به سوی حل تنش‌های ارگ و بلخ!

نثاراحمد فیضی غوریانی، عضو مجلس نماینده‌گان/ دو شنبه 11 جدی 1396/

نوشتۀ چند روز پیشم  در مورد رویدادهای اخیر در کشور و تنشی که میان ارگ ریاست‌جمهوری و بلخ به وجود آمده، سبب برخی سؤتفاهم‌ها و برداشت‌های شده که هدف اصلی آن نوشته نبوده و نه من می‌خواستم که موضع طرفدارانه بگیریم. آن نوشته فقط اشاره های کوتاه و مبتنی بر برخی mandegar-3واقعیت های جامعه بود که در حال حاضر به عنوان اولویت های اساسی در کشور شناخته می شوند. هدف اصلیم در آن نوشته آن بود که ما به عنوان مسوولان و شهروندان کشور نباید به دلیل وضعیت‌های گذرا و مقطعی که معلوم نیست تا چه زمانی می‌توانند به عنوان چالش و تنش مطرح باشند، وقت و فرصت‌های خود را از اولویت‌ها و تهدیدهای اصلی که کشور ما را هدف گرفته است، منحرف سازیم و به مسایل و اختلاف‌هایی بپردازیم که به هیچ صورت در اولویت کاری ما بوده نمی‌توانند. فراموش نباید کرد که تنش‌ها و اختلاف‌ها میان ارگ و ریاست‌جمهوری در زمانی وارد مراحل حساس و نگران کننده خود شد که تهدید داعش و طالب از همه سو ما را فراگرفته و می‌تواند به وضعیتی خطرناک و غیرقابل کنترول تبدیل شود. در چنین شرایطی اگر کل انرژی و وقت مان صرف حل نزاع های ساده داخلی و درون ساختاری شود، ما نخواهیم توانست که از پس مشکلات کلان جامعه که واقعا هستی نظام را تهدید می کنند، بیرون شویم و آن گونه که مردم انتظار دارند به چالش‌های اصلی رسیده‌گی کنیم. آیا امروز ضرور است که به جای این که تمام نیرو و توان ما صرف تامین امنیت، بهبود اقتصاد مردم و شکوفایی کشور ویران شده ما شود، صرف مسایل داخلی گردد. به طور مثال صرف این شود که فلان کس که والی فلان منطقه و ولایت است از کارش کنار زده شود، و یا آن والی محترم با همه کارکرده‌گی های قابل قدر و تحسین برانگیزش که عمری را در راه اعتلای کشور صرف کرده حالا منزوی ساخته شود؟ سوال و دغدغه من در آن نوشته چنین چیزهایی بود و امروز نیز با همان دغدغه و نگرانی به مسایل نگاه می کنم. امروز نیز دیدگاه من این است که ما باید مشکلات داخلی خود را به گونۀ حل کنیم که فرصت به دست دشمن ندهد. تنش ارگ و بلخ بدون تردید راه حل های قانونی و سیاسی دارد و دو طرف در فضای تفاهم همان گونه که آقای نور تاکید ورزیده می توانند برای آن راه حلی بیابند که به هیچ رویارویی و نگرانی برای جامعه منتهی نشود. از سوی دیگر تجربه تاریخی افغانستان نشان داده که تنش های از این دست و نوع، کم سابقه نبوده و در مقاطعی میان شخصیت ها و جناح های سیاسی سؤتفاهم ها و اختلافاتی واقع شده که دوام چندانی نداشته است و باز در یک مقطع دیگر به خاطر منافع کلان جامعه آن ها دور هم نشسته و اختلافات شان را حل کرده اند. حداقل در همین پانزده سال اخیر ما شاهد چندین ایتلاف و جدایی میان سیاسیون کشور بوده ایم.  روزی در کنار هم بوده اند و روزی دیگر علیه هم قرار گرفته اند. اما وقتی پای منافع کلان پیش آمده سیاسیون کشور به اختلافات شان نقطه پایان گذاشته اند. اختلافات بلخ و ارگ و سپیدار به باور من از همین نوع است و می تواند به زودی حل شود و این دو جناح به عنوان مکمل های هم در برابر چالش های اساسی جامعه در یک صف قرار گیرند. مگر بارها ما شاهد کنارآمدن ها و کنار رفتن هایی از این نوع نبوده ایم؟ تنوع دیدگاه ها زیبایی دموکراسی را می توانند آیینه داری کنند و سبب شوند که جامعه زودتر به بلوغ سیاسی و فرهنگی برسد. اگر اختلافات و سلیقه های متفاوت نباشند جامعه راکت می ماند و ایستایی بدون شک مرگ دموکراسی می تواند به شمار رود. ما از تنوع و کثرت آرا به نتایجی می رسیم که احتمال دارد از یک رنگی و وحدت آرا نرسیم. تنوع و تکثر جامعه را به سمتی سوق می دهد که همه خود را در آیینه آن ببینند و حضور خود را احساس کنند. اما هرگز نباید اجازه داد که تنوع و تکثردیدگاه ها به دشمنی و تنش های غیرقابل حل تبدیل شوند، آن گاه حاصل آن چیزی خواهد بود که دشمنان از آن به نفع برنامه های ویران گرانۀ خود استفاده خواهند کرد. کارنامه آقای نور در ولایت بلخ چنان روشن و اظهرمن الشمس است که هیچ کسی قادر به نادیده گرفتن آن نیست. آقای نور در پانزده سال گذشته موفق شد که ولایت بلخ را ضمن این که در سایه امن نگه دارد، از یک شهر ویران و به شدت تخریب شده، به شهری مدرن و با امکانات شهری تغییر دهد. آیا می توان این همه دستاورد را نایده گرفت؟ آیا می توان از حضور پررنگ آقای نور در مقاطع مختلف و بحران های خانمان برانداز که با قوت در کنار مردمش قرار گرفته چشم پوشی کرد؟ بدون شک پاسخ منفی است. در کنار آن ریاست جمهوری و ریاست اجرایی نیز از اعتبار قانونی و اجرایی برخورداراند و این دو نهاد مشروعیت سیاسی و قانونی حذف ناپذیر دارند و نباید چنان اتوریته شکنی شود که به کل نظام صدمه وارد کند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم این دو نهاد سیاسی واقعیت جامعه ما هستند و باید از آن ها حمایت کنیم. حمایت از این دو نهاد به معنای حمایت از مردم سالاری و قانون گرایی است و نشان می دهد که ما چقدر به پخته گی سیاسی رسیده ایم. من باور دارم که با گفتگو و تفاهم ارگ و بلخ موفق به پایان دادن مشکلات فعلی شان می شوند و به زودی به نتایج تحسین برانگیزی در حل مناقشۀ به وجود آمده دست پیدا می کنند. اما ضرورت است که هر دو طرف ضمن توجه به مسایل و حساسیت های جامعه از مواضع سخت گیرانه و غیرقابل برگشت بپرهیزند و به راه حلی نزدیک شوند که خدشۀ به وقار ملی ما وارد نکند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.