حکومت کلک ششم در گفت‌وگوهای صلح!

احمد عمران/ چهارشنبه 17 اسد 1397/

موضوع صلح این روزها به کلاف سردرگمی شباهت پیدا کرده و وضع و حال کشور بیشتر شبیه آخرین سال های حکومت داکتر نجیب الله شده است. حتما به یاد دارید که در آن زمان دکتر نجیب الله از هر ابزاری برای جور آمدن با مجاهدین استفاده می کرد تا موفق شود لااقل جلو جنگ مدهشی را که در افغانستان به راه افتاده بود، بگیرد. سال های پایانی زمام داری داکتر نجیب الله از نا امن ترین و هرج و مرج ترین سال های افغانستان بود. تفنگداران مسلح که به نام ملیشه یاد می شدند در تمام شهرها حضور داشتند و زنده گی مردم را تلخ ساخته بودند. قانون آن mandegar-3گونه که باید حاکم می بود و از شهروندان در برابر ظلم و جفا های که بر آن ها روا داشته می شد، دفاع کند، وجود نداشت. کابل هر روز شاهد حملات خونین راکت پراکنی بود. داکتر نجیب الله سیاست مصالحه ملی اعلام کرده بود و از مخالفان مسلح خود می خواست که به این سیاست لبیک بگویند. اما مخالفان تا پایان عمر او و حکومت اش به این سیاست پاسخ مثبت ندادند. شوروی سابق که حمایت کننده اصلی رژیم داکتر نجیب الله بود به صورت جداگانه در تلاش آوردن صلح در افغانستان و بیرون کشیدن نظامیان خود از این کشور، به هر اقدامی پناه می برد. در آن زمان هم صلح آن گونه که داکتر نجیب الله اداعا داشت، در مالکیت دولت افغانستان قرار نداشت. مخالفان او را به رسمیت نمی شناختند و می گفتند اگر قرار باشد، گفتگو و مذاکره یی صورت گیرد این گفتگو و مذاکره با روس ها صورت خواهد گرفت که طرف اصلی جنگ اند. حالا نیز حکومت وحدت ملی کاملا در همان شرایط مرگبار قرار گرفته است. اما یک تفاوت اساسی میان داکتر نجیب الله کمونیست و اشرف غنی لبیرال وجود دارد که حداقل داکتر نجیب الله سخنرانی قهار بود و به خوبی با مفاهیم اسلامی آشنایی داشت و قرآن را درست تلاوت می کرد، اما آقای غنی نه آن زبان فصیح داکتر نجیب الله را دارد و نه هم آن فهم نسبتا خوب او را از مسایل اسلامی. من شنیده بودم که هیتلر سخنران بسیار موفقی بوده است. می گویند اگر کسی در سخنرانی او شرکت می کرد، وقت بیرون شدن عضو حزب نازی می شد. نجیب الله نیز چنین سخنرانی بود. او می توانست با سخنانش مردم را بگریاند و از نظر فکری آن ها را تحت تاثیر خود در آورد. اما آقای غنی این توانایی را نه تنها که ندارد بل در سخنرانی های خود مخاطبان را گاه توهین و تحقیر می کند. اما این دو زمام دار کشور در یک چیز با هم کاملا شریک اند و آن این که هر دو باید از حرف های بزرگترهای خود پیروی کنند. یکی از شوروی باید حرف شنوی می داشت و دیگری باید از امریکا حرف شنوی داشته باشد. آقای غنی هم مثل داکتر نجیب الله مالک گفتگوهای صلح نیست هر چند که خودش بارها چیغ زده است که گفتگوهای صلح با مالکیت حکومت افغانستان صورت می گیرد. در آن سال ها شوروی وقت این گفتگوها را به نیابت از حکومت افغانستان انجام می داد و حالا امریکا چنین نقشی را بازی می کند. به تازه گی راین کراکر سفیر پیشین امریکا در افغانستان افشا کرد که نماینده گان امریکا چندین بار در قطر با هیات طالبان و در راس آن ها عباس استانکزی دیدار و گفتگو داشته اند. هدف این گفتگو ها راضی کردن طالبان برای پیوستن به روند صلح بوده است. پیش از این امریکایی ها گفته بودند که آن ها هیچ گفتگویی با طالبان نخواهند داشت و روند صلح از طریق حکومت افغانستان مدیریت می شود. شاید حالا امریکایی ها درک کرده باشند که حکومت آقای غنی چنان از هم پاشیده و گسیخته است که هیچ مخالف مسلحی حاضر نیست با چنین حکومتی در میز مذاکره و گفتگو بنشیند. خواست طالبان نیز همین است. این گروه نیز بارها اعلام کرده که حاضر است با امریکا به عنوان طرف اصلی مسالۀ افغانستان گفتگو کند. این در حالی ست که آقای غنی این جا تدارک فاز دوم آتش بس با طالبان را می گیرد ولی در آن طرف معلوم نیست که امریکایی ها روی چه مسایلی دارند با طالبان نزدیک می شوند. همان گونه که داکتر نجیب الله نیز نمی دانست که واقعا سیاست مصالحه ملی او در اختیار کیست. خودش و یا روس ها؟ آقای کراکر گفته است که این اقدام امریکا مشروعیت حکومت غنی را نزد مردم باز هم کاهش می بخشد. این حرف به نظر می رسد نتیجه گیری کاملا درستی باشد. هر چند حکومت وحدت ملی از آغاز هم با مشکل مشروعیت مواجه بود و اکثر مردم و سیاسیون افغانستان آن را حکومت مشروع و برآمده از رای مردم نمی دانند. واقعیت نیز چنین است. حکومت وحدت ملی پیش از آن که یک حکومت برآمده از رای مردم باشد، حکومتی توافقی است که با وساطت جان کری وزیر پیشین خارجه امریکا به وجود آمد. امریکایی ها وقتی متوجه شدند که آقای غنی رای لازم در انتخابات را برای احراز کرسی قدرت به دست نیاورده است،اوضاع کشور را به سمت بحران هدایت کردند و بعد با پادرمیانی آقای غنی را در راس یک حکومت توافقی قرار دادند. حالا این حکومتی که با عدم مشروعیت سیاسی رو به روست، می خواهد که از جانب مردم افغانستان گفتگوهای صلح را با مخالفان مسلح، آن هم گروه طالبان، که هر روز دست اش به خون مردم تر است، آغاز کند. بدون شک چنین امر مهمی از چنین حکومتی بر نمی آید. حالا اما امریکایی ها که ظاهرا ازاقدام های آقای غنی خسته به نظر می رسند وارد میدان شده اند که اگر ممکن است خود برای جلوگیری از فروپاشی حکومت آقای غنی کاری انجام دهند. امریکایی ها از مواجه شدن سرنوشت غنی با همتای سابق او داکتر نجیب الله بیمناک اند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.