برگشتِ طالبان به قدرت ممکن است؟

احمد عمران/

حسین حقانی سفیر پیشینِ پاکستان در واشنگتن می‌گوید که طالبان تمایلی به گفت‌وگوهایِ صلح با حکومت افغانستان ندارند. به گفتۀ این دیپلومات پیشین پاکستانی، طالبان منتظرند که در مورد خروج نیروهای امریکایی با این کشور به توافق برسند، بعد با حملۀ نظامی کارِ حکومت را در کابل تمام کنند. این سخنان هرچند هیچ نکتۀ تازه و بدیعی را در خود ندارند، ولی از آن‌جایی که از زبانِ یک دیپلومات پاکستانی بیرون شده، دارای اهمیت اند. آقای حقانی حالا به دلایلِ سیاسی در پاکستان مورد پیگرد قرار دارد و به همین دلیل از امریکا بیرون نمی‌شود. اما او در mandegarسال‌هایی که به عنوان سفیر پاکستان در امریکا مأموریت داشته، با بسیاری از مسایل پشتِ پرده درگیر بوده است. او نقش پاکستان و خواسته‌های طالبان را از نزدیک شاهد بوده است. او می‌داند که کشورش چه نقشی در جنگِ افغانستان بازی می‌کند و طالبان تا کجا انعطاف نشان خواهند داد.
این سخنان در حالی ابراز می‌شوند که عمران خان نخست‌وزیر پاکستان در امریکا به‌سر می‌برد و قرار است با مقام‌های آن کشور پیرامون مسایل منطقه و پاکستان گفت‌وگو کند. محور یکی از مهم‎ترین گفت‌وگوهای او با دونالد ترامپ رییس جمهوری امریکا، موضوع افغانستان است. آقای خان گفته که مسالۀ افغانستان برای پاکستان و امریکا از اهمیت برخوردار است. اما از این طرف، سخنگوی ارگ با قاطعیتِ تمام می‌گوید که برگشت طالبان به قدرت محال است. این سخنان به چه معناست؟ آیا صرفاً واکنشی در برابر سخنان آقای حقانی اند و یا واقعاً تصمیمِ حکومت این است که با طالبان در حد حزب اسلامی توافق امضا کند. اگر واقعاً خواست حکومت چنین چیزی باشد، به نظر نمی‌رسد که با نظر واشنگتن و کشورهای حامیِ طالبان در تعارض قرار نگیرد.
طالبان هنوز طرح گفت‌وگو با حکومت را نپذیرفته‌اند. این گروه حکومتِ به رهبری اشرف‌غنی را حکومتِ نامشروع می‌خواند و به همین دلیل با نماینده‌گانِ آن وارد مذاکره نشد. طالبان راهِ کم‌خطرتر را انتخاب کردند و آن هم گفت‌وگو با شخصیت‌ها و جناح‌های سیاسی افغانستان بود. این انتخاب که بدون شک انتخابِ هوشمندانه‌یی بود و فکر نمی‌شود که از مغزِ طالبان چنین طرحی بیرون شده باشد، حکومت آقای غنی را با رفتن یک تعداد از شخصیت‌های سیاسی و در رأس آن‌ها حامد کرزی رییس‌جمهوری پیشینِ افغانستان به مسکو، سکۀ یک پول کردند. حالا آقای غنی و نزدیکانِ او به رجزخوانی افتاده‌اند. می‌گویند انتخابات و صلح مکملِ یکدیگرند، طالبان نمی‌توانند امارت اسلامی در افغانستان بسازند. امریکا اگر خارج هم شود، ما از کشورِ خود دفاع می‌کنیم و حرف‌هایی از این قبیل که هیچ کدام هم بنیاد واقعی و دقیق ندارند.
آن‌هایی که می‌گویند ما از کشورِ خود دفاع می‌کنیم، به محضِ روگشتاندنِ نیروهای خارجی از افغانستان نخستین کسانی خواهند بود که کشور را ترک می‌کنند. تجربه این را ثابت کرده است. در جنگ حلوا پخش نمی‌کنند و این افراد هم آن‌قدر حسِ میهن‌دوستی‌شان قدرت ندارد که تفنگ بردارند و راهیِ جبهات شوند. برای نمونه قبل از بیرون شدنِ نیروهای خارجی از افغانستان، یک بار حکومت وزیران، معینان و رؤسایِ اداراتِ خود را مسلح کند و شماری را به خط اولِ نبرد با طالبان بفرستد، تا مشخص شود که کی‌ها از افغانستان دفاع می‌کنند.
همان‌طور که با حلوا حلوا گفتن دهان شیرین نمی‌شود، با مقاومت مقاومت گفتن کسی در برابرِ دشمن نمی‌ایستد. آنانی که توانایی چنین کاری را داشتند، خود لباس رزم می‌پوشیدند و وارد جبهه می‌شدند. حکومتی را که آقای غنی دادش را می‌زند، در عمل وجود ندارد. این حکومت از نظر قانونی معیاد کاری‌اش به پایان رسیده و یک حکومتِ نامشروع و غیرقانونی است. با گرفتن کاغذ از دادگاه عالی نمی‌توان مشروعیتِ حکومت را به آن برگرداند.
از جانب دیگر، طالبان متأسفانه بر اثر سهل‌انگاری‌های مقام‌های امنیتی و شخصِ به اصطلاح سرقوماندان اعلی نیروهای مسلح، در اطرافِ شهرها جابه‌جا شده‌اند و هر آن احتمالِ آن می‌رود که به صورتِ گروهی به حملات‌شان آغاز کنند. ساحۀ نفوذ طالبان متأسفانه هر روز بیشتر از روزِ پیش می‌شود و این بسیار خطرناک بوده می‌تواند. مورد شهر مزارشریف را نگاه کنید. قطع شدن آنتن‌های شبکه‌های مخابراتی چه پیامی را می‌رساند. مزارشریف سومین بزرگ‌شهرِ افغانستان است. اگر طالبان این‌قدر در این شهر نفوذ دارند که می‌توانند شبکه‎های مخابراتی را قطع کنند، پس حکومت کجاست؟
اعمالِ قدرت این نیست که دروازۀ چند ادارۀ دولتی باز باشد، اعمالِ قدرت این است که دیگران را مطیعِ خود کرد. طالبان موفق شده‌اند چه از راه زور و یا هم راه‌های دیگری، شبکه‌های مخابراتی را در مزارشریف قطع کننـد. این به معنای آن است که چنین کاری را در دیگر شهرهای افغانستان هم کرده می‎توانند و در نهایت این به معنای آن است که طالبان در همه جا نفوذ کرده‌اند. این موضوع که طالبان نمی‌خواهند با حکومت به توافق برسند، بسیار جدی است. نباید آن را فقط یک هشدارِ بی‎پایه به حساب آورد. اگر کمی بی‌دقتی و سهل‌انگاری در این قسمت انجام شود، باید شاهد رویدادهای دهۀ هفتاد و یا بدتر از آن بود. امریکا این مسأله را درک کرده و به همین دلیل در حالِ چانه‌زنی با طالبان است تا آن‎ها را وارد روند مذاکره سازد. اما این تلاش‎ها ضمانت‌شده نیستند و نه می‌توان انتظار داشت که در صورت عدمِ توافقِ طالبان با امریکا بر سرِ آغاز گفت‎وگوها با حکومت، امریکا گزینۀ خـروجِ خود را به تأخیر اندازد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.