تلاش‌های بی‌نتیجۀ صلحِ آقای خلیل‌زاد

احمد عمران/

زلمی خلیل‌زاد نمایندۀ ویژۀ وزارت خارجۀ امریکا در امور صلح افغانستان، هفتمین دورِ گفت‌وگوهایِ خود را با جناح‌های ذی‌دخل در مسالۀ افغانستان آغاز کرده است. وزارت خارجۀ امریکا می‌گوید که گفت‌وگوهای صلح در حالی ادامه می‌یابد که امریکا همچنان گزینۀ مقابله با گروه‌های هراس‌افکن را دنبال می‌کند. به گفتۀ وزارت خارجۀ امریکا، خلیل‌زاد در محور چهار مسأله با طالبان گفت‌وگو خواهد کرد. این چهار محور عبارت اند از: خروج سربازان امریکایی، تضمین‌های ضد هراس‌افگنی، گفت‌وگوها میان افغان‌ها و کاهش خشونت‌ها.
mandegarزلمی خلیل‌زاد پیش از این به کابل آمده بود و با اشرف‌غنی رییس حکومت وحدت ملی در مورد آجندای دور تازۀ گفت‌وگوهایش دیدار کرد. اما دور تازۀ گفت‌وگوهای آقای خلیل‌زاد در حالی آغاز می‌شود که هیچ روزنۀ امیدبخشـی برای پایان جنگ در کشور وجود ندارد. آقای خلیل‌زاد ماه‌هاست که با طالبان گفت‌وگو می‌کند ولی هنوز آجندای گفت‌وگوها از محور همین چهار بحث بیرون نشده است. گویا نه طالبان پیشرفتی در این گفت‌وگوها داشته‌اند و نه هم جانب امریکا. با این حال، امریکا امیدوار است که روزی طالبان را متقاعد کند تا دست از جنگ و خشونت بردارند.
همان گونه که امریکا بر گزینۀ جنگ تا رسیدن به یک توافق اصـلی با طالبان تأکید کرده، طالبان نیز از ماه‌ها به این‌سو جنگِ خود را در کشور افزایش داده‌اند. طالبان جنگ را به عنوان ابزار فشار بر نیروهای خارجی و داخلی استفاده می‌کنند و به نظر نمی‌رسد که این گروه بخواهد در بحبوحۀ گفت‌وگوهای صلح در مورد آتش‌بس فکر کند. هرچند سخنگوی گروه طالبان از رهایی زندانیان این گروه به وسیلۀ آقای غنی ابزار خشنودی کرده ولی نگفته است که طالبان نیز گامی در جهت حُسن نیت برخواهند داشت. در چنین وضعیتی نمی‌توان انتظار داشت که بُن‌بست گفت‌وگوهای صلح به‌آسانی شکسته شود.
طالبان وقتی افراد خود را آزاد می‌بینند، از آن به عنوان یک دستاور یاد می‌کنند؛ دستاوردی که به زعم سران این گروه نتیجۀ تلاش‌های آن‌ها در صحنۀ نظامی است. سران طالبان باور دارند که در جنگ افغانستان انعطاف‌هایی که از جانب مقابل صورت می‌گیرد، روپوش‌هایی برای توجیه شکست آن‌هاست. این گروه در حال حاضر احساس پیـروزی می‌کند و منتظر است که در گفت‌وگوهای صلح با خلیل‌زاد امتیازهای بیشتری را به‌دست آورد.
همان‌گونه که در بیرون از افغانستان دورنمای صلح تاریک و دچار پراکنده‌گی است، در داخل نیز وضعیتی بهتر از آن وجود ندارد. آقای غنی که فعلاً قدرت سیاسی را در قبضه دارد، اصلاً به صلح و امنیت نمی‌اندیشد. مسالۀ او تأمین صلح در افغانستان نیست و به همین دلیل فرمایش‌‌های جرگۀ مشورتی که آقای غنی آن‌ها را نقشۀ راه دولت برای صلح عنوان کرد، اصلاً در دستور کار حکومت و دولت قرار ندارد. قطعنامۀ این جرگه حالا دیرزمانی است که به فراموشی سپرده شده و همان‌طور که انتظار می‌رفت، آقای غنی فقط در راسـتای منافع انتخاباتی خود از جرگۀ مشورتی صلح استفاده کرد. دیگر گروه‌ها و شخصیت‌هایی که خود را در داخل افغانستان برای صلح فعال نشان می‌دهند و از آن جمله حامد کرزی رییس‌جمهوری پیشین، اصلاً به گفت‌وگوهای صلحِ امریکا باور ندارند. آن‌ها حالا روسیه را به عنوان کشور حامی صلح در افغانستان می‌شناسند و عقیده دارند که تلاش‌های مسکو ثمربخش‌تر از تلاش‌های واشنگتن است. به همین دلیل می‌بینیم که تلاش‌های بیرونی و داخلی به جای این‌که یکدیگر را در روند صلح افغانستان کمک کنند، باعث تقابل و تنش می‌شوند.
روسیه و نزدیکان منطقه‌ییِ آن می‌خواهند که روند صلح را کاملاً از قبضۀ امریکا بیرون بکشند و امریکا که متوجه این مسأله شده، با تمام نیرو سعی دارد که نقش این کشورها در روند صلح تضعیف شود. در این میان، دو گروهی که بیشترین منفعت را می‌برند، نخست گروه طالبان و در گام دوم ارگ است. گروه طالبان دوام جنگ را در وضعیت فعلی به نفع خود می‌داند و به همین دلیل نمی‌خواهد که به توافقی فوری با امریکا دست یابد. این گروه تلاش دارد که کشورهای بیشتری در مسالۀ صلح افغانستان دخیل شوند تا وجهۀ بین‎المللی آن افزایش یابد. از طرف دیگر، آقای غنی نیز نمی‌خواهد که به‌آسانی توافقی میان طالبان و امریکا به‌دست آید. زیرا او هراس دارد که اگر چنین توافقی حاصل شود، به کنار رفتنِ او از قدرت و سپس ایجاد حکومت سرپرست بیانجامد. به همین دلیل، وقتی طالبان آقای غنی را مانع صـلح می‌خوانند، حرفی دور از واقعیت نمی‌گویند.
آقای غنی واقعاً از رسیدن به توافق با طالبان تشویش دارد و این تشویش به دلیل منافع افغانستان و یا از دست رفتن دستاوردهای هجده‌ساله نیست، بل تشویش اصلیِ او کنار زده شدن از قدرت است. آقای غنی تلاش‌های زیادی را تا به حال انجام داده که در قدرت باقی بماند و اگر اوضاع بر وفق مراد باشد، در انتخابات ریاست جمهوری نیز خود را پیـروز سازد. به این دلیل حصولِ توافق میان امریکا و طالبان، نقشه‌های او را نقش برآب می‎سازد. پس تا موانع صـلح برطرف نشوند، رسیدن به توافق با گروه‌هایی که جنگ می‌کنند، به هیچ صورت منطقی به نظر نمی‌رسد. از جانب دیگر، حکومتِ فعلی با از دست دادن مشروعیت قانونی، دیگر در جایگاهی قرار ندارد که در گفت‌وگوهای صلح از نام مردم افغانسـتان نماینده‌گی کند. حتا رهایی زندانیان طالبان هم دیگر در صلاحیتِ حکومتِ نامشروع نیست و این اقدام‌ها همه فراقانونی و آب به آسیاب دشمن ریختن است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.