دامی که آقای غنی برای خود پهن کرد!

احمد عمران/ چهار شنبه 20 عقرب 1394/

موضوع شراکتِ خلیل فروزی یکی از مجرمان قضیۀ کابل‌بانکِ پیشین و دولت برای ساخت شهرک هوشمند، حالا پس از واکنش رییس‌جمهوری رنگِ تازه‌یی به خود گرفته است. سخنگوی رییس‌جمهور در واکنش به نقش آقای فروزی در این پروژه می‌گوید که قضیه به‌شدت از سوی آقای غنی دنبال می‌شود و به‌زودی نتایج آن اعلام خواهد شد.
mandegar-3رییس‌جمهور غنی پس از این‌که موضوع شراکت آقای فروزی در پروژۀ ساخت شهرک هوشمند رسانه‌یی شد و موجی از انتقادهای سخت به‌راه افتاد، آن را لغو کرد و بعدتر دستور داد که این موضوع را نهادهای مربوط بررسی کنند. آقای غنی گفته است کسانی که آقای فروزی را از زندان رها و در یک پروژۀ اقتصادی شامل کرده‌اند، مجازات خواهد کرد. اما پرسشِ مهم و شگفت‌انگیز این‌جاست که چه‌گونه رییس‌جمهوری از چنین طرحی بی‌اطلاع بوده و کسانی تلاش کرده‌اند او را دور بزنند؟
در روزی که پروژۀ شهرک هوشمند گشایش می‌یافت، علاوه بر این‌که نزدیک‌ترین افراد به آقای غنی در این مراسم حضور داشتند، مشاور حقوقی ایشان با سخنرانی مفصل از آقای فروزی تشکر کرد و رهایی او را یک اقدامِ موثر برای پرداخت بدهی‌های کابل‌بانکِ پیشین عنوان کرد. آقای غنی چه‌گونه می‌تواند چنین موضوعی را انکار کند و حالا که در اطراف این مسأله بحث‌های حقوقی و قانونی شکل گرفته، خود را برائت دهد؟
در این‌که آقای غنی از این پروژه خبر داشته، هیچ جای شک و تردید وجود ندارد. آقای غنی از زمانی که به عنوان رییس جمهوری افغانستان سوگند خورده است، به‌شدت همه چیز را تحت نظر و مراقبت داشته و حتا از تغییر و تبدیلی در یک حوزۀ کوچک نیز بی‌خبر نگذشته است. آقای غنی وقتی شب‌هنگام به آمر یک حوزۀ پولیس زنگ می‌زند و مسایلی را از او جویا می شود، حالا چه‌گونه از یک پروژۀ کلان ساختمانی بی‌اطلاع بوده است؟ این جای پرسش دارد و بدون شک در عقب این مسأله، رازها و ناگفته‌هایی پنهان است که به مرور زمان باز خواهند شد.
از جانب دیگر، آقای غنی وقتی از محاکمۀ کسانی صحبت می‌کند که آقای فروزی را از بند رها کرده‌اند، می‌خواهد چه بگوید؟ زیرا اگر متهمانی در این قضیه وجود داشته باشند، چنان افراد شناخته شده و معلوم‌الحالی هستند که حتا نیاز به بررسی و شناسایی ندارد.
آقای فروزی را افراد گمنام و مجهول از زندان رها نکرده‌اند که آقای غنی به دنبال عاملان اصلیِ این قضیه باشد. آقای فروزی اگر واقعاً در زندان بوده باشد، بدون شک برای رهایی او نیاز به حکم رییس جمهوری بوده و اگر آقای غنی این موضوع را می‌خواهد انکار کند، بحث دیگری است.
سازوکارهای قضایی در همۀ کشورها مشخص و معلوم است و نمی‌توان با انکار از آن‌ها چشم پوشید و یا فکر کرد که می‌شود مردم را با چنین اظهاراتی فریب داد. آقای غنی به جای انکار، باید صادقانه به اشتباه بزرگِ خود اعتراف می‌کرد و از مردم افغانستان، پوزش می‌خواست.
موضوع تنها بر سرِ رهایی یک مجرم نیست که از سوی دادگاه به ده سال زندان محکوم شده است، بل موضوع بر سرِ صداقت کسی است که سکانِ شهریاری را به دست گرفته و به عنوان رییس جمهوری این کشور سوگند یاد کرده است که صادقانه در خدمتِ میهن و مردمش خواهد بود و هرگز به آن‌ها دروغ نخواهد گفت. سوال این‌جاست که آیا رییس جمهوری یک کشور می‌تواند دروغ بگوید؟
در مورد دروغ گفتن به عنوان یک بحث اخلاقی، سخن‌ها و اظهارنظرهای زیادی شده است. بسیاری از فیلسوفان و دانشمندانِ عرصه‌های اخلاق و معرفت، گفتن دروغ را در هیچ زمانی تأیید نکرده‌اند. بسیاری‎ها حتا بر شیخ اجل سعدی خُرده گرفته‌اند آن‌جا که می‌گوید «دروغ مصلحت‌آمیز به از راست فتنه‌انگیز». در بحث‌های سیاسی اما موضوع پیچیده‌تر و حساس‌تر هم می‌شود. برخی نظریه‌پردازان باور دارند که عدالت روی دیگر سکۀ صداقت است و اگر کسی صادق نباشد، عادل هم نخواهد بود و به همین دلیل یکی از ویژه‌گی‌های زمام‌داران را صداقت‌شان می‌دانند. به گفته این اندیشمندان، زمام‌داری که با شهروندان کشور خود صادق نباشد، عدالت هم کرده نمی‌تواند.
حالا با این اوصاف، آقای غنی چه‌گونه می‌خواهد از دامی که خود برای خویش پهن کرده، نجات یابد؟ آیا می‌خواهد که زمام‌داری صادق باشد و یا این‌که برای نجات از یک اشتباه به اشتباهِ بزرگ‌تری که همانا دروغ‌گویی است، پناه می‌برد. آقای غنی باید تکلیفش را با وجدانِ خود و جامعه به‌درستی مشخص کند. امروز موضوع تنها بر سرِ رهایی یک محکوم نیست، بل بر سرِ این هم هست که یک رییس جمهور در پیشگاه خدا و مردمش چه‌گونه ظاهر می‌شود!

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.