تازه‌ترین تعریفِ آقـای کرزی از طالبان

احمد عمران/ 10 جوزا 1393/

رییس‌جمهور کرزی در سفر اخیرِ خود به هند برای شرکت در مراسم تحلیفِ نخست‌وزیرجدید آن کشور، با یکی از رسانه‌های هندی نیز گفت‌وگو کرد. در این گفت‌وگو که متن کاملِ آن را دفتر مطبوعاتیِ ریاست‌جمهوری در اختیار رسانه‌ها گذاشته، به موارد جالبی به‌ویژه دربارۀ طالبان می‌توان برخورد.
رییس‌جمهور کرزی که سال‌هاست برای هویت‌زدایی از طالبان تلاش می‌کند،mnandegar-3 این‌بار اما تعریفِ تازه‌یی از طالبان به‌دست می دهد و یا بهتر است گفته شود تعریف تازۀ این گروه را در اختیارشان می‌گذارد. آقای کرزی در پاسخ به پرسش شبکۀ تلویزیونی تایمز نو، چنین تعریفی از طالبانی ارایه کرد که او انتظارشان را در کابل می‌کشد: «ما خواهان مذاکره با آن عده طالبانِ افغانی هستیم که نه دشمنانِ افغانستان بوده و نه هم علیه هند و نه هم بر ضد زنده‌گیِ صلح‌آمیز در افغانستان می‌باشند.»
تعریف جدیدِ آقای کرزی از طالبان، بیشتر از آن‌که مصداق عینی و بیرونی داشته باشد، برساختۀ ذهن و خیالِ رییس‌جمهوری است. آقای کرزی نمی‌گوید که این نوع از طالبان را کجا می‌شود پیدا کرد. گفتند که یافت می‌نشود جسته‌ایم ما/ گفت آن که یافت می‌نشود آنم آرزوست. آقای کرزی به دنبال طالبانی سرگردان است که به تعبیر زیبای خداوندگار بلخ یافت نمی‌شوند، ولی رییس‌جمهوری پا را در یک موزه کرده که آن‌چه را که یافت می‌نشود، بیابید و در برابرم قرار دهید.
آیا آقای کرزی از خود پرسیده که با طرح مسایل به این صورت چه را می‌خواهد به‌دست آورد؟ اگر قرار باشد که طالبان دشمن افغانستان، هند و زنده‌گی صلح‌آمیز نباشند، پس برای چه می‌جنگند؟ آیا آقای کرزی می‌تواند جنگ فعلیِ طالبان را توجیه کند؟… هرچند ایشان بارها دست به چنین توجیهی زده‌اند و در آخرین مورد در واکنش به تصمیم باراک اوباما رییس‌جمهوری ایالات متحدۀ امریکا مبنی بر خروج کامل نیروهای امریکایی از افغانستان، با انتشار اعلامیه‌یی از طالبان خواسته است که دست از جنگ بردارند، چون دیگر به زعم ایشان بهانه‌یی برای ادامۀ جنگ در افغانستان وجود ندارد. اما از آن‌سو گروه طالبان با نشر اعلامیه‌یی بر ادامۀ جنگِ خود تأکید ورزیده و گفته است که تا بیرون شدن آخرین سربازِ نیروهای خارجی از افغانستان خواهد جنگید.
مغالطه و خلط مسایل در مواضع هر دو طرف، هم طالبان و هم رییس‌جمهور کرزی، به‌شدت بیداد می‌کند. گروه طالبان از یک‌سو با نشر اعلامیه‌های دروغین، جنگِ خود را صرفاً با نیروهای خارجی نشان می‌دهد؛ اما از سوی دیگر همه‌روزه درگیری‌های این گروه در سطح کشور با غیرنظامیان و سربازان ارتش و پولیس اتفاق می‌افتد. اگر طالبان واقعاً خواهان خروج نیروهای خارجی از افغانستان است، پس چرا آمار قربانیان غیرنظامی از سوی این گروه، چنین رقم وحشت‌ناکی را به خود اختصاص داده است؟
