جنـگ افغـانستان و ماشیـن دروغ پراکنـی ارگ

احمدعمران/ شنبه 7 اسد 1396/

رییس جمهوری در حالی از نظامیان کشور در ولایت هلمند دیدار کرد که شاید افغانستان دشوار ترین روزهای خود را پس از سقوط طالبان از نظر امنیتی شاهد است. جنگ های ویران گر گروه های تمامیت خواه و افراطی به کمک برخی کشورهای منطقه و از جمله پاکستان موجی از خشونت های mandegar-3وحشیانه را از شمال تا جنوب و از غرب تا به شرق کشور به نمایش گذاشته است. در طی هفته گذشته حداقل جنگ در چند منطقه در ولایت های شمالی، جنوبی و غربی فجایعی را به نمایش گذاشت که کمتر می توان مثالی برای آن در سال های قبل جستجو کرد. ولسوالی تیوره غور در هفته گذشته به دست نیروهای طالبان سقوط کرد و این گروه جنایات ضد بشری فروانی را در این منطقه از خود به یاد گار گذاشتند. از کشتار غیرنظامیان به دفاع در شفاخانه این ولسوالی شروع تا ویران کردن بخش های وسیعی از خانه ها و مراکز عام المنفعه بخشی از عملیات تسخیر تیوره به وسیله طالبان بود. دولت به دلیل ضعف مدیریتی نتوانست به موقع از این منطقه استراتژیک دفاع کند و این موضوع سبب شد که دشمن به مناطق دیگر غور و از جمله تا نزدیکی های سد سلما در هرات خود را برساند. تیوره فقط روز گذشته به صورت کامل دوباره به تسخیر نیروهای دولتی درآمد. ولسوالی کوهستانات نیز در هفته گذشته از سوی نیروهای طالبان تصرف شد و برای چند روز این گروه حاکمیت قرون وسطایی خود را در آن مستقر کرد. قندهار در جنوب کشور و کابل پایتخت نیز شاهد رویدادهای بسیار خونین و اسفناکی بودند. در یک حمله انتحاری در کارته چهار ده ها غیرنظامی به شمول زنان و کودکان به خاک و خون کشیده شدند و ده ها نظامی به اثر تهاجم طالبان بر یک پاسگاه امنیتی در قندهار کشته شدند. ولسوالی تگاب ولایت بدخشان از چند هفته به این طرف مورد تهاجم کم سابقه نیروهای مخالف قرار دارد و براساس گزارش های مستند همین لحظه ده ها فرد شورشی به کمک برخی تندروان پاکستانی این ولسوالی را به شدت آماج حملات خود قرار داده اند. شاهدان عینی از ولسوالی تگاب بدخشان به این باور اند که اگر در اسرع وقت کمک به نیروهای نظامی مستقر در این منطقه از مرکز نرسد، احتمال سقوط ولسوالی تگاب به دست طالبان حتمی است. این تصویر گذرا و کوچکی است از واقعیت های تلخ جنگ و ویرانگری در کشور که به وسیله شورشیانی انجام می شود، که دولت به هزار ترفند در پی قانع کردن آن ها برای پیوستن به روند صلح است. از جانب دیگر در چنین حال و هوایی رییس جمهوری و جارچیان او در ارگ از وضعیت استثنایی بهبود امنیت در کشور گوش ها را کر  کرده اند. رییس جمهور غنی در سفر به هلمند و دیدار با نظامیان مستقر در این ولایت اعلام کرد که در مقایسه با سال های گذشته وضعیت جنگی به نفع نیروهای امنیتی تغییر یافته و حالا نیروهای امنیتی کشور از حالت تدافعی به حالت تهاجمی قرار گرفته اند. او هم چنین ادعا کرد که در سال روان افغانستان شاهد جنگ های کمتری نسبت به سال های قبل بوده است. این سخنان با آب و تاب فراون از سوی جارچیان رییس جمهوری در حالی که مرچ و مصالحه آن نیز به اندازه کافی اضافه شده بود، از طریق فضای مجازی بازتاب یافت. یکی از سخنان گویان آقا غنی در حالی که تلاش می کرد سفر او را لحظه به لحظه از طریق فیسبوکش پوشش دهد، مدعی شد که خلاف گذشته حالا رییس جمهوری کمتر وقت خود را به مسایل جنگی اختصاص می دهد و بیشتر مشغول دیدار با نظامیان و بهبود بخشیدن به وضعیت آن ها و خانواده های شان است. آیا واقعا چنین است؟ به نظر نمی رسد که هیچ یک از واقعیت های جنگ افغانستان این شایعات را تایید کند. جنگ افغانستان چنان در برابر چشم مردم اتفاق می افتد که هیچ نیازی به شایعه پراکنی و دروغ سازی ندارد. کاش آنچه را که رییس جمهوری مدعی آن است و جارچیان او بدون ملاحظه شعور مردم آن را چند برابر می خواهند به خورد آن ها بدهند واقعا حقیقت می داشت. کاش وضعیت جنگی چیزی می بود که آقای غنی ادعای آن را دارد. شاید آقای غنی در چنان هالۀ از ناواقعیت ها قرار گرفته که اصلا نمی داند در اطراف او چه می گذرد. و یا شاید ارگ ریاست جمهوری چنان شعور مردم را دست کم گرفته که فکر می کند، هر چه را که خواسته باشد، می تواند به آسانی به باور عمومی تبدیل کند. این ویژه گی دولت های خود کامه است که می کوشد با ایجاد فضای دروغ و ناراستی سلطه خود را انکار ناپذیر معرفی کند و چنان فضایی را به وجود آورد که همه گان در برابر دستورات آن مطیع باشند. جورج اورل نویسنده معروف ضد نظام های توتالیتری در رمان پرجاذبه” ۱۹۸۴″ دقیقا چنین نظام های را به تصویر می کشد. نظام های که تاریخ را به نفع خود مصادره می کنند و حتا از آن چه که مردم شاهد آن اند، تفسیرهای من درآوردی می سازند. آن ها که بر مسند قدرت نشسته اند، فکر می کنند که مردم روایت شان را از آن چه که در کشور می گذرد بدون کم و کاست قبول دارند در حالی که در لایه های جامعه خرد و تفکیک خوب از بد هم چنان پرسه می زند. حالا هم هر قدر آقای غنی و جارچیان او تلاش کنند، نمی توانند روایت جنگ مدهش کشور را چیزی نشان دهند که خودشان به آن باور دارند. شاید در حقیقت بی شعوری نصیب آن ها شده است که نمی توانند واقعیت ها تشخیص دهند. مثل آن شاهی که فریب خیاط حیله گر را خورد و باور می کرد که لباس به تن دارد، اما آدم های دروغ گو آن را نمی ببینند و از آن جایی که خود نیز در دل می فهمید که دروغ می گوید به همین دلیل لباس زیبای تنش را قادر نیست که ببیند. واقعیت جنگ افغانستان این است که به صورت کم سابقه شدت یافته و هر روز بر گستره و ابعاد آن نیز افزوده می شود. از سوی دیگر، چه زمانی دولت به وضعیت سربازان که شجاعانه در در سنگر پاسداری از کشور قرار دارند، توجه نشان داده است. اعاشه و اباطه شان چنان است که در تصویر های منتشر شده در برخی رسانه ها دیدیم. حقوق و امتیازهای شان هم که به موقع نمی رسد و حتا مورد دستبرد واقع می شود. و حتا وقتی جام شهادت می نوشند، کسی نیست که پیکرهای شان را به خانواده های شان برساند.  آیا این است معنای توجه به وضعیت نظامیان کشور که آقای رییس جمهوری در این خصوص غوغا بر پا کرده است؟  آیا هر روز با گزارشی در رسانه ها رو به رو نیستیم که از خانواده های بازمانده گان نیروهای امنیتی حکایت دارد؟ آیا این گزارش ها شرم آور نیستند؟ شاید ارگ ریاست جمهوری چنین گزارش های را نبیند ولی واقعیت آن ها بدون شک از چشم مردم پوشیده نیست.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.