حضـورِ ناگـزیرانۀ ناتـو در افغانستان

احمــد عمران/ سه شنبه 21 حمل 1397/

دبیرکل پیمان اتلانتیکِ شمالی یا ناتو به تازه‌گی اعلام کرده که در صورت ضرورت، به میدان‌های نبرد افغانستان و عراق برخواهند گشت. او هرچند تأکید کرده که آموزش نیروهای این کشورها مؤثرترین راه برای مبارزه با دهشت‌افکنی می‌باشد، ولی ناتو را ملزم دانسته که تا پایانِ جنگ این کشورها را رها mandegar-3نکند.
سخنانِ کم‌پیشینۀ دبیرکل ناتو دو پیـامِ مهم را می‌تواند برساند: نخست این‌که ناتو به عنوان مهم‌ترین ماشین جنگی کشورهای غربی، هنوز نسبت به این کشورها و به‌ویژه افغانستان نگرانی‌ها دارد و رفعِ این نگرانی‌ها که عمدتاً از دخالت‌های کشورهای حامی تروریسم و یا کشورهای همکار با آن‌ها نشأت می‌گیرد، برای ناتو دغدغه‌برانگیز است و این سازمان نمی‌تواند در قبال چنین وضعیتی منفعل و بی‌تفاوت باشد. افغانستان با ناتو پیمان اسـتراتژیک امضا کرده و اگر کمک‌های نظامی این سازمان به نیروهای امنیتی کشور دوباره آغاز شود، به هیچ صورت تخطی قوانین بین‌المللی پنداشته نمی‌شود.
ناتو و کشورهایی مثل امریکا و جرمنی پیش‌بینی کرده بودند که پس از سال ۲۰۱۴ میلادی، وضعیت جنگی در افغانستان به صورت کم‌سابقه بهبود می‌یابد و دیگر نیازی به حضور نظامیان خارجی در این کشور باقی نمی‌ماند. اگر بحث همکاری‌های ناتو با افغانستان مطرح باشد، این موضوع از طریق آموزش به سربازان کشور و ارایۀ جنگ‌افزارها می‌تواند تأمین شود. اما گذشت زمان از سال ۲۰۱۴ به این‌سو نشان داد که حامیان تروریست‌ها در افغانسـتان نه تنها کاهش نپذیرفته‌اند، بل بر تعداد و کمک‌های آن‌ها نیز افزوده شده است. اطلاعاتی در دست هست که روسیه به دلیل نگرانی‌هایی که از پیشروی داعش در افغانستان و بعداً به کشورهای آسیای میانه به عنوان حیاط خلوتِ خود دارد، با طالبان رابطه برقرار کرده و هرچند ادعا می‌کند که این روابط فقط در سطح دیدارهای کوتاه و تبادلۀ معلومات و تشویق این گروه به پیوستن به روند صلح هست، اما نشانه‌های در شمال کشور و به ویژه ولایات فاریاب و سرپل موجود است که تسلیحات نظامی روسیه در اختیار طالبان قرار گرفته است.
اگر به‌راستی روسیه دچار چنین محاسبۀ اشتباه‌آمیز به‌خاطر رقیب دیرینۀ خود امریکا در افغانستان شده باشد، واقعاً جای تأسف و افسوس دارد، چون نه‌تنها به طولانی شدنِ جنگ افغانستان کمک مستقیم می‌کند، بل باعث کشته شدنِ هزاران فرد بی‌گناه غیرنظامی نیز می‌گردد که از سال‌ها به این‌سو طعمِ تلخ جنگ و ویرانی را می‌چشند.
روسیه به عنوان یکی از قدرت‌های مهم در منطقه باید به روند صلح در افغانستان کمک کند؛ زیرا این کمترین راه و کم‌هزینه‌ترین زمینه برای رسیدن به هدف‌هایش می‌تواند باشد. پایان جنگ افغانستان، به معنای پایان حضور ناتو و امریکا در منطقه می‌تواند باشد که این موضوع هم به نفعِ روسیه و هم به نفعِ کشورهایی چون چین و ایران خواهد بود.
