بقای اتحاد انتخاباتی در گرو یک طرح و اجندای ملی

حلیمه حسینی/

با نزدیک شدن انتخابات، ائتلاف ها و شوراها یکی پس از دیگری در حال شکل گرفتن است. اتحاد انتخاباتی شاید یکی از برجسته ترین این حرکت ها بوده که چندی پیش در حدود ۱۵ جریان سیاسی را همسو و متحد کرد و توانست امیدواری های زیادی را در فضای متشنج سیاسی امروز به ارمغان آورد. چرا که یکی از نگرانی های جدی مردم، عدم تفاهم و ناهمگونی میان رهبران و نخبگان سیاسی شان است. بدین معنا که هرچند میان شهروندان ما و از بالا به پایین که بیاییم، در مردمی ترین رده ها، تعصبات قومی و نژادی و زبانی و مذهبی به کمترین درجه خود می رسد تا جایی که به جرأت می‌توان گفت مردم عادی افغانستان و شهروندان غیر سیاسی ما، هیچ کدام نه متعصب اند و نه خواهان دامن زدن به تعصبات. بلکه به درستی دردی را که سال‌ها است از درَک این گونه کشمکش ها و واگرایی ها بر گرده شان تحمیل شده را خوب می شناسند و امروز بیشتر از هر کس دیگر می‌توانند قضاوت کنند که شعار قوم و تبار و مذهب، سر دادن، به کدام هدف سیاسی و کدام منفعت شخصی و قومی مورد استفاده قرار خواهد گرفت.

از این رو نخبگان و رهبران سیاسی هم به خوبی دریافته اند که این بار، اگر بخواهند به میدان انتخابات رفته و از این میدان برنده بیرون شوند و یا این که دست کم، دست خالی از صحنه حذف و خارج نشوند، عزم را بر این جزم کرده اند که با همگرایی و وحدت بیشتری وارد کارزار انتخاباتی شوند. تا این قسمت از این معادله بسیار خوب و مقبول است و امیدی است برای مردم ما که رفته رفته، رهبران و نخبگان سیاسی ما با هزاران خطا و اشتباه مرتکب شدن، در حال رسیدن به بلوغ و رشد سیاسی ای هستند و توانسته اند منافع خود را در کنار دیگران و در قالب تشکیل یک چنین اتحادها و ائتلاف هایی ببینند.
اما آن چه که نگران کننده است، آینده و دورنمای کاری اتحادهایی از این دست است. آیا محوری که این جریان ها و چهره های سیاسی، حول آن گرد هم آمده اند، آن قدر قوی است و فلسفه آن در وجود این بزرگواران نهادینه شده است که بتوانند حتی اگر در این میان، حساب و کتاب های از پیش تعیین شده شان، اندکی هم با خطر مواجه شده و یا سود سنجشان خطر را نشان داده و ازمقیاس نشانی شده، کمتر شود، ملی گرایی و منافع مردمی، باعث شود، بمانند و از پاشیدن این اتحاد از هم و از شوراندن یکی علیه دیگری حذر کنند؟
صد البته گروه ها و جریان هایی که کوچکتر هستند و کمتر شهرتی دارند، سود خود را در ماندن خواهند دید اما آنانی که یک سر گردن خود را بالاتر از دیگران می دانند، با کدام حساب و کتاب وارد میدان شده اند؟ شناخت و دقت روی این حساب و کتاب ها است که می تواند، ما را به فردای این اتحادها باورمند کند و یا امیدمان را صلب نماید. اما آنچه قدر مسلم است این که ضرورت این گونه یکی شدن ها غیر قابل انکار است و این که در مدت زمان کوتاهی که به ثبت نام کاندیدان ریاست جمهوری مانده است، اعلام موجودیت اتحادی در یک چنین وسعتی، درایت سیاسی بیشتری را در فضای انتخاباتی آتی و فضای پیش از انتخابات نشان می دهد که بدون شک این تغییر مثبت استوار بر تجربه های تلخ دو دور انتخابات گذشته است که رهبران و جریان های فعال سیاسی در کشور را هوشیارتر و حساس تر از گذشته ساخته است.
اتحاد شکل گرفته است، لبخند ها هم حکایت از رضایت و خطوط مصمم چهره ها، گویای عزم و اراده ای قوی برای بردن میدان دارد. اما سوال اساسی این است که آیا این اتحاد فقط برای بردن شکل گرفته است و قرار است اگر برنده میدان باشند به نسبت و سهامی، قدرت به دست آمده را میان خود تقسیم کنند یا این که نه این اتحاد تصویرگر یک تیم کاری مشترک است که بدون در نظر داشت سهم از قدرت و منافع حاصل از برد انتخاباتی بر سر یک اجندا و برنامه و دستور العمل ملی و طراحی شده، کاری را با ابعاد و گستره ای متفاوت آغاز خواهند کرد؟ اگر به ادعای تشکیل دهندگان این اتحاد پاسخ بلی است، بدون شک باید یک برنامه قوی و ملی و همه گیر را روی دست گرفته و با این برنامه مشترک و اضافه شدن چاشنی همدلی و اتحاد، بحران افغانستان را مدیریت کرده و فضا را قدری از تشنج و شتابی که به سمت نابودی گرفته مانع شده و به ثبات و امنیت بیشتر پیوند دهند.
اتحادهایی نظیر اتحاد انتخاباتی، امید است که فردای روزی که انتخابات به اتمام می رسد هم ادامه پیدا کند، چرا که اتحاد بعد از انتخابات، اهمیتی اگر نه حیاتی تر اما به نسبت اتحاد پیش از انتخابات مهم و حائز اهمیت است؛ چرا که بعد از انتخابات است که گروهی برندگان و گروهی بازندگان خواهند بود. اما این که چگونه برد را صیانت و حفاظت کرد و از باخت، بردی شیرین ساخت، هنرمندی ها و مهارت هایی می خواهد که بدون شک داشتن اتحاد و همگرایی ضرورت غیر قابل انکار آن است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.