خط آهن ترکمنستان و افغانستان

محمداکرام اندیشمند / چهار شنبه 10 قوس 1395/

افتتاح خط آهن میان ترکمنستان و افغانستان گام بسیار مهم و بزرگ در جهت توسعۀ اقتصادی و اجتماعی افغانستان شمرده می شود. بندر آقینه افغانستان را با شبکۀ خط آهن بین المللی آسیا وصل می کند و خط آهن، زمینه و تسهیلات بزرگی را برای سرمایه گذاری های خارجی و داخلی در mandegar-3افغانستان فراهم می سازد. اما تحقق این اهداف به قطع جنگ و تامین ثبات و امنیت بر می گردد؛ جنگی که بخش اصلی ریشه های آن از پاکستان، بزرگترین و تاثیرگذا رترین کشور همسایۀ ما آب می خورد. هر چند رئیس جمهور غنی در کنار همتای ترکمنستانی خود قربان قلی بردی محمدوف گفت که: “افغانستان تمام همسایه هایش را شریک رفاه خود می داند و با هیچ همسایه ضدیت ندارد.” آیا قول مشارکت در رفاه و منافع اقتصادی از زبان رئیس جمهور افغانستان، پاکستان را متقاعد و مجاب خواهد کرد تا به جای اشتعال مداوم آتش جنگ، به سیاست حمایت از صلح و ثبات در افغانستان روی آورد؟ این ادعای رئیس جمهور غنی که با هیچ همسایه ضدیت ندارد و همه را شریک رفاه خود می داند حد اقل در مورد پاکستان بر سر منازعۀ دیورند، همخوانی ندارد. او در حالی از ضدیت با هیچ همسایه و مشارکت آن ها در رفاه افغانستان سخن می گوید که روز جمعۀ گذشته وزارت خارجۀ حکومتش در اعلامیه ای، مرزدیورند را مرز فرضی خواند و افراشتن بیرق پاکستان را در نقطۀ صفر مرزی محکوم کرد. ادعای نداشتن ضدیت با همسایۀ پاکستان و دعوت دوستانه از آن در مشارکت بر سر رفاه، و ادعای مرزی و نفی تمامیت ارضی پاکستان، خود یک ادعا و سیاست متضاد و متناقض است که پاکستان را نه بسوی مشارکت در رفاه و ثبات افغانستان، برعکس بسوی خصومت و تخریب بیشتر افغانستان می کشاند. ممکن است که رئیس جمهور غنی و همفکران او در درون و بیرون حاکمیت، اقتصاد و منافع اقتصادی را، مشوق و عامل اصلی در جهت همکاری پاکستان و همه همسایگان و کشورهای منطقه به صلح و ثبات افغانستان تلقی کنند و وسوسۀ سود اقتصادی، پاکستان را علی رغم منازعۀ دیورند به این همکاری بکشاند. آنگونه که بازار مشترک اقتصادی اروپا و اتحادیۀ اروپا در نیم قرن اخیر شکل گرفت. و یا ممکن است که رئیس جمهور و همفکران او، آقینه و چابهار را عامل رهایی افغانستان از وابسته‌گی به بندر کراچی و اِعمال فشار بر پاکستان ارزیابی کنند تا اسلام آباد به خواست های کابل گردن نهد. اما در این محاسبات و ارزیابی ها نباید فراموش کرد که اهمیت تمامیت ارضی و حاکمیت ملی برای دولت یک کشور که آن هم پاکستان همسایۀ مقتدر اتومی در برابر افغانستان فقیر و درمانده باشد، بیشتر از سود اقتصادی است. این را نیز از یاد نبریم که بازار مشترک اقتصادی اروپا و اتحادیۀ اروپا زمانی بوجود آمد و عملی گردید که کشورهای اروپایی اعضای این بازار و این اتحادیه تمام اختلافات مرزی و ارضی خود را حل کرده بودند و مرزها همدیگر را به رسمیت می‌شناختند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.