ما به عنوان شهروندان افغانسـتان از حضور نظامیان خارجی در کشورِ خود راضی نیستیم ولی بر اساسِ یک محاسبۀ سرانگشتی، بد را بر بدتر ترجیح داده‌ایم. ما روزهای سختی در این کشور داشته‌ایم که بخش بزرگِ آن را دولت اتحاد شوروی سابق رقم زده است. ما پس از شکست دولت تحت حمایت شوروی سابق، دچار خانه‌جنگی شدیم که هستی مادی و معنویِ ما را به یغما برد و هزاران انسانِ بی‌گناه را قربانی گرفت. برای ما در شرایط فعلی، نبود ناتو به معنای برگشت به آن سال‌هاست که به هیچ صورت آن را نمی‌خواهیم.
کشورهای همسایه و ذیدخل در مسایل افغانستان باید درک کنند که حضور امریکا و ناتو به دلیل عشقِ بی‌پایانِ ما به نیروهای غربی نیست، بل از سرِ ناچاری و درمانده‌گی است. اگر همسایۀ شروری چون پاکستان در پی براندازی ما نمی‌بود، هیچ نیـازی به نیروهای خارجی در افغانستان پیدا نمی‌شد. اگر کشورهای منطقه دست به دستِ هم می‌دادند و تروریسم را از منطقه جمع می‌کردند، هیچ نیازی نبود که وابسته‌گی ما به ناتو و یا کشورهای غربی همچنان باقی بماند. این نیاز تا زمانی پا برجاست که حمایت از تررویسم وجود داشته باشد.
از سوی دیگر، روسیه در محاسباتِ خود گاه دچار اشتباه‌های بزرگی می‌شود. بهترین همکاری در مبارزه با داعش، ایجاد رابطۀ خوب و استراتژیک با افغانستان است. نیروهای داعش باید از طریق نهادهای امنیتی کشور سرکوب و تار و مار شوند و نه از طریق کمک به گروه‌های خطرناکِ افراطیِ دیگری مثل طالبان. طالبان و داعش در نگاه استراتژیک هیچ تفاوتی نسبت به یک‌دیگر ندارند. ایدیولوژی طالبانی، همان ایدیولوژی و طرز فکر داعش با پوششی دیگر است.
پیـام دومِ دبیرکل ناتو به مردم افغانستان این بود که نسبت به وضعیتِ کشور دچار تزلزل نشوید؛ هرچند گرفتارِ یک حکومتِ ناکاره و تنبل هستید، ولی آن‌ها نمی‌گذارند که صلحِ غیرعادلانه در افغانستان برقرار شود. همین لحظه مردم افغانستان نگران عملکرد دولت در عرصۀ تأمین صلح و پیشنهادهایی اند که به طالبان و دیگر گروه‌های شورشی داده شده است. صـلح باید آبرومندانه و ترقی‌خواهانه باشد نه منافیِ ارزش‌ها و دستاوردهایی که طی شانزده سالِ گذشته به قیمتِ گزاف به‌دست آمده است. ناتو به این صورت خواست این پیـام را به مردم افغانستان بدهد که هیچ صـلحی در معامله با چنین ارزش‌هایی به وجود نخواهد آمد.
حکومت کنونیِ افغانستان و حکومتی که به‌زودی در نتیجۀ انتخاباتِ ریاست‌جمهوری به میان خواهد آمد، باید بدانند که مردم افغانستان از برنامۀ صلحی حمایت و استقبال می‌کنند که اولاً در آن‌ها ریشه‌های جنگ مورد مطالعه قرار گرفته باشد، ثانیاً اراده و خواستِ مردم شامل تمام گروه‌ها و اقشار در آن لحاظ شده باشد و ثالثاً برقراری آن هیچ برخورد و منافاتی با ارزش‌ها و دستاوردهای هفده سالِ اخیر پیدا نکند. از نظر مردم افغانستان، صلحی که در آن به دموکراسی و آزادی بیـان تعرض شود، نه‌تنها صلح نیست، بلکه بازگشتی وحشتناک به گذشتۀ پُر از خشم و خشونت به‌حساب می‌آید. در چنین حالتی، مردم از حضور نیروهای ناتو و جامعۀ جهانی، نه از روی هوس، بلکه از سرِ ناچاری حمایت می‌کننـد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.