تقلب‌های انتخابات پارلمانی؛ آزمونی برای تقلب‌های انتخابات ریاست‌جمهوری

احمــد عمران/

تغییرات و جابه‌جایی‌هایی که در حکومت صورت می‌گیرد، با وجود مخالفت‌های نامزدانِ انتخابات ریاست‌جمهوری همچنان از سوی اشرف‌غنی رییس حکومت وحدت ملی ادامه دارد. جالب این‌جاست که داکتر عبدالله رییس اجرایی حکومت و شریکِ آقای غنی نیز از این تغییرات اظهار بی‌خبری کرده است.
mandegarآقای غنی حداقل طی یک هفته، دو نفر را به عنوان سرپرست‌وزیر معرفی کرده و تعدادی را هم در نهادهای امنیتی جابه‌جا کرده است. این جابه‌جایی‌ها در مقطع زمانیِ فعلی فقط یک دلیل می‌تواند داشته باشد و آن‌هم موضوع انتخابات آیندۀ ریاست‌جمهوری. هرچند که سخنگویانِ ارگ مُصرند که این جابه‌جایی‌ها روال عادیِ حکومت‌داری و به‌ویژه حکومت‌داری خوب و در جهت اصلاح وضعیت است، اما کیست که چنین توجیه ضعیفی را معقول بداند و حرفِ سخنگویانِ آقای غنی را درست بشمارد؟
حکومتی که طی پنج سال نتوانست کابینۀ خود را کامل کند و در انتخاب نامزدوزیران ماه‌ها به چانه‌زنی و وقت تلف کردن مصروف می‌شد، حالا چگونه است که یک‌شبه سرپرست‌وزیر تعیین می‌کنـد؟ این نخبه‌گان تا به حال کجا بودند که چشم «دومین متفکر» جهان به آن‌ها روشن نشده بود ولی حالا که عمر حکومت رسماً به پایان رسیده، آقای غنی متوجه این افراد و مشکلاتی شده که در نهادهای حکومتی وجود دارد. پنج سال مردم بی‌سرنوشتی و سردرگمی را تحمل کردند، اما آقای غنی حاضر نشد که بنا به ملحوظاتِ قومی و شخصیِ خود افراد نخبه و صاحب‌صلاحیت را وارد حکومت کند، اما حالا دم از شایسته‌سالاری و ارایۀ خدماتِ بهتر به شهروندان می‌زند؟
این‌ها هیچ کدام واقعیت‌هایی نیستند که آقای غنی می‌خواهد آن‌ها را مردم قبول کنند و بپذیرند که او در پیِ اصلاح و بهبود وضعیت است. چهرۀ آقای غنی و عوام‌فریبی‌های او کاملاً برملا شده است. حالا حتا افراد نزدیک به او نیز می‌دانند که آقای غنی غیرقابل اعتماد‌تر از هر دیکتاتوری در تاریخ است. بنا به برخی گزارش‌ها، اکثر وزیران و مقام‌های بلندپایۀ حکومتی، در ترس و هراسِ برکناری ناگهانی به‌سر می‌برند و صبح پیش از آن‌که از بستر بیرون شوند، نخست فیسبوک‌شان را چک می‌کنند که خبر برکناری‌شان هنگام خواب نشر نشده باشد و بعد می‌بینند که آیا محافظان و موترهای‌شان سر جای خود هستند و یا خیر. آیا در چنین فضای بی‌اعتمادی‌یی کسی حاضر می‌شود که به مردم و کشور کاری انجام دهد؟
اکثر مسوولانِ بلندپایۀ حکومتی که از سوی آقای غنی گمارده شده‌اند، پیش از آن‌که به کشور و مردم فکر کنند، در غم پُر کردنِ حساب‌های بانکی‌شان هستند. آن‌ها پیش از آن‌که به این موقعیت‌ها دست پیدا کنند، برای خدمت کردن به کشور و مردم نیامده بودند که حالا در بحبوحۀ جنجال‌ها و قدرت‌طلبی‌های آقای غنی، به فکر خدمت‌گزاری به مردم و جامعه باشند.
در گذشته حداقل نهادهای حکومتی از ثباتِ نسبی برخوردار بودند ولی از زمانی که عمر حکومت پایان یافته و همه در انتظار سرنوشت و آیندۀ خود به‌سر می‌برند، دیگر ثبات و نظم عادیِ کاری نیز در نهادهای حکومتی باقی نمانده است. این روزها افغانستان بسیار شباهتِ هراسناکی به ماه‌های آخرِ حکومت‌داری داکتر نجیب‌الله پیدا کرده است. مردم به یاد دارند که در آن زمان نیز ناگهان ارزش افغانی در برابر ارزهای خارجی به صورتِ کم‌سابقه پایین آمد، بهای مواد خوراکی بالا رفت، وزرا و مأموران بلندپایه به فکر کشیدنِ خود و خانواده‌های‌شان از کشور بودند. همه با تشویش و نگرانی یکدیگر را نگاه می‌کردند و این پرسش در چشم‌های‌شان خانه کرده بود که چه اتفاقی قرار است بیفتد.
این روزها کابل و بسیاری از شهرهای افغانستان چنین وضعیتی دارند. ارزش افغانی در برابر ارزهای خارجی چنان اُفت کرده است که مردم به‌سختی می‌توانند مواد ضروریِ خوراکی‌شان را تأمین کنند. نهادهای حکومتی از هم پاشیده، قتل و جنایت در شهرها و به ویژه کابل بیداد می‌کند، هیچ کس پاسخگوی وضعیت نیست، بسیاری از مأموران بلندپایۀ دولتی با نگرانی و تشویش وضعیت را دنبال می‌کنند و منتظرند که چه زمانی باید دوباره به کشورهای اصلی‌شان برگردند. در چنین وضعیتی، آقای غنی به هدفِ کمپاین‌های انتخاباتی در حال عزل و نصبِ وزیران و مقام‌های بلندپایۀ حکومتی است. او که این‌بار در انتخابات ریاست‌جمهوری دستش از زمین و آسمان کاملاً کوتاه شده، به دو چیز چشم دوخته است: یک، شکار تعدادی از جوانان به هدفِ استفاده‌های ابزاری در انتخابات؛ و دوم، تقلب‌های سازمان‌یافته و مهندسی‌شده در انتخابات به وسیلۀ کمیسیون‌های انتخاباتی.
آقای غنی در انتخابات پارلمانی کشور به گونۀ آزمایشی ظرفیتِ خود را در انجام تقلب آزمود. سخنان عبدالعزیر آریایی در مورد مهندسی انتخابات پارلمانی به‌وسیلۀ ارگ گویای این آزمونِ آقای غنی است. او تلاش کرد که با دادن رشوه و امکانات به یک تعداد از نامزدان انتخابات پارلمانی و در کنار آن با استفاده از نفوذ و افرادِ خود در کمیسیون‌های انتخاباتی، مشخص سازد که به چه مقدار توان مدیریت و مهندسی تقلب در انتخابات را دارد. حالا با توجه به این دو گزینه، آقای غنی می‌خواهد به سوی انتخابات ریاست جمهوری خیز بردارد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.