خلیل زاد رفت ولی توهماتش باقی ست

احمد عمران/

انتخابات افغانستان بدون شک وارد مراحل حساس و سرنوشت ساز خود شده است. بسیاری ها چشم به این انتخابات دوخته اند و از منظرهای متفاوتی به آن نگاه می کنند. مردم افغانستان با توجه به ناکامی های دولت آقای کرزی انتظار دارند پس از برگزاری انتخابات شاهد شکل گیری حکومتی باشند که بتواند مدیریت سیاسی کشور را به گونه مطلوب انجام دهد و در در برابر مطالبات شان بی پاسخ نباشد.
دولتی که بتواند با فساد، بیکاری، فقر، تبعیض‌های اجتماعی و طبقاتی مبارزه و آن ها را مهار کند. دولتی فراگیر که تمام شهروندان کشور در آیینه آن حضور و مشارکت خود را ببینند. اما یک نکته را از یاد نباید برد که پیش از آغاز ثبت نام نامزدهای احتمالی انتخابات کشور، اتفاق‌ها و حوادثی به وقوع پیوست که بدون شک در به وجود آمدن فضای فعلی نقش عمده بازی کرد.
افزایش نا به‌هنگام فهرست نامزدان احتمالی انتخابات ریاست‌جمهوری مساله‌یی نبود که تنها به دلیل خواست برخی افراد برای شرکت در انتخابات انجام شده باشد. این موضوع که در دقیقه نودم ثبت نام نامزدان شمار زیادی وارد صحنه شدند سوال های را به وجود آورده است. برخی از آگاهان معتقد اند که شخص رییس جمهوری به دلیل ناتوانی در به وجود آوردن تیم قوی در صحنه انتخابات تلاش کرد که به یک باره تعداد زیادی را وارد کارزار انتخابات کند که بعدا بتواند در جو مزدحم و متکثر نامزدان به نتایجی که خود به آن ها باور دارد و یا در پی به دست آوردن آن هاست، برسد. این موضوع نگرانی هایی را از همین حالا رقم زده و بسیاری از شهروندان کشور نسبت به برگزاری انتخابات شفاف و عادلانه در کشور مطمین به نظر نمی رسند. از جانب دیگر حضور و دخالت برخی از چهره های دیگر را نیز در روند گفتگوهای انتخاباتی نباید از یاد برد که به گونه های در پی مهندسی انتخابات به نفع خود و یا تیمی بودند که از آن حمایت می کردند. از میان این چهره ها باید به زلمی خلیل زاد سفیر پیشن امریکا در افغانستان اشاره کرد که نزدیک به یک سال پیش در گرم کردن بازار انتخابات و به نحوی اخلال روند گفتگوهای بین الافغانی بر سر این مساله نقش کلیدی ایفا کرد. آقای خلیل زاد که اصلا تبعه کشور امریکاست در دو انتخابات گذشته نیز سهم و نقش تعیین کننده داشته است. برخی آگاهان باور دارند که حتا حضور آقای خلیل زاد در انتخابات گذشته در افغانستان سبب واکنش جان کری وزیر خارجه فعلی امریکا که در آن زمان عضو سنای این کشور بود، نیز شد. آقای کری در آن زمان از آقای خلیل زاد با قاطعیت خواسته بود که افغانستان را ترک کند. اما در انتخابات آینده ریاست جمهوری آقای خلیل زاد تلاش های گسترده تری انجام داد. او از یک سال پیش به عنوان کسی که در انتخابات به عنوان نامزد وارد خواهد شد سروصدا هایی را به راه انداخت و حتا گروه ها و تشکل‌هایی را نیز به وجود آورد. آقای خلیل زاد با داشتن پول‌های هنگفت توانست در برخی شهرهای افغانستان و از جمله هرات و کابل راهپیمایی‌هایی را برگزار کند که در آن شعار شرکت او را در انتخابات سر می دادند. این عده به گونه عجیب و غیر منتظره از آقای خلیل زاد تقاضا می‌کردند که حتما باید در انتخابات آینده ریاست جمهوری شرکت ورزد. در این موضوع جای تردیدی نیست که شخص آقای خلیل زاد در عقب این شعارها و صحنه سازی ها خود را مخفی کرده بود و به گونه‌یی تلاش داشت که به دو هدف اصلی خود دست پیدا کند.
