حملۀ روز پنجشنبه؛ پیامد قباحت‌زدایی از گروه‌های تکفیری

احمــد عمران/

روز پنجشنبه، کابل یک بار دیگر شاهد یکی از خونین‌ترین روزهای خود بود. این‌بار گروه‌های مسلحِ مخالف با حملۀ راکتی به مراسم سالیاد عبدالعلی مزاری، شماری از باشنده‌گانِ کابل را به خاک‌وخون کشیدند و شماری را هم مجروح کردند. آقای مزاری که از رهبران مهمِ جهادی هزاره بود، دو دهه پیش به دستِ طالبان یکی از گروه‌هایی که تا هنوز به کشتار و قتلِ انسان‌ها ادامه می‌دهد، به شکل فجیعی به قتل رسید.
mandegarبرخی از سخنرانانِ مراسم آقای مزاری که این روزها دم از گفت‌وگو و صلح با طالبان می‌زنند، این حمله را به داعش نسبت دادند. اما این‌که واقعاً کارِ این گروه بوده باشد، هنوز به صورتِ دقیق کسی چیزی نمی‌داند. شاید دلیل چنین ظنی به داعش، در عملکرد و کارنامۀ این گروه نهفته باشد که در گذشته در یک رشته حملات انتحاری به برخی مناطق شیعه و هزاره‌نشین، جنایات هولناکی را رقم زد. البته طالبان و گروه‌های تکفیری و تروریستی و حتا شاخۀ حکمتیار حزب اسلامی نیز تا زمانی که به روند صلح نپیوسته بودند، کم چنین جنایاتی را مرتکب نشده‌ بودند. آقای حکمتیار که حالا به شهر برگشته، در مورد سازمان‌دهی برخی حملات انتحاری نه تنها اظهار بی‌خبری می‌کند، حتا خواهان ارایۀ سند می‌شود. در حالی که پیش از آن، مسوولیت حملاتی را که بر اساس یافته‌های منابع استخباراتی، این گروه انجام نداده بود نیز به عهده می‌گرفت.
نخست باید مشخص شود که این حمله را چه کسانی انجام دادند، هرچند از نظر ماهیت هیچ تفاوتی نمی‌کند. چون هم طالبان و هم گروه داعش عملاً و رسماً در جنگ با نظام و دولت قرار دارند و فکر نمی‌شود که به این آسانی این گروه‌ها که گفته می‌شود تعداد آن‌ها به بیست گروه می‌رسد، از چنین جنگ پُردرآمدی دست بردارند. بسیاری از این گروه‌ها و از جمله طالبان از جنگ افغانستان تغذیه می‌کنند. این جنگ خلاف آن‌چه که به نظر می‌رسد، یکی از پُرهزینه‌ترین جنگ‌های دهه‌های اخیر بوده است. چه زمانی که شوروی پیشین در افغانستان حضور داشت و چه حالا که کشورهای عضو ناتو حضور دارند، مصارف گزافی را متحمل می‌شوند و تنها مصارف جنگ برای یک طرف پُرهزینه و برای طرف دیگر کم‌هزینه نیست. همۀ گروه‌های و کشورهایی که می‌جنگند، مجبورند که مصارفِ جنگِ خود را تأمین کنند. این‌طور نیست که فلان گروه و یا کشور به دلیل این‌که ادعا می‌کند برای هدف‌های به‌اصطلاح «والا» می‌جنگد، مصارف کمتری را متحمل شود. حتا چریک‌هایی که در گذشته جنگ‌های پارتیزانی می‌کردند و در برخی از کشورهای جهان و به‌ویژه امریکای لاتین شهره اند، مصارف مشخصی را برای جنگ در نظر می‌گرفتند و آن را تأمین می‌کردند.
