بایدها و نبایدهایی در رابطه با پاکستان

احمـــد عمران/ دو شنبه 9 اسد 1396/

درحالی‌که پاکستان با خلع قدرت نوازشریف نخست‌وزیر پیشین از سوی دادگاه عالی این کشور، عملاً روزهای دشوارِ سیاسی را از سر می‌گذراند و بر اساسِ برخی پیش‌بینی‌ها احتمال دارد یک فرد دیگر از حزب مسلم‌لیگ که ممکن برادر آقای شریف باشد، قدرت را به‌دست بگیرد، موجی از ذوق‌زده‌گیِ mandegare-3بی‌بنیاد ارگ ریاست‌جمهوری افغانستان را فرا گرفته و این توهم‌زده‌گی را گسترش می‌دهد که گویا با رفتن نوازشریف، مشکلات میان دو کشور به پایان می‌رسد. به همین دلیل، وزارت خارجۀ کشور ابراز امیدواری کرده که فصل تازه‌یی از روابط میان دو کشور آغاز شود.
در همین حال، نمایندۀ ویژۀ افغانستان در ملل متحد که روز شنبه در نشست این سازمان در شهر نیویارک امریکا سخن می‌گفت، یک بار دیگر بر وارد کردنِ فشار بر پاکستان به عنوان حامل اصلیِ تنش‌های منطقه‌یی تأکید ورزید. محمود صیقل نمایندۀ افغانستان در سازمان ملل متحد گفت که پاکستان مأمن امنِ تروریستان است و تا زمانی که جامعۀ جهانی نتواند این کشور را به برچیدن این پایگاه‌ها متقاعد سازد، بحران منطقه و به‌ویژه جنگ افغانستان که بخش مهمِ آن بر شانه‌های جامعۀ جهانی قرار دارد، همچنان ادامه خواهد یافت.
البته بحث دخالت پاکستان در امور افغانستان و حمایت‌های آشکارِ این کشور از گروه‌های تمامیت‌خواه و قرون‌وسطایی، موضوع تازه‌یی نیست و سال‌هاست که در کنار مردم افغانستان برخی کشورهای جهان نیز که از نظر استراتژیک روابط خوب با پاکستان دارند، از بازی دوگانۀ این کشور در مبارزه با تروریسم خسته شده اند. پاکستان در حالی که خود را شریک جامعۀ جهانی در مبارزه با پدیدۀ تروریسم می‌خواند، ولی عملاً با پذیرش تروریستان و دادن پایگاه‌های امن به آن‌ها از این کشور مأمن تروریسم ساخته است. استفاده از تربیون‌های جهانی برای نشان دادن این چهرۀ پاکستان بدون شک اهمیتِ خود را دارد و نمی‌توان انکار کرد که تلاش‌های افغانستان در این راستا بی‌نتیجه بوده است. اگر امروز به صورت گسترده‌یی در جامعۀ جهانی از نقش پاکستان در مبارزه با تروریسم انتقاد می‌شود، یکی از نتایج تلاش‌های دولت افغانستان در این عرصه می‌تواند قلمداد شود.
در همین حال، این نکته نیز قابل ذکر است که در هفته‌های پسین امریکایی‌ها نیز به‌صورتِ پیوسته از سیاست‌های پاکستان در امر مبارزه با تروریسم انتقاد کرده و به‌صورت نسبی تعزیراتی بر این کشور وارد کرده‌اند که می‌تواند در صورت تداوم، نتایجی در پی داشته باشد اما به هیچ صورت این انتقادها و تعزیراتِ نسبی بسنده نمی‌کند. پاکستان چنان اهداف گسترده و استراتژیکی را در حمایت از گروه‌های تروریستی دنبال می‌کند که ساده‌انگاری محض خواهد بود که باور کنیم که این کشور با چند انتقاد ساده و یا مشروط‌سازی کمک‌های امریکا به این کشور، از حمایت گروه‌های تروریستی و به ویژه آن گروه‌هایی که وارد افغانستان می‌شوند، منصرف می‌شود.
