِ سیاسی بوده‌اند. بسیاری از افراد و اعضای ارشد و رهبری اپوزیسیون کسانی‌اند که قبل از آن در مسند وزارت، معینیت، ریاست و یا یک مقام دولتی قرار داشته‌اند؛ دولتی که هر سال در صدرِ دولت‌های فاسد جهان رده‌بندی می‌شد.
وقتی صدیق پتمن معین قدرتمند و باصلاحیتِ وزارت معارف در تمام سال‌های ریاست حامد کرزی، از فساد عظیم وزارتِ معارف در همان سال‌های معینیتِ خود، از یک‌طرف بی‌پرده و روشن سخن می‌گوید و از طرف دیگر، به عنوان یکی از اعضای ارشد و رهبری اپوزیسیون، به تغییر نظام سیاسی حاکم به عنوان نظام غیرقابل اصلاح تأکید می‌کند، این سوال ایجاد می‌شود:
«معیار تضمین و اعتماد به آن‌هایی که خود از مسوولین و گرداننده‌گانِ یکی از فاسدترین دولت‌ها در افغانستان بوده‌اند، چیست تا در صورت برگشت به قدرت، همچنان صاحبِ مقام و گردانندۀ یک ادارۀ فاسد و ناسالم نباشند؟»

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.