جنـایت زیـر سایـۀ «جمهـوریت»

احمـد عمران/

آمر ستار یکی از فرماندهان معروفِ جمعیت اسلامی در درۀ غوربند، در خانه‌یی در خیرخانۀ کابل در عملیات مرموزِ نیروهای امنیت ملی با میزبانان و فرزندش کشته شد. مقام‌های رده اولِ حکومتی به شمول امرالله صالح معاون اولِ دستۀ انتخاباتی «دولت‌ساز» که زمینۀ پیوستن آمر ستار را به این تیـم فراهم کرده بود، از این رویداد اظهار بی‌اطلاعی کرده و در نوشته‌یی در فیسبوکش آن را «توطیۀ پیچیده» بر اساسِ «اطلاعات اغواگرانه» توصیف کرده است. اشرف‌غنی رییس حکومت وحدت ملی، کمیسیونی را جهت بررسیِ این حادثه گمارده است. حال سوال این‌جاست mandegarکه این کشور توسط چه کسانی مدیریت می‌شود؟ چرا امنیت ملی در نیمه‌شب به یک خانه در شهر کابل حمله می‌کند و بدون هیچ مجوزی، کُل اعضای آن خانه را به رگبار می‌‌بندد؟ آیا ساکنانِ خانه دست به مقاومتِ مسلحانه زده بودند که باید چنین وحشیانه سلاخی می‌شدند؟ این عملیات چه تفاوتی با عملیات‌های نیروهای طالبان دارد که بدون هرگونه مجوز افراد را در خانه‌های‌شان به قتل می‌رسانند؟ در کشوری که طالبانِ مسلح پس از بازداشت از میدان‌های نبرد در زندان پل چرخی در کمال آرامش و امنیت زنده‌گی پُرمعیشتی را می‌گذرانند، در کشوری که انس حقانی فرمانده جنگیِ شبکۀ حقانی که دست‌هایش تا گردن به خونِ مردم آغشته است، گرفتار می‌شود و بدون آن‌که مجازات و یا تنبیه شود، در یک معامله رهـا ساخته می‌شود؛ چرا با کسانی که از حاکمیت دفاع می‌کنند و در کنار نظـام قرار دارند، چنین وحشیانه برخورد می‌شود؟
افغانستان چنین روزهای سختی را بار اول نیست که تجربه می‌کند. در زمان حاکمیت حزب دموکراتیکِ خلق نیز نهادهای استخباراتی با شقاوت و سنگدلی، مخالفان را از خانه‌های‌شان بیرون می‌کردند و در پولیگون‌های نظامی به رگبار می‌بستند؛ ولی هرگز این کار را در خانه‌های‌ِ آن‌ها انجام نمی‌دادند. جلادانِ اکسا و خاد حداقل این‌قدر حیـا و شرم داشتند که به زن و فرزندِ مردم رحم کنند. اما متاسفانه نیروهای امنیت ملیِ حکومتِ آقای غنی حتا به زن و فرزندِ آمر ستار رحم نکردند. اگر آمرستار جرمی هم مرتکب شده بود، باز نیروهای امنیتی حق نداشتند بدون حکم دادگاه او را سلاخی کنند. اگر در این خانه به جای آمر ستار ملا هیبت‌الله رهبر طالبان می‌بود، باز نیـروهای امنیت ملی در برابر او چنین برخورد می‌کردند؟ ما واقعاً در چه کشوری و در سایۀ چه نظـامی زنده‌گی می‌کنیم؟ کی‌ها بر سرنوشت کشور حاکم شده اند که چنین با قساوت، بدتر از اکسا و خاد از مردم قربانی می‌گیرند؟
گمان نمی‌شود که «سرقوماندان اعلی نیروهای امنیتی» از انجامِ چنین عملیاتِ مشکوک و مرموزی بی‌خبر بوده باشد. هیچ عملیات و حرکت نظامی بدون مشاوره با او صورت نمی‌گیرد. در این‌که حلقۀ خاصی در ارگ از این عملیات خبر داشته‌اند و دستور آن از جانب شخص آقای غنی صادر شده است گمانه‌هایی زیادی مطرح است؛ اما اگر چنین نیست و غنی به عنوان مسوول درجه یک کشور از چنین اقدام کلان خبر نیست، پس باید به این سوال به عنوان فرد اول کشور پاسخ دهد که چه کسی مسوول دستور این جنایت است و در سایۀ جمهوریت، ایشان چگونه به خود حق می‌دهد که فرمان قتل یک انسان را بدون دادگاه صادر کنـد؟ آمر ستار چه جرم و جنایتی را مرتکب شده بود که باید چنین مرموز به قتل برسد؟ اگر قتل او به پای مخالفانِ شخصی و یا طالبان نوشته می‌شد، باز توجیهی داشت و در نهایت می‌شد گفت که نیروهای امنیتی همان‌طور که در سایر نقاط قادر به تأمین امنیت جان و مال مردم نبوده‌ اند، در خیرخانه نیز نتوانسته ‌اند که جلو نفوذ آن‌ها را بگیرند. اما وقتی نهـادی مثل امنیت ملی خود اعتراف می‌کند که کشتار دسته‌جمعی انجام داده، آن‌گاه چه باید گفت و چه کسی را مقصر باید دانست؟
به نظر نمی‌رسد که قتل آمر ستار در نوع خود اولین و آخرین قتل مرموز کشور باشد. اما آقای غنی برای ماندن و بودن در قدرت حاضر به انجامِ هر چشم پوشی ای هست. برای او کشته شدن انسان‌ها در راه فصولِ ناتمام قابلِ توجیه است و هیچ مسولیتی هم شانه های او را خم نکرده است. بسیار مسخره و سوال برانگیز است که نیروهای امنیت ملی، انسان‌های بی‌دفاع را بکشند؛ آن‌گاه گفته شود که آن‌ها بر اثر یک «توطیۀ پیچیده» و «اطلاعات اغواگرانه» کشته شده‌ اند، پس نام این دستگاه را از امنیت ملی به چه تعبیر کرد چرا دستگاه امنیت ملی که یک نهاد با اعتبار و موثر پنداشته میشده است، اینگونه در دام اغواگرایانه و طوطیه گرفتار شود. چرا عمیق این توطیه و دسیسه به این پیمانه باشد؟ آیا شرم نیست وقتی چنین جملاتی را برای توجیه جنایاتِ خود به کار می‌برند؟ حالا که این آدم به هر دلیلی از سر راه کنار زده شد، کمیسـیون حقیقت‌یاب چه حقیـقتی را برملا خواهد کرد؟ آیا حقایق جنگ قندوز برملا شدند؟ آیا کشتار رجال برجستخ مشخص شد که توسط کی صورت گرفت و همینگونه ده ها عوامل و انگیزه‌هایِ صدها ترور و حمله به نهـادها و شخصیت‌های ملی و سیاسیِ کشور که طی این سال‌ها انجام شدند، مشخص شد؟
پروندۀ قتل آمر ستار نیز مثل هـزاران پروندۀ قتلِ دیگر، مرموز و بدون نتیجه پایان می‌یابد. هیچ کسی نیست که پی‌گیرِ چنین قتل‌هایی باشد؛ چون عامل اصلیِ آن مشخص است و نمی‌توان او را به‌ساده‌گی به دام انداخت، هرچند که چهرۀ پنهـان ندارد. اما آقای غنی مسوول درجه یک برای پاسخ گویی هم نزد مردم و نزد خداست او مسوول همه خون هایی است که به دلیل ندانم کاری های‌شان ریخته می‌شود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.