خطرِ اعمارِ مدارس دینی به سبکِ پاکستانی

/

نظری پریانی

به تازه‌گی‌ها از برخی ولایت‌ها گزارش‌هایی می‌رسد که کسانی به ساخت‌وسازِ مدرسه‌های دینی با پول‌های میلیون‌دالری پرداخته‌اند. گفته شده است که هزینه اعمارِ این مدارس را عربستان سعودی و پاکستان می‌پردازند.

عمده‌ترین و مهم‌ترین این مدارس، در کابل و در تپه مرنجان بنا می‌شوند که به ابتکار عربستان سعودی راه انداخته شده‌ و کار اعمارِ آن نیز آغاز شده است.mnandegar-3

ساخت مدارس دینی در افغانستان، در نگاهِ نخست یک امر مثبت و خوشحال‌کننده است و باید از آن استقبال کرد؛ زیرا وجود مدارس دینی در کشور، سبب می‌شود که نوجوانان و جوانانی که تشنه آموزشِ علوم دینی هستند، به جای این‌که به کشور پاکستان به هدفِ تحصیل علومِ دینی بروند و سرانجام به ابزار دست پاکستان تبدیل شده برگردند، در کشورِ خویش و در مدارس منظم دینیِ داخلی درس بخوانند. اما در کنار این استقبال، یک ترس نیز وجود دارد که نمی‌شود آن را نادیده گرفت و از کنارش به‌ساده‌گی گذشت. ترس این است که سازمان استخبارت پاکستان با حمایت کشورهایی خاص، تلاش دارد افغانستان را به مرکز افراطیت و در نهایت تروریسم تبدیل سازند. زیرا پروژۀ طالبان که برای پاکستان اهمیت زیادی داشت، طی سال‌ها جنگ و مقاومت در برابر آن، با شکست مواجه شده و حالا پاکستان تلاش دارد که با هزار فتنه و نیرنگِ دیگر برای ده سال بعد از امروز، از این سرزمین سربازگیری کند و در برابر آسیای میانه و کشورهای دیگر، آن را مورد استفاده قرار دهد. از این رو، این کشور می‌خواهد که در سراسر افغانستان نزدیک به سه‌هزار مدرسه بسازد.

پاکستان این کار را در پوشش افراد مختلف، حرکت‌های دین‌دوستانه و در پوشش کمک به اعمارِ افغانستان به‌طور مستقیم و غیرمستقیم انجام می‌دهد تا بتواند در درازمدت مراکزی بسازد که برای افغانستان و جهان به یک دردسر تبدیل شود اما منافع آن کشور را تأمین کند.

حالا پاکستان در نظر دارد که این کار را در ولایت‌هایی انجام دهد که در گذشته در برابر طالبان قرار داشته است. بیشتر این ولایت‌ها، شامل ولایت‌های شمالی و غربیِ کشور اند. تلاش پاکستان این است که با ساخت مدارسی به ظاهر دینی در این ولایت‌ها، زمینه را برای توسعه افکار طالبانی و تروریستی در افغانستان مساعد سازد.

پاکستان به این باور است که اگر افکار طالبانی را در ولایت‌هایی که ضد طالب بوده‌اند از طریق آموزش گسترش دهد، به‌آسانی می‌‌تواند در یک موقعیتِ خاص و فرصت مناسب، این کشور را به صوبه پنجم تبدیل کند و از این موقعیت، هم هند را با مشکل مواجه سازد و هم برای نفوذ به آسیای میانه و حتا چین، اقدام و از افغانستان به عنوان ذخیره‌گاه اعزامِ نیرو به میدانِ جنگ استفاده کند؛ چنان‌که پاکستان سال‌ها روی مدارس دینی در خاکِ خودش سرمایه‌گذاری کرد و یک نسل از جوانانِ افغان را به عنوان ابزار تطبیقِ سیاست خارجیِ خود تربیه نمود و در کنار سربازانِ پنجابی و وزیرستانیِ خویش به نامِ طالب آن‌ها را وارد کارزار ساخت که تا به امروز یک دردسرِ بزرگ برای افغانستان و منطقه به‌حساب می‌آیند.

پاکستان می‌خواهد که فردا هر ولایتِ افغانستان یک وزیرستانِ شمالی باشد و تربیه تروریست و انتحاری، دیگر کاری سخت و دشوار نباشد. این وضع روشن است که برای آیندۀ افغانستان و منطقه زیان‌بار است. از این رو، پیشنهاد ما به دولت وحدتِ ملی این است که از همین اکنون دقت کنند و اجازه ندهند که از آدرسِ دین و مراکز آموزش علوم دینی، به هدف حرکت‌های تروریستی و استخباراتی و نظامی استفاده شود.

امنیت ملی کشور باید متوجه این نکته باشد و اجازه ندهد که به بهانه‌های مختلف، زمینه برای ساختِ پایگاه‌های تروریستی در کشور مساعد گردد.

می‌دانیم که سال‌هاست پاکستان به عملی شدنِ عمق استراتیژیکِ خود در این کشور می‌اندیشد و تلاش دارد که به هر شکل ممکن به این هدف دست یابد و دولتی دست نشانده در این کشور داشته باشد. از همین اکنون، افغانستان به عنوان نقطۀ اصلی در اهدافِ پاکستان شناخته می‌شود و هیچ تغییری در سیاست‌های آن کشور در قبال افغانستان دیده نشده است. پیشنهاد مردم افغانستان به پاکستان که از آن درد و رنجِ فراوان دیده‌اند، این است که “مرا به خیر تو امید نیست، شر مرسان!”

ساخت مدارس دینی توسط پاکستان در افغانستان در هر پوششی که باشد و در عین حال، توافق روی این‌که باید نظامیان افغانستان در پاکستان آموزش ببینند، از یک خطرِ بسیار کلان در آینده خبر می‌دهد؛ اما حد اقل زیانی را که مدارسی به سبکِ مدارسِ پاکستانی می‌تواند در افغانستان داشته باشد، این است که طلابِ چنین مدارسی، دشمنی با شیعه را دامن می‌زنند و در نخستین قدم، یک جنگ عمیقِ مذهبی را در این کشور راه می‌اندازند و همین بدبختی کافی خواهد بود که این کشور به سوی تباهی و جنگِ دایمی برود و پاکستان در سایه این جنگ، راه‌های دیگری را برای اهدافِ مخربانه خود در منطقه جست‌وجو کند.

خطر برنامه‌های جدیدِ پاکستان در افغانستان جدی‌تر از آن است که تصور می‌شود. ولی این خوش‌بینی نیز در جای خودش وجود دارد که پاکستان یک کشورِ شناخته‌شده و غیرقابلِ اعتماد برای افغانستانی‌هاست و نیاتِ سوءِ آن کشور در قبالِ ما آشکار شده؛ به‌نحوی که هیچ حرکتِ این همسایه جنوبی، احساسِ خوبی را به مردم القا نمی‌کند. اما با آن‌هم، باید به‌شدت مواظب و هوشیار بود!

 

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.