خلیل‌زاد، طالبان و صـلح

احمد عمران/ چهار شنبه 18 میزان 1397/

طالبان هشدار داده که جلو برگزاری انتخابات پارلمانی را در سراسر کشور می‌گیرند. این گروه در حالی مدعیِ امریکایی‌بودنِ این روند شده است که زلمی خلیل‌زاد فرستادۀ ویژۀ امریکا برای ایجاد زمینۀ گفت‌وگو با طالبان در حالِ بازدید از کشورهایی‌ست که می‌توانند در این روند موثر تلقی شوند. در همین حال، سفارت امریکا در واکنش به اعلامیۀ طالبان، روند انتخابات را روند ملی مردم افغانستان دانسته و متذکر شده که هیچ نقشی در این روند ندارد. اما طالبان آن‌گونه که از اعلامیۀ این گروه برمی‌آید، در پی ایجاد مانع بر سرِ راه برگزاری انتخاباتِ آینده استند.
mandegar-3چرا این‌بار طالبان چنین به‌شدت می‌خواهند انتخابات را به مشکل روبه‌رو سازند؛ در حالی که در سال‌های گذشته نوعی تفاهمِ شفاهی در مورد عدم دخالت در کار انتخابات میان دولت و این گروه صورت می‌گرفت؟
به نظر می‌رسد که طالبان در آستانۀ ورود زلمی خلیل‌زاد در عرصۀ مسایل صلح می‌خواهند به امتیازگیری بپردازند. احتمال این‌که طالبان با چنین هشدارها و اعلامیه‌ها بتوانند به بخشی از هدف‌های خود در مذاکرات صلح دست پیدا کند، بسیار زیاد است. امریکایی‌ها به نظر می‌رسد که می‌خواهند تا زمان برگزاری انتخابات به نتایجی در مذاکرات صلح با طالبان برسند، به همین دلیل هم تلاش‌های خود را با فرستادنِ آقای خلیل‌زاد تشدید بخشیده‌اند. این نتایج ممکن است بسیار ابتـدایی باشد ولی حتا در همین سطح نیز برای امریکا یک دستاورد مهم به شمار می‌رود.
امریکایی‌ها متوجه شده‌اند که شورای عالی صلح و حکومت وحدت ملی توانِ گفت‌وگو و مذاکراه با طالبان را ندارد. دید و بازدیدهای خلیل‌زاد در قطر و بعد در کابل کاملاً از این موضوع پرده برداشت. او احتمالاً در روزهای آینده به پاکستان سفر کند و بحث اصلی را آن‌جا پی بگیرد. خلیل‌زاد روابط خوبی با پاکستانی‌ها ندارد و نه هم پاکستانی‌ها به او اعتماد لازم را دارند. حتا اگر خلیل‌زاد در قطر و عربستان به موفقیت‌هایی دست یافته باشد، برای او بسیار مشکل خواهد بود که دیدگاه پاکستان را به‌آسانی تغییر دهد.
پاکستانی‌ها در تلاش‌اند که از طالبان به عنوان اصلی‌ترین ابزار خود در مقابل امریکا استفاده کنند. تشدید جنگ‌ها و اعلامیه‌های اخیر طالبان در مخالفت با برگزاری انتخابات، دقیقاً از سیاست‌های پاکستان ناشی می‌شود. امریکا اگر موفق به جلب اعتماد پاکستان نشود، از همین حالا روند مذاکرات صلح را باخته است.
فراموش نکنیم که میان طالبان نیز در مورد مذاکره با امریکایی‌ها یک‌دسته‌گی وجود ندارد. اعضای دفتر قطر طالبان خواهانِ این هستند که این مذاکرات انجام شود، ولی رهبران اصلیِ طالبان که فرمان جنگ صادر می‌کنند، تحت نفوذ پاکستان قرار دارند و از چنین مذاکراتی چندان استقبال نکرده‌اند.
گزارش‌هایی که از آن سوی مرز به بیرون درز کرده، نشان می‌دهد که شورای کویته در حال رای‌زنی در مورد گفت‌وگوهای صلح است. گفته می‌شود که ملا هیبت‌الله آخوند رهبر فعلیِ این گروه و ملا یعقوب پسر ارشد ملا محمد عمر، چندان به ادامۀ مذاکرات تمایل ندارند، اما با این‌همه به دلیل مشوره‌هایی که از قطر به آن‌ها می‌رسد، تصمیم گرفته‌اند که در این خصوص با اعضای شورای کویته این موضوع را مورد بحث قرار دهند.
هنوز از نتایج نشست‌های شورای کویته، خبری در دست نیست، ولی احتمال این‌که رهبران طالبان در سطوح پایین بخواهند صرفاً با امریکایی‌ها گفت‌وگوهای خود را ادامه دهند، بسیار زیاد است. به نظر می‌رسد که طالبان و پاکستانی‌ها نمی‌خواهند تمام پُل‌های پشت سرِ خود را خراب کنند، اما این‌که حاضر شوند با دولت افغانستان وارد مذاکره شوند، در شرایط فعلی بعید به نظر می‌رسد.
پاکستانی‌ها با دخالتی که در کار طالبان دارند، می‌دانند که هرگونه گفت‌وگوی مستقیم با دولت افغانستان می‌تواند نقش و اعتبار دولت را افزایش دهد. آن‌‌ها نمی‌خواهند که در افغانستان دولت‌ دارای وجهۀ ملی و منطقه‌یی باشد. به همین دلیل، از تمام امکاناتِ خود برای تضعیف نقش دولت افغانستان در گفت‌وگوهای صلح استفاده می‌کنند.
سران افغانستان متأسفانه چنان خوش‎‌خیال اند که فکر می‌کنند با آمدن عمران خان و حرف‌های عوام‌فریبانۀ او، در سیاست‌ها و مواضع پاکستان در قبال افغانستان تغییراتی به وجود خواهد آمد؛ در حالی که این پیش‌فرض هیچ بنیاد منطقی ندارد و سیاست‌های پاکستان با تغییر حکومت‌ها و نخست‌وزیرهای این کشور هیچ دگرگونی‌یی نخواهد یافت.
در حال حاضر بن‌بست صلح بیشتر در داخل افغانستان قرار دارد. قبل از به وجود آمدن یک حکومت مردمی با پایه‌های وسیع، هیچ گونه مذاکره‌یی به صلح نمی‌انجامد. وقتی مهم‌ترین اعضای حکومت آقای غنی مخالفِ او باشند، چگونه ممکن است که طالبان به توانایی‌های چنین حکومتی باور کنند؟
امریکایی‌ها این مسأله را به‌خوبی دریافته‌اند و به همین دلیل نیز خلیل‌زاد را وظیفه داده‌اند که وارد بحث جنگ و صلح افغانستان شود. وضعیت دولت افغانستان شبیه به سال‌های نخسـتِ حکومت‌داری کرزی شده است که به جای او سفیر امریکا که در آن زمان هم آقای خلیل‌زاد بود، کارهای ارگ را انجام می‌داد. متأسفانه پس از هفده سال هنوز افغانستان از بُعد حکومت‌داری در همان مرحلۀ نخست قرار دارد و یا بهتر است گفته شود که به گذشته برگشته است!