نخست در میان مردم این آوازه را به وجود آورد که او یکی از نامزدهای انتخابات آینده است و از این طریق واکنش مردم را در برابر آن مورد ارزیابی قرار دهد. دوم این که در میان احزاب و نهاد های سیاسی و مدنی افغانستان نیز بر سر توافق کلی و جامع برای تشکیل تیم های منسجم و کارای انتخاباتی تفرقه و چند دسته گی به وجود آورد. اگر فراموش نکرده باشیم آقای خلیل زاد طرحی را دنبال می کرد که بتواند به جای انسجام بخشیدن به انتخابات کشور در میان احزاب مطرح سیاسی که می توانستند از میان خود چند نامزد مشخص را وارد صحنه سازند، اختلافاتی را دامن زند که تحقق چنین طرحی را حداقل در آینده نزدیک ناممکن سازد. آقای خلیل زاد در این هدف و برنامه موفقیت های نیز به دست آورد و چند دسته گی هایی که به دنبال اتحاد انتخاباتی به وجود آمد عملا از نتایج و پیامدهای فعالیت های مخرب او در راستای برگزاری انتخابات سالم و شفاف در افغانستان بود. اما سوال این جاست که آقای خلیل زاد چرا و به چه دلیل تلاش داشت که چنین فضایی را در افغانستان به وجود آورد؟ چرا او خود را به عنوان نامزد انتخابات افغانستان مطرح می کرد بدون آن که عملا تصمیمی برای رفتن به سمت انتخابات داشته باشد؟ این سوال ها هنوز بی پاسخ اند چون آقای خلیل زاد نخواست که به هیچ یک از آن ها توضیحی ارایه کند. او در انتخابات ۲۰۰۹ میلادی نیز چنین جوی را ایجاد کرد ولی در آن زمان هم مشخص نشد که واقعا چه هدفی را دنبال می کند چون در دقیقه نودم تمام امکانات و ثمره تلاش‌های چندین ماهه خود را در پای آقای کرزی قربانی کرد.
شرکت آقای خلیل زاد در انتخابات افغانستان با توجه به قانون اساسی کشور که از شرکت شهروند غیر افغان جلوگیری می کند امری محال به نظر می رسد. آقای خلیل زاد هنوز شهروند امریکاست و هیچ سندی وجود ندارد که نشان دهد او شهروندی آن کشور را ترک کرده و دوباره شهروندی افغانستان را پذیرفته باشد. یکی از اصل های قانون اساسی کشور برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری عدم داشتن تابعیت دوم پذیرفته شده است. حالا با چنین اصلی در قانون اساسی افغانستان چرا آقای خلیل زاد افرادی را وادار می کرد که برای او گردهمایی برگزار کنند و این شایعه را بر سر زبان ها بیندازند که او یکی از نامزدهای انتخابات آینده خواهد بود؟ از جانب دیگر فراموش نکنیم که آقای خلیل زاد این همه فعالیت ها را از آدرس نماینده‌گی امریکا در افغانستان انجام می داد در حالی که مقام‌های امریکایی همواره تاکید داشتند و حالا نیز تاکید می‌ورزند که در انتخابات افغانستان دخالت نخواهند داشت.
از سوی دیگر این سوال نیز هنوز در اذهان عمومی وجود دارد که چرا سفارت امریکا که شاهد و ناظر این مسایل بود نسبت به آن ها هیچ واکنشی نشان نداد و با بی تفاوتی خواست که از کنار آن ها بگذرد؟ آقای خلیل زاد نقش مخرب در ایجاد فضای انتخاباتی در کشور بازی کرده است و سفارت امریکا حداقل وظیفه داشت که نسبت به فعالیت‌های او واکنش به موقع و مناسب داشته باشد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.