حکومت غنی و بن بست‌های آن

احمد عمران/ شنبه 10 سنبله 1397/

وضعیت در کشور به چنان مرحله‌یی از بی‌ثباتی و شکننده‌گی رسیده، که وقتی امروز مقام‌های کشور چیزی را با قطعیت رد می‌کنند و مجبوراند بدتر از آن‌را در روزهای بعد تایید کنند. رییس حکومت وحدت ملی دوسال پیش، پس از سقوط قندوز و یا بهتر است گفته شود، پس از آن‌که تحت مدیریت قرار گرفت و طالبان این شهر استراتژیک در شمال کشور را به‌خاک و خون کشیدند، اعلام کرد که تجربۀ قندوز دیگر در هیچ جایی از کشور تکرار نخواهد شد. اما هنوز چیزی از این گفته نگذشته بود، که باردیگر قندوز تحت مدیریت قرار گرفت و در روزها و هفته‌های اخیر این mandegar-3تجربۀ دردناک در مورد فراه و غزنی انجام شد. اما جالب این‌جاست که بعد از این‌همه فاجعه حالا مقام‌های امنیتی کشور با گردن افراشته اعلام می‌کنند که پنج شهر در موقعیت‌های مختلف کشور در آستانۀ سقوط قرار دارند. به گفتۀ مقام‌های وزارت دفاع کشور، شهرهای گردیز، غزنی، قندوز، میمنه و فراه که هریک در سمتی از جغرافیای کشور قرار دارد، احتمال این را دارد که به‌دست طالبان سقوط کنند. آن‌ها مدعی‌اند که این موضوع را با نیروهای خارجی مستقر در کشور در میان گذاشته‌اند و آن‌ها وعده داده‌اند، که در صورت آغاز تهاجم طالبان به این شهرها آن‌ها از نیروهای هوایی برای دفع تهاجم نیروهای طالبان کار خواهند گرفت. پنج شهر مهم کشور وقتی در آستانۀ سقوط قرار داشته باشند، آیا این به معنای آن نیست که حکومت افغانستان کارآیی خود را در مدیریت کشور از دست داده است؟ آیا این به معنای گسترش جغرافیای جنگ در آستانۀ انتخابات نمی‌تواند تعبیر شود؟ آیا بازهم رییس حکومت وحدت ملی از برنامه‌های استراتژیک خود در تامین امنیت سراسری کشور سخن گفته می‌تواند؟ نقش پیمان امنیتی با امریکا در این میان چیست و حکومت افغانستان چه نفعی از امضای این پیمان در چهارسال گذشته برده است؟ به نظر می‌رسد سوال‌های از این دست که بدون شک کم هم نیستند، هیچ‌یک پاسخی قناعت‌بخش ندارند و نه‌ هم مقام‌های کشور می‌توانند به چنین پرسش‌هایی پاسخ‌های توجیه‌گرانه ارایه کنند. آقای غنی از زمانی که سکان حکومت‌داری را در کشور به‌دست گرفته، واقعا کشور وارد فاز بحران فراگیر شده است. این بحران که در سال‌های نخست حکومت وحدت ملی در عرصۀ سیاسی بروز یافت، حالا تمام حوزه‌ها و به‌ویژه حوزه امنیتی را فراگرفته است. در سال‌های آغاز به‌کار حکومت وحدت ملی بحران مشهود عمدتآ در عرصۀ سیاسی نمود بیشتر داشت، آقای غنی نه تنها که موفق نشد به اصلاح حکومت‌داری در کشور قدم قابل توجهی بردارد، بل عملا حکومت‌داری را به بن‌بست مواجه کرد. حالا همه پذیرفته‌اند که دیگر نباید منتظر اصلاح وضعیت حکومت‌داری در کشور باشند. حکومت‌داری آقای غنی، حکومت‌داری از نوع مافیایی آن است. آقای غنی و اطرافیان او مدعی‌اند که حکومتی ناکارآمد و همراه با فساد را به میراث برده‌اند ولی حالا مشخص شده که