اشتراک گذاري با دوستان :
  • Nawid Parsa

    در باره ماموریت جدید جناب خلیلزاد در منطقه :

    ساده ترین سوال در باره یک منازعه و جنگ این است که دیده شود عامل این منازعه و جنگ چیست ؟

    آیا طالب منحیث یک دسته مسلح با پوشش ایدیولوژیک اسلامی همانند گروه های مارکسیستی سده قبل در روسیه ، چین جنوب شرق آسیا… برا ی تحقق آرمان های معین تشکل یافته و فعالیت را آغاز نموده است ؟ و یا این که روی اهداف سیاسی منطقوی بالوسیله پا کستان ایجاد و با هم فکران اسلامی دولت استاد ربانی شهید آغاز جنگ شان بود تا برای پا کستان عمق ستراتژیک خواست آی اس آی و ضیاءالحق را فراهم نمایند ؟

    پاسخ سوال فوق را همه میدانیم به شمول خلیلزاد که طالب منحیث سپاه اجیر بدون حمایت پا کستان و قطع حمایت خارجی یک ماه هم نمی تواند دوام کند. همه به یاد داریم که دو سال ملا عمر مرده بود و آی اس آی بنام ملا عمر اعلامیه صادر میکرد روسیه و ایران بیشتر از طریق پا کستان عمل می نمایند.

    آقای خلیلزاد باید با سر افگندگی به پا کستان تبریک بگوید که یک کشور فقیر جهان سومی که هر یک شش ماه بعد در وازه سازمان های بین المللی مالی رادق الباب می نمایدتا قرض بگیرد کشور های ناتو- امریکا را با حمایت خود از گروه تروریستی طالب بدین موقف رسانده است که دسته مسلح تروریستی را منحیث یک نهاد سیاسی می قبولاند.

    آیا با بخشی از ایدیولوژی زده های طالب معتقد و مدعی خلافت می توان معامله کرد قانون اساسی را قبول ندارند و می گویند ما قرآن داریم به قانون اسا سی ضرورت نداریم ؟ آیا می شود ارزش های جهان مدرن را با آن ها مشترکن از طریق یک حکومت ائتلافی تطبیق نمود و غیره. اندازه کردن ریش ، اعدام تلویزون ها…را کابلیان عزیز به یاد دارند.

    از دید من با این آغاز کار مشکوک و سفر به چند کشور طالب پرور و حامی تروریسم مشکل کشور را که بیشتر ناشی از توسعه طلبی پا کستان و موقعیت جیو پولیتیک خاص کشور ما می باشد نمی توان حل نمود.

    با تاسف هیچ یک از اشتراک کنندگان کنفرانس نهاد نام نهاد شورای صلح با وضاحت کامل ازین موضوع ذکری نکردند.

    وقت آن است که با این نوع رفاقت های نیم راهه غرب و عدم قاطعیت شان مقابل پا کستان فکر شود چطور می توان کشور را که حال بیشتر یک نکته رقابت قدرت های منطقوی قرار گرفته است ازین شرارت نجات داد. راه حل آوردن چند تا طالب قرون وسطایی و تشکل حکومت ائتلافی و یا دادن منا طق مصئون به طالب – آی اس آی نیست. بهتر است:

    در باره تشکیل یک کنفرانس بین المللی در باره اعلام بیطرفی دایمی افغانستان از طریق یک توافق بین المللی با تصویب و تائید شورای امنیت ملل متحد دایر گردد.

    نیرو های امنیتی کشور راباید از طریق یک صندوق خاصی که از جانب ملل متحد ایجاد می گردد برای ده سال تمویل نمود.

    این همه تلاش بیهوده خلیلزاد ، و عده یی از پشتونیست هایی که در وجود طالب و طالب پرستی طلیعه تسلط انحصاری قوم خود را تصور می نمایند ، منجر به صلح و ثبات شده نمی تواند.

    چرا به عامل اصلی منازعه و جنگ توجه نمی شود یعنی اهداف توسعه طلبانه پا کستان. طالب یک جنبش اجتماعی – سیاسی با ریشه عمیق سیاسی داخلی نیست.