بیستُمین سفر به پاکستان و بیستُمین اشتباه سیاسی

احمد عمران/

حامد کرزی رییس‌جمهوری افغانستان برای بیستُمین بار راهی پاکستان شد؛ کشوری که عمدتاً به عنوان حامی تروریسم همواره مورد انتقاد قرار داشته است. آقای کرزی پیش از این، ۱۹ بارِ دیگر به این کشور سفر داشته است؛ سفرهایی که خود بر بیهوده‌گیِ آن‌ها مُهر تأیید می‌زند. این بار نیز پیش از همه، شخص آقای کرزی ظاهراً نسبت به موفقیتِ این سفر بدبین است؛ ولی او در کنفرانس خبری خود در روز شنبه تأکید ورزید که هم‌چنان به تلاش‌هایش برای رسیدن به توافقی به هدفِ ایجاد جبهۀ مشترک برای تأمین صلح در هر دو کشور ادامه خواهد داد. آیا آقای کرزی طی این سال‌ها با سفرهای مکرر به پاکستان به هیچ نتیجه‌یی نرسیده است؟ اگر چنین است ـ که خود نیز بر آن تأکید دارد ـ پس سفر بار بیستم با چه انگیزه و امیدی به این کشور انجام می‌شود؟
آقای کرزی شاید برای گمراه کردنِ اذهان عامه و برائتِ خود از نقدونظرها، چنین سفرهایی را بی‌نتیجه اعلام می‌کند؛ ولی در واقعیت امر این سفرها آن‌گونه که برای افغانستان واقعاً بی‌نتیجه بوده، برای شخص رییس‌جمهوری بی‌نتیجه نبوده است. آقای کرزی هرچند هر از گاهی جنگِ زرگری با پاکستان را آغاز کرده، ولی هدف اصلی او دشمنی با پاکستان و یا این‌که چنین تصوری را در دولت‌مردانِ آن کشور رقم زند، نبوده است. مقام‌های پاکستانی چه در زمان مشرف و چه در زمان زرداری و چه حالا در زمان نوازشریف، در وجود آقای کرزی یک دوستِ استراتژیک را دیده‌اند؛ دوستی که نسبت به هر گزینۀ دیگر، بهتر توانسته موقعیت پاکستان را در تعاملات منطقه‌یی حفظ کند.
آقای کرزی این بار زمانی به پاکستان می‌رود که شاید این آخرین سفر او به عنوان رییس‌جمهوری افغانستان به این کشور باشد. شاید در ماه‌های آینده که بحث مسایل انتخابات در کشور داغ‌تر می‌شود، آقای کرزی این فرصت را پیدا نکند که دوستان پاکستانی خود را در جریان حوادث و مواضعی که شخصاً در قبال مسایل دارد، قرار دهد.
ریاست‌جمهوری افغانستان با نشر اعلامیه‌یی، اهداف سفر آقای کرزی و هیأت همراه او را به پاکستان، بررسی راه‌های تأمین صلح، مبارزه با تروریسم و رهایی زندانیان طالبان توصیف کرده است. در ضمن گفته می‌شود که آقای کرزی در این سفر، برای گسترش روابط بازرگانی با پاکستان نیز گفت‌وگوهایی را انجام خواهد داد.
سفر آقای کرزی به پاکستان در حالی صورت می‌گیرد که هنوز هم آتش‌باری بر بخش‌هایی از مناطق مرزی کشور در شرق و جنوب ادامه دارد و به گمان غالب، این آتش‌باری‌ها به گونۀ سیستماتیک از آن سوی مرز صورت می‌گیرد. مقام‌های محلی در کنر و نورستان همواره تأیید کرده‌اند که شبه‌نظامیان پاکستانی، مسوولِ این حملات هستند. آیا سفر آقای کرزی به پاکستان، عملاً چشم‌پوشی بر این‌گونه حملات و عدم همکاری پاکستان در تأمین امنیت در افغانستان نیست؟
وقتی میان دو کشور مشکلاتی از این دست به وجود می‌آید، طرف متضرر تلاش می‌ورزد که از راه‌های ممکن به گونۀ قاطع مواضع خود را به طرف مقابل ابلاغ کند و نه این‌که به مهمانی به خانۀ کسی برود که عملاً مسوول ویرانگری‌ها و کشتار غیرنظامیان کشورش است. این سیاست متناقض را چه‌گونه می‌شود توجیه کرد؟ آیا آقای کرزی حداقل برای آنانی که در حملات شبه‌نظامیان پاکستانی عزیزان خود را از دست داده‌اند و از خانه‌های خود متواری شده‌اند، پاسخی قانع‌کننده و رضایت‌بخش دارد؟
بدون شک آقای کرزی به چنین پرسشی هیچ پاسخی نخواهد داشت؛ ولی بدون شک او هدف‌هایی دارد که باید در پایان مأموریت خود به آن‌ها برسد. برای آقای کرزی در شرایط فعلی که آب از سر گذشته و امید چندانی به باقی ماندن در قدرت وجود ندارد، مسایلی چون حاکمیت ملی و دفاع از مردم کشور نمی‌توانند مطرح باشند. آقای کرزی پیش از آن‌که نگران امنیت کشور باشد، نگران امنیت خود و اطرافیان خود پس از سال ۲۰۱۴ است که معلوم نیست چه اتفاقی خواهد افتاد.
آقای کرزی در آستانۀ از دست دادن قدرت سیاسی، به این فکر می‌کند که چه‌گونه منافع خود را در وجود فرد بعدی در قدرت جست‌وجو کند. شاید پاکستان در این میان بتواند نقش مهمی بازی کند که بدون شک از نظر آقای کرزی پنهان نیست. در بازی قدرت، آقای کرزی نسبت به نقش و جایگاه پاکستان به اندازۀ کافی حساس است. او می‌داند که طالبان هنوز به عنوان عروسک‌های خیمه‌شب‌بازی در دست‌های استخبارات و نظامیان پاکستان قرار دارد و هر اقدام شخصی او برای جلب حمایت طالبان، به دلیل همین نفوذ، به شکست قطعی می‌انجامد. چرا که آقای کرزی از صلح و گفت‌وگو با طالبان هیچ هدف ملی‌یی را دنبال نمی‌کند. اهداف او برای گفت‌وگو و مذاکره با تمام گروه‌های مخالف مسلح، هدف‌های شخصی و گروهی است. آقای کرزی دغدغۀ این را ندارد که افغانستان به صلح و امنیت دست پیدا کند، بل دغدغۀ او این است که جایگاهش در تعاملات سیاسی کشور کجاست و چه‌گونه می‌تواند این جایگاه را برای خود محفوظ نگه دارد. حالا هم که آقای کرزی در صدد باز کردن آدرس تازه‌یی برای طالبان است، به کمک‌های پاکستان در این رابطه بیش از هر زمان دیگر احساس نیاز می‌کند.
پاکستان می‌تواند آقای کرزی را در رسیدن به هدف‌های او یاری رساند؛ همان‌گونه که در گذشته این کشور چنین نقشی را بازی کرده است. نگاه پاکستان به افغانستان هنوز به عنوان یک دوست و کشور همسایه نیست. این کشور در وجود افغانستان شریک سیاسی را جست‌وجو نمی‌کند، بل به افغانستان به عنوان عمق استراتژیکِ خود نگاه می‌کند. آقای کرزی با این سیاست مشکلی ندارد، چون اگر واقعاً چنین مشکلی می‌داشت، در چنین برهۀ حساسی سفر به پاکستان را ترجیح نمی‌داد. آقای کرزی اگر غیر از هدف‌های شخصی سیاسی خود، هدف دیگری را که با منافع ملی افغانستان سازگار می‌بود دنبال می‌کرد، حالا به جای رفتن به پاکستان، باید به سازمان ملل متحد می‌رفت و از این کشور به دلیل حمایت‌های بی دریغ از گروه‌های هراس‌افکن و آتش‌باری بر مناطق مرزی کشور شکایت می‌برد.
ضعف سیاست‌های افغانستان در طول بیشتر از یک دهۀ گذشته با همسایه‌گان، سبب این‌همه مشکلات در کشور شده است. اگر سیاست خارجی افغانستان بر موازین اصولی و قواعد رایج دیپلماتیک تنظیم می‌شد و نه فرمایش‌های جناب رییس‌جمهوری؛ امروز نیاز نبود که یک بار دیگر آقای کرزی اهداف سفر خود را به پاکستان هم‌چنان حل مشکلات مرزی، مسایل امنیتی و روابط دوستانه عنوان کند؛ اهدافی که بدون شک در اولویتِ سفر آقای کرزی به پاکستان هم قرار ندارند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.