دلیل گسترشِ جنگ‌ها چیست؟

احمد عمران/ سه شنبه 11 عقرب 1395/

در حالی که سران دولت وحدت ملی تا هنوز موفق به حلِ اختلافاتِ ذات‌البینی خود نشده اند، بازرس ویژۀ امریکا در امور بازسـازی افغانستان در تازه‌ترین گزارش سه‌ماهۀ خود اعلام کرده است که در هشت ماه سال جاری میلادی، دولت افغانستان ۵ درصدِ دیگر از مناطق تحت ادارۀ خود را از دست داده mandegar-3است. بر اساس این گزارش، در حال حاضر ۳۳ شهرستان کاملاً در اختیار نیروهای مخالف قرار دارد و ۱۱۶ شهرستانِ دیگر شاهد درگیری‌های شدید میان نیروهای دولتی و مخالفان مسلح است.
با توجه به این گزارش، می‌توان نتیجه گرفت که تقریباً در نیمی از ولایاتِ کشور جنگ جریان دارد. این گزارش بیانگرِ آن است که با گذشتِ هر سال به جای این‌که از شدتِ عملِ نیروهای مخالف کاسته شده باشد، بر تحرکات نظامیِ آن‌ها افزوده شده و حالا موفق شده اند که دایرۀ فعالیت‌های خود را تا محور شهرها گسترش دهند. البته در این میان، شاید برخی اشتباه‌های کوچکِ محاسباتی باعث شده باشند که نسبت به فعالیت‌های مخالفان بزرگ‌نمایی‌هایی صورت گیرد، ولی نمی‌توان انکار ورزید که تحرکات مخالفانِ مسلح هر روز ابعادِ تازه‌تری می‌یابد و به صورتی نگران‌کننده دامنۀ این فعالیت‌ها به شهرها کشیده می‌شود. نمونۀ روشن و واضح آن، دو بار سقوط ولایت کندز در دو سال گذشته به دستِ مخالفان و رسیدن نیروهای‌شان تا دروازه‌های شهرهای هلمند، بغلان و ارزