در سرِ رییس‌جمهور کرزی چه می‌گذرد؟

منو چهر/

واهمۀ جمعیِ ‌مقاماتِ درجه‌یکِ حکومت این را می‌رساند که تیم حاکم به صرافت افتاده و سعی دارد که به هر نحو ممکن، قدرت را نزد خود حفظ بدارد. این برنامه از مدت‌های قبل، مطمحِ نظرِ آقای کرزی و همراهانش بوده، اما این روزها با موضع‌گیری‌های پیاپیِ مقامات ریاست‌جمهوری، خط مشی آیندۀ این تیم را فاش ساخته است.
گزارش‌هایی در دست‌اند که می‌رسانند نماینده‌گان نظامی ‌ایالات متحده و نیز ناتو، با مقامات بلندپایۀ حکومت دیدار کرده و تأکید داشته‌اند که تیم آقای کرزی باید قدرت را به صورتِ مسالمت‌آمیزش به تیمِ بعدی تحویل دهد. قبل بر این، جامعۀ جهانی نیز کمک‌هایش را مشروط بر برگزاری یک انتخاباتِ شفاف و عادلانه کرده و گفته است که عدم برگزاری انتخابات در افغانستان به هیچ‌وجه قابل قبول نیست.
از سوی دیگر، نهادها و احزاب مستقل، گروه‌های اپوزیسیون، رسانه‌ها و… نیز خواهانِ برگزاری یک انتخاباتِ شفاف‌اند که پیشنهادهای مبنی بر برگزاری شفافِ انتخابات از سوی این نهادها را حکومت کمتر جدی گرفته است.
این‌همه فشار، آقای کرزی و همراهانش را متیقن ساخته که نه جامعۀ جهانی و نه مردم افغانستان به هیچ‌وجه طرف‌دارِ ادامۀ کارِ آن‌ها نیست. اما بالمقابل، میلِ جناب رییس‌جمهور و همراهانش به ادامۀ حکومت‌داری شدت گرفته است.
بنابرین، آقای کرزی دست به اجرای مانورهایی می‌زند که از یک‌سو، حاکی از ترس و هراسِ پس از خلع قدرت است و از سوی دیگر، بیان‌گر نوعی تلاش برای ادامۀ قدرت می‌باشد؛ به گونه‌یی که از هر نوع ترفند ممکن برای نگه‌داشتنِ کرسی ریاست جمهوری استفاده می‌کند.
یقینِ آقای کرزی به‌جاست که جامعۀ جهانی و مردم افغانستان، دیگر او را نمی‌خواهند و به احتمالِ صد در صد اگر انتخاباتی برگزار گردد، تیم حاکم به حاشیه خواهد رفت. اما او از وقایعِ پس از خلعِ قدرت می‌ترسد؛ این‌که اگر تیمِ دیگری روی کار بیاید، چه اتفاقاتی برای او و همکارانش خواهد افتاد، آیا به جرم کارنامۀ سیاهش محاکمه خواهد شـد؟
بنابراین، او به ترفندهای ظاهراً مردمی‌ متوسل شده است که اگر بتواند، به کمکِ آن‌ها چتر ایمنی بسازد و یا این‌که در بهترین صورتش، قدرتِ خود را حفظ کند.
یکی از این نیرنگ‌ها، تقاضای شماری از مردم ارغندابِ ولایت قندهار بود که در یک همایش از حکومت خواستند تا قانون اساسی تغییر کرده و کار جناب کرزی تمدید شود. این همایش فرمایشی، طوری نشان می‌دهد که جناب کرزی ظاهراً نیروی بزرگی از مردم را در پشتِ خود دارد و این مردم، به دلیل کارنامۀ شایستۀ آقای کرزی، خواهان ادامۀ کارِ او شده اند. اما همه می‌دانیم که در واقعیت چنین نیست.
چند روز پس از همایش ارغنداب، شورای ولایتی قندهار در یک خواستار مشابه، خواهان ادامۀ کار آقای کرزی گردید که دقیقاً پهلوی دیگری از نشستِ ارغنداب را می‌نماید. این شورا نیز به فرمایش آقای کرزی خواستۀ خود را عنوان کرده که به هیچ‌وجه خواستۀ مردم افغانستان نمی‌باشد.
در این حرکت، جناب کرزی تنها نمی‌نماید، بل‌که همکارانِ او نیز وی را همراهی می‌کنند؛ چنان که معاون نخستِ ایشان نیز در مجمع والیان، به نحوی اشاره‌هایی پیرامون این مسأله داشت.
به نظر می‌رسد که این طرز سیاست، ممکن موجِ دیگری از برنامه‌ها را نیز در پی داشته باشد. چنان‌که اگر حکومت در این مرحله با توسل به تبلیغات و ظاهرسازی سعی می‌کند مردم را طرف‌دارِ خود نشان بدهد، در مرحلۀ بعدی حتماً به کارِ دیگری دست خواهد یازید. تجربه نشان داده است که حکومت‌های مافیایی و مستبد تا جای ممکن برای تطبیق سیاست‌ها و پروژه‌های‌شان، در آغاز از راه‌های ظاهراً دموکراتیک استفاده می‌کنند، اما بعد که دیدند نتیجۀ دل‌خواهی را در پی ندارد، قوۀ قهریه را جای‌گزینِ آن می‌سازند.
روشن است که کُنهِ خواسته‌های فرمایشیِ مأمورین و نهادهای حکومتی مبنی بر ادامۀ کار آقای کرزی، برای مردم فاش‌ شده است و نمی‌شود که نتیجۀ مثبتی را به دنبال داشته باشد. بنابراین، هراسِ آن است که مبادا برنامه‌های بعدیِ آقای کرزی با قهر و سرکوب همراه گردد.
با توجه به قراین، احتمال می‌رود که برنامۀ بعدی جناب رییس جمهور، تشکیل لویه جرگۀ فرمایشی و تعدیل قانون اساسی باشد که مخالفت‌های زیادی را نیز در پی خواهد داشت. اما قبل از این، احتمال عدمِ برگزاری انتخابات به دلایل گوناگونی چون ناامنی، نداشتن هزینۀ لازم و… بیشتر است که اگر جامعۀ جهانی مداخله نکند، بدون شک این رویداد به وقوع خواهد پیوست.
حتا احتمالِ آن می‌رود که ریاست جمهوری اجرای این برنامه را با قوۀ زور و سرکوب همراه سازد؛ زیرا ترس از محاکمه شدن و نیز جنون قدرت، عقلِ هر کسی را می‌دزدد و او را وادار به کارهایی می‌کند که از پیامد آن به درستی آگاه نیست.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.