پاکستان اهدافِ بسیار درازمدت در منطقه دارد و یکی از راه‌های رسیدن به این اهداف، موجودیت گروه‌های تروریستی در خاک این کشور است. با این حال نباید ناامید شد که فعالیت‌های دیپلوماتیک موثر در این زمینه خالی از فایده اند. همین که افغانستان موفق شده نقش پاکستان را در ناامنی‌های کشور در سطح جهانی برجسته سازد، بدون شک گامی موثر در جلوگیری از پیگیری هدف‌های درازمدت این کشور در قالب حمایت از گروه‌های تروریستی است. حالا نیز بحران به وجود آمده در پاکستان می‌تواند یک بار دیگر زمینۀ تازه‌یی را برای ایجاد فشارهای بیشتر بر این کشور میسر سازد، اما نباید در این خصوص ذوق‌زده و سطحی عمل کرد.
دولت افغانستان با عبرت گرفتن از سیاست‌های گذشتۀ خود در رابطه با پاکستان، برخی باید‌ها و نبایدها را نباید از نظر دور داشته باشد:
۱- نباید انتظار داشت که با کنار رفتن نوازشریف نخست‌وزیر پیشینِ پاکستان و آمدن فرد تازه، در سیاست‌های اصلیِ این کشور تغییری رونما شود.
۲- نباید انتظار داشت که فردی که پس از نوازشریف بر اریکۀ قدرت پاکستان تکیه می‌زند، هدف‌های استراتژیکِ این کشور را دنبال نکند.
۳- نباید انتظار داشت که روابط دو کشور افغانستان و پاکستان با کنار رفتن نوازشریف بهبود پیدا کند.
۴- نباید انتظار داشت که پس از این پاکستان مبارزه با تروریسم را جدی گرفته و اقدام‌های موثر برای نابودی گروه‌های تروریستی در این کشور به‌راه اندازد.
۵- نباید انتظار داشت که جامعۀ جهانی بر فشارهای خود به صورتِ آنی بر پاکستان بیفزاید.
۶- نباید انتظار داشت که پاکستان به همکار خوبِ افغانستان در مذاکرات صلح با طالبان تبدیل خواهد شد.
۷- نباید انتظار داشت که پاکستان به تشنج‌زایی در مرزها پایان دهد.
و اما بایدهایی که دولت افغانستان در رابطه با پاکستان باید انجام دهد:
۱- دیپلوماسی خود را باید برای متقاعد کردنِ جامعۀ جهانی و به‌ویژه امریکا در وارد کردن فشار بر پاکستان بهبود و افزایش دهد.
۲- از همۀ کانال‌های مشروع بین‌المللی برای رساندن صدای صلح‌خواهانۀ مردم افغانستان استفاده کند.
۳- عملاً در وضعیت‌هایی که ایجاب می‌کند، باید در برابر دخالت‌های پاکستان ایستاده‌گی کند.
۴- در سطح داخلی باید فضایی را به‌وجود آورد که شهروندان افغانستان بیشتر از سیاست‌های پاکستان در سطح منطقه بدانند.
۵- نفوذی‌های پاکستان را باید در ساختارهای دولتی و غیردولتی شناسایی و مجازات کند. باید راه‌های مناسب مبارزه با تروریسم و ناامنی را جست‌وجو کند.
۶- باید جلو گروه‌ها و سازمان‌هایی را که عملاً به نفع پاکستان در کشور فعالیت دارند، بگیرد.
در چنین فضایی احتمال این‌که افغانستان در آینده موفقیت‌هایی در سیاست‌هایش در برابر گسترش تروریسم به‌دست آورد، زیاد است. ورنه با سیاست‌های موجود و ذوق‌زده‌گیِ بی‌جا هیچ چیزی حاصل نخواهد شد!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.