حاکمیت اشرف غنی یا اهانت ملی

بهار چوپان/

خوشا به حال دولتی که مردمش فکر نمی‌کنند.
آدولف هیتلر
آن گروه از مردم که اهانت را تحمل می‌کنند؛ در برابر هیولای مرگ بی‌تفاوت می‌شوند و ارزش نفس انسانی و جان خویش را فراموش می‌کنند.
اشرف غنی تجسم و عینیت «اهانت» است؛ اهانت به شور و شعور مردم و اهانت به خون و جان مردم و فرزند مردم.
تحمل حضور کسی چون اشرف غنی در رأس دولت و در مقام رهبری یک کشور، یعنی تحمل «اهانت» و اهانت‌پذیری.
mandegarدر بارۀ اینکه اهانت و توهین چگونه محقق می‌شود گفته اند : «شرایطی که برای توهین‌‌آمیز تلقی شدن رفتار مرتکب ضرورت دارد، به‌طور خلاصه به‌شرح زیر است:
توهین غالباً به‌صورت گفتار (شفاهی یا مکتوب) است. اما گاهی نیز از طریق انجام دادن یک فعل، بدون استعمال لفظ محقق می‌شود. مانند پرتاب کردن آب دهان به صورت شخص دیگر یا انجام دادن حرکاتی که در اصطلاح عامیانه، به آن شکلک درآوردن می‌گویند.»
جامعه‌شناسان و زبان‌شناسان نظریۀ تحول معنایی واژهگان و مفاهیم را سال‌هاست مطرح کرده اند و این نظریه اینک شناخته شده و پذیرفته شده است، بر اساس این نظریه می‌توان گفت که مفهوم واژه و اصطلاح «اهانت» در میان ما دست‌خوش تحول بزرگ و حتا تغییر مفهوم شده است. در حالی که ملت‌های جوان و کشورهای نو پا از روزنۀ ارزشی به مفهوم قدرت سیاسی و رهبری سیاسی نگاه می‌کنند، رهبران کشور های خود را مسوول حفظ سلامت اجتماعی و غرور ملی شان می‌دانند، از آنها توقع دارند که با رفتار و گفتار شایسته و اخذ تصامیم خردمندانه مردم و کشور را به جایگاه قابل احترام در میان ملل و مردمان جهان برسانند و در صورتی که رهبران آنها قادر به اجرای وظایف و مسوولیت‌های محوله نباشند، به هر نوع ممکن جلو ادامه حضور آنها در اریکۀ قدرت را می‌گیرند، مردم ما اما با خندیدن بر گفتار و رفتار نادرست و در اکثر موارد مضحک اشرف غنی، روح آزردۀ خود را تسکین می‌بخشند و بر غرورهای شکسته خویش پرده لبخند می‌افکنند بدون اینکه این حقیقت تلخ را بپذیرند که اشرف غنی، با رفتار و گفتار نادرست و ناهنجار، و با ناتوانی در امر اداره و مدیریت به آنها اهانت می‌کند.
اشرف غنی هر بار که طالبان را «مخالفین سیاسی» خطاب می‌کند به ما اهانت می‌کند و به خون پاک ۲۰۰۰۰ دو صد هزار هموطن ما که در روند چهار سال حاکمیت استبدادی و قهقهرایی غنی، به دست طالبان شهید شده اند، اهانت می‌کند.
اشرف غنی، با اعمال تقلب سازمان‌یافته و مشروعیت بخشیدن به تقلب و مبدل کردن تقلب به یک فرهنگ سیاسی به ما اهانت کرد و با ادامۀ حضور در قدرت روزانه به اهانت کردن به مردم ادامه می‌دهد.
وقتی رأی و آرا و ارادۀ ما در دم و دستگاه غنی، به هیچ نمی‌ارزد و یک نفر از جمع کسانی که با رأس قدرت رابطه دارد، قادر است با رأی سی میلیون شهروند بازی کند و صندوق رأی را مبدل به صندوق شعبده کند و از درون آن هر چیزی جز انتخاب مردم بیرون آرد، یعنی به ما اهانت می‌کند.
وقتی اشرف غنی، برای جنگ و صلح برنامه ندارد و حتا از تقرر یک فرد دارای دانش و صلاحیت در ارگان‌های دفاعی خودداری می‌کند، یعنی به جان و خون و نفس ما اهانت می‌کند.
وقتی اشرف غنی، که نمونۀ کامل و بزرگ، ناتوانی در امر رهبری کشور دچار بحران است ، از «ماندن» از کار کردن، از اصلاح امور، از صلح، از امنیت و اقتصاد، از نان و کار و از زندهگی بهتر، سخن می‌زند به شعور جمعی ما اهانت می‌کند.
برای من مایۀ حیرت است که می‌بینم مردم ما که در روابط شخصی و در سطح برخوردهای روزانه اتفاقات یا حرکات جزیی و غیر عمدی اطرافیان را بی‌حُرمتی و اهانت به خویشتن تلقی کرده چه بسا نزاع به پا میکنند و بدبختانه حتا خون می‌ریزند، اما در برابر اینهمه اهانت آشکار که از سوی غنی، می‌بینند و می‌شنوند یک‌سر بی‌تفاوت و خاموش اند.
اهانت، تنها در دشنام ناموسی و سخن زشت خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در جهان امروز و برابر به تعبیرهای امروزی که از انسان و حقوق و حیثیت آن می‌شود، مفهوم واژۀ «اهانت» بسیار گسترش یافته و حساسیت افراد و جوامع نسبت به این رفتار اجتماعی نیز بیشتر شده است.
همین که اشرف غنی و کُل دستگاه تحت فرمان او به ما دروغ می‌گویند، یعنی شعور ما را دست کم می‌گیرند و به ما اهانت می‌کند.
روز و هفته‌یی نیست که سربازان و افسران ارتش و پولیس به صورت دسته‌جمعی از دم تیر و تیغ طالبان نگذرند، اما برخورد غنی با حادثات خون‌بار و بزرگ چون حمله به بیمارستان نظامی چهارصد بستر و اینک بر قرارگاه نیروهای ویژۀ امنیت ملی که منجر به شهادت دسته‌جمعی بیشتر از دو صد تن از فرزندان مردم شد، طوری است که گویی او هیچ مسوولیتی در این موارد ندارد.
بی‌تفاوتی اشرف غنی، در برابر چنین اتفاقات بزرگ خون‌بار، به مفهوم بی‌اعتنایی او نسبت به جان سربازان و افسران ارتش و قوای مسلح و اهانت به خانواده‌های آنان است.
در هر کشور دیگری که تنها در یک حادثه دوصد تن از نیروی ویژۀ قوای امنیتی شان در یک‌روز به قتل برسند، دولت و رییس آن پس از معذرت‌خواهی کنار می‌روند یا کنار زده می‌شوند، اما اشرف غنی، نه تنها خیال معذرت‌خواهی و کنار رفتن ندارد که بی‌کفایت‌ترین و مشکوک‌ترین افراد نشسته در رأس نهادهای امنیتی مدال و ستایشنامه می‌دهد.
وقتی اشرف غنی، به روسای ناکام ارگان‌های دفاعی و امنیتی ستایشنامه و مدال می‌دهد، یعنی به خون سربازان گُم‌نام و به اشک و آه و ناله و دل پُر خون مادران و خواهران و فرزندان و همسران آنها اهانت می‌کند اینکه کمترین اهمیتی به عدالت قایل نیستند و هیچ کاری برای تأمین عدالت نمی‌کنند، یعنی به ما اهانت می‌کنند، زیرا در نبود عدالت حق مظلوم واقع می‌شود و حقوق افراد و گروه‌ها و تشکل‌ها و اقوام ضایع می‌شود و تضییع حق و حقوق یعنی اهانت.
وقتی اشرف غنی، افراد و گروه‌های دگراندیش و خواهان تغییر و برقراری عدالت را با صدای بلند «احمق» و جاهل و نا دان خطاب می‌کند، یعنی جز خویشتن دیگران را «احمق» تصور می‌کند و به ما اهانت می‌کند.
اینکه عده‌یی دزد با چراغ با برخورداری از مصونیت در برج عاج قدرت جا خوش کرده اند و هنوز آنها صاحب اختیار اند تا برای ما تعیین سرنوشت کنند، یعنی به ما اهانت روا می‌دارند.
اینکه جهانیان ما را به عنوان مردمان نادار و ناتوان و گرسنه و نیازمند، که نه دولت و حاکمیت داریم و نه توانایی ساختن دولت و حاکمیت داریم و نه توان تعین زعیم و رهبر شایسته را داریم، می‌شناسند یعنی اهانت و سر شکستگی.
اینکه روی مسألۀ حیاتی جنگ و صلح پشت درهای بسته بیگانگان با قاتلان مردم ما وارد گفت‌وگو و بده بستان می‌شوند، یعنی «اهانت» به ما و خون شهدا و قربانیان تروریسم طالبانی.
شما را نمی‌دانم، اما من که چنین احساس می‌کنم که غنی با هر سخنرانی و هرزه‌درایی به من اهانت می‌کند.
حضور او در آن مسند و در آن جایگاه را اهانت نسبت به خود و اهانت نسبت به ارزش‌های که جوامع با تکیه به آنها استوار اند، می‌پندارم. ارزش‌های چون آزادی، برابری، صلح، امنیت و آسایش…
کوتاه که بگویم حاکمیت مستبد و رواج استبداد بزرگترین اهانت به مردمان دلبستۀ آزادی و شکوفایی است.
به سخن کارل مارکس: «استبداد خالی کردن انسان از انسانیت اوست». و این یعنی اوج اهانت به انسان و مقام انسانیت.
پس ای‌مردمانی که مدعی غیرت و آبرو و عزت و شجاعت استید، چرا به غنی اجازه می‌دهید روزانه به شما اهانت کند.
«نه!» گفتن به غنی در واقع، نپذیرفتن اهانت و ترک بی‌تفاوتی و بی‌غیرتی و کم بها دادن به جان و نفس و عزت جمعی ما است.
با کنار گذاشتن غنی، به فصل اهانت‌پذیری پایان دهیم!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.