جنگ، هدفِ والا و غیروالا نمی‌شناسد. این انسان‌ها اند که به جنگ‌ها نام و هویت می‌بخشند. یکی جنگِ خود را مقدس می‌خواند و جنگ دیگری را غیرمقدس می‌نامد. البته این‌طور نیست که همۀ جنگ‌ها از یک منشأ و تبار باشند. بدون شک جنگ‌‌های مقدس هم وجود داشته و جنگ‌های نامقدس هم بوده‌اند. کسانی که برای آزادی و استقلالِ میهنِ خود مجبور به جنگیدن شدند، با آنانی که با اشغال‌گران همکاری کرده و یا سبب آمدن اشغال‌گران به کشورشان شده اند، فرق دارند. یکی مجبور بوده که از کیان و شرفِ خود دفاع کند، در حالی که دیگری برای قدرت و یا پول جنگیده است. اما با این‌همه، جنگ بدون امکانات و هزینه پیش نمی‌رود. در جنگ باید افرادی داشت که جنگیدن بتوانند و در کنار آن ابزارهایی که برای جنگ ساخته شده اند. این‌ها همه نیاز به هزینه دارند. گفته می‌شود که برخی گروه‌هایی که در افغانستان می‌جنگند، به افراد خود ماهانه تا پنجاه‌هزار افغانی هم پول می‌دهند. این پول‌ها از کجا تهیه می‌شود؟ چه کسانی این گروه‌ها را به داخل افغانستان آورده اند؟ چه کسانی سلاح و مهماتِ این گروه‌ها را تهیه می‌کنند؟
این سوال‌ها در هجده سالِ اخیر که جنگ افغانستان ادامه داشته، پاسخ‌های قناعت‌بخش نیافته‌اند. حکومت‌های ضعیف و ناکارآمدِ این سال‌ها که توان تأمین امنیت شهروندانِ خود را نداشتند و ندارند، همچنان از ارادۀ بی‌بدیل خود در تأمین امنیت مردم سخن می‌گفتند و می‌گویند. اما اگر به جای این‌همه حرفِ مفت و دروغ به دنبال خشکاندن ریشه‌های مالی جنگ افغانستان می‌بودند، شاید امروز این‌همه زیر فشار انتقاد قرار نمی‌داشتند.
جنگ افغانستان را منابع مشخصی تمویل می‎کرده و حالا هم تمویل می‌کنند و بسیار مهم است که این منابع به صورتِ درست و واقعی شناسایی شوند. یکی از ویژه‌گی‌های آمرصاحب شهید که این‌همه از تعقل و مدیریتِ جنگیِ او سخن گفته می‌شود، توجه به چنین واقعیت‌هایی از جنگ بوده است. آمرصاحب بیشتر از همه سعی می‌کرد منابع مالیِ دشمن را هدف قرار دهد تا جنگ عملاً به سمتی که او می‌خواست هدایت شود. اما امروز یک حکومت با ده‌ها شریک نظامی و سیاسی خود، منابع مالیِ گروه‌هایی مثل طالبان و داعش را پیدا کرده نمی‌تواند.
دوم، پس از این‌که مسوول واقعیِ این حمله تشخیص داده شد، نباید فریب گفت‌وگوهای صلح و یا چیزهایی از این دست را خورد. آنانی که می‌خواهند از طالبان قباحت‌زدایی کنند، نمی‎دانند که اشتباه بزرگی را مرتکب می‌شوند. اگر امروز از طالبان قباحت‌زدایی شود، فردا بدون شک نوبت به دیگر گروه‌های تکفیری و تروریستی می‌رسد و در این میان چیزی که واقعاً به آن اهانت و بی‌احترامی شده، خون انسان‌های بی‌گناهی‌ست که توسط این گروه‌ها کشته شده‌اند.
وقتی گروه‌های تروریستی پیامدهای آن‌چنانی در قبال عملکردشان احساس نمی‌کنند، با قساوت بیشتری می‌‎کشند و ویران می‌کنند. اگر روزی که آقای حکمتیار وارد کابل شده بود، خود را در موقعیتی می‌یافت که مجبور می‌شد در مورد گذشته و عملکردش پاسخ بگوید، بدون تردید طالبان چنین از موضع قوت وارد گفت‌وگوهای صلح با امریکا و یا حکومت افغانستان نمی‌شدند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.