آن‌ها همان سیستم ناکارآمد پیشین را نیز نتوانستند، سرپا نگه‌دارند. در عرصۀ مبارزه با فساد که وضعیت کاملا مشخص است. حالا آقای غنی حتا از مبارزه در این عرصه نیز سخن نمی‌گوید. اگر تا دیروز فقط بخشی از حکومت آلوده به ویروس فساد بود، حالا کل دستگاه حکومتی به این ویروس ویران‌گر مبتلا شده است. فساد مالی و اداری حالا بخشی از فرهنگ حکومت‌داری در کشور است و در هیچ جایی از آن نیست که نتوان با نمودهایی از آن سر نخورد. آقای غنی خودش با ایجاد نهادهای موازی و گسترش برخی نهادهای داخل ارگ، حکومتی سایه به‌میان آورده که فساد و ناکارآمدی دستگاه مجریه را چندین برابر افزایش داده است. در عرصۀ امنیتی وضع از این‌هم اسفبارتر است. طالبان و دیگر گروه‌های مخرب تروریست که تا دیروز فقط در نقاط دوردست کشور حضور داشتند، حالا حضور آن‌ها به‌عنوان تهدیدی خطرناک تا درون شهرها گسترش یافته است. در کجایی افغانستان می‌توان احساس امنیت کرد؟ در کجایی افغانستان گروه‌های تروریست حضور پررنگ ندارند؟ حتا در همین کابل پایتخت، حضور گروه‌های تروریست را می‌توان حس کرد. طالبان که تا دیروز فقط موفق می‌شدند، برخی حملات انتحاری و ناگهانی را انجام دهند حالا با ارتشی قوی به شهرهای کشور حمله می‌کنند و گاه نیز موفق می‌شوند که وارد آن‌ها شوند. برای توجیه این وضعیت فقط می‌توان دو پاسخ ارایه کرد: یکی این که واقعآ حکومت و دستگاه امنیتی کشور دیگر از پس گروه‌های تروریست و تمامیت‌خواه بیرون شده نمی‌توانند و توان مبارزه و سرکوب آن‌ها را از دست داده‌اند و یا این‌که براساس یک نقشۀ از قبل طراحی‌شده و توافق از قبل انجام شده، حکومت آقای غنی شرایطی را فراهم ساخته است که این گروه‌ها چنین فربه و گستاخ شوند. وقتی نهادهای امنیتی خود اعتراف می‌کنند که پنج شهر مهم و استراتژیک کشور در آستانۀ سقوط قرار دارند، آن‌هم در زمانی که فقط کم‌تر از دو ماه به برگزاری انتخابات پارلمانی و شوراهای ولسوالی‌ها باقی مانده است، آیا به معنای آن است که واقعآ نهادهای امنیتی فلج شده‌اند و یا این‌که حکومت آقای غنی می‌خواهد چنین اتفاقی بیفتد؟ به نظر می‌رسد که پاسخ به چنین سوالی واقعآ دشوار است. نمی‌توان مطمین بود که نهادهای امنیتی از پس گروه‌های شورشی و تروریست بیرون شده نمی‌توانند، مگر این‌که حکومت آقای غنی بخواهد چنین وضعی پیش بیاید. به‌هرحال چه وضعیت امنیتی از کنترول نهادهای امنیتی بیرون شده باشد و چه این وضعیت به معنای قوت‌یافتن بیشتر طالبان باشد، هردوگزینه به معنای رسیدن حکومت وحدت ملی به بن‌بست است. این حکومت که در بیشتر از چهارسال گذشته موفق نشد کابینۀ خود را تکمیل کند، حالا هم در آخرین ماه‌های باقی مانده از عمر خفت‌بارش بدون شک موفق به تامین امنیت کشور نخواهد شد. در چنین وضعیتی سخت است مطمین بود که حکومت بتواند به برگزاری انتخابات شفاف و عادلانه در کشور موفق شود.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.