مشخص است که طالبان اهدافِ کلان‌تری را برای خود تعریف کرده و جنگ این گروه تنها به دلیل حضور نیروهای خارجی در افغانستان نیست. طالبان از یک‌سو با بخش قابل ملاحظه‌یی از شهروندان کشور به‌دلیل عقده‌های قومی و تباری دشمنی دارد و این دشمنی در زمان سلطۀ آن‌ها بر بخش‌هایی از کشور کاملاً مشخص بود. از سوی دیگر، طالبان با همۀ افکار مدرن و ارزش‌های متعلق به آن مثل دموکراسی، آزادی‌های مدنی و حقوق شهروندی، دشمن است و نمی‌تواند با این اندیشه‌ها سازگار باشد. جنگِ طالبان اگرچه به بهانۀ حضور سربازان خارجی انجام می‌شود، ولی اهدافِ بسیار خطرناک‌تری را دنبال می‌کند. گروه طالبان به دلیل تفکر خاصِ خود نمی‌تواند ارزش‌های مردم‌سالارانه را برتابد و به همین دلیل، جنگِ آن صرفاً محدود به حضور نیروهای خارجی نیست. از جانب دیگر، طالبان بخشی از یک مثلثِ خطرناکِ هژمونی‌طلبی ایدیولوژیکی است که القاعده و نظامیانِ پاکستانی دو ضلع دیگرِ آن را می‌سازند. اما تعریفِ آقای کرزی هم به‌جای خود از طالبان کمتر از خواب و خیال‌های این گروه برای رسیدن به قدرت در افغانستان نیست.
آقای کرزی در بخشِ دیگری از گفت‌وگوی خود با تایمز نو به‌صورت آشکار مواضعِ خود را برای طالبان تعریف می‌کند: «ما نمی‌خواهیم که ملا عمر در پاکستان دستگیر شود؛ زیرا با ملاعمر و سازمانِ او خواهانِ صلح هستیم. ما می‌خواهیم که وی به افغانستان برگردد و موجب صلح شود و با دوستان افغانستان به شمول هند دوست باشد و در رفاه و آسایش افغانستان کمک کند و در دوستی افغانستان با هند و دیگر کشورها همکار شود. ما خواهانِ پایان خون‌ریزی هستیم، ما می‌خواهیم هیچ کسی نه ملاعمر و نه هم فرد دیگری در رنج باشد و از ملاعمر می‌خواهیم تا یک شهروند پسندیدۀ افغانستان و دوست خوبِ هند باشد.»
آقای کرزی خواهان برگشتِ ملاعمری است که در ذهنش او را پرورده است. ملا عمر خیالیِ آقای کرزی بسیار شباهت به خواب‌های کودکانه دارد. آقای کرزی نمی‌داند و یا می‌داند، ولی نمی‌خواهد باور کند که ملا عمر دموکرات تا هنوز از مادر زاییده نشده است. آقای کرزی در سیزده سال گذشته با خواب و خیال زنده‌گی و سیاست کرد. او راست گفته که سیاست‌مدار نیست؛ چون به نظر او، سیاست چیزِ کثیفی است.
آقای کرزی با خوش‌خیالی در سیزده سال گذشته فکر کرده که افغانستان همان ارگِ ریاست‌جمهوری است؛ جایی که هر وقت اراده کنی، نان و آبت حاضر است و کسی نمی‌گوید که بالای چشمت ابروست. معلوم نیست آقای کرزی چه زمانی از این خواب بیدار خواهد شد، چون گمان نمی‌رود پس از کنار رفتن از قدرت‌هم او بتواند با واقعیت‌ها روبه‌رو شودـ آن‌هم به این دلیل که قصرش هم‌چنان در محوطۀ ارگ قرار دارد و تصورش از افغانستان و مردم آن، همان چیزی خواهد بود که در حال حاضر «بلی قربان»گویانِ او در اختیارش می‌گذارند.
آقای کرزی نمی‌داند که واقعیت طالبان، کاملاً خلافِ تصوراتِ اوست. واقعیتِ طالبان را باید در کشتار و سربریدن‌های‌شان دید. واقعیتِ طالبان را در جایی باید جست‌وجو کرد که این گروه شکل گرفته و هم‌چنان دستور می‌گیرد. شاید خبرنگار تایمز نوِ دهلی از آقای کرزی واقعیتِ سیاست را بهتر می‌فهمد، چون پس از پاسخ‌های او به گونۀ زیرکانه جمله‌یی گفت که یک دنیا مفهوم در آن نهفته است؛ جملۀ خبرنگار تایمز نو به آقای کرزی این بود: «شاید این توقعات‌تان از حد زیاد باشد!»

اشتراک گذاري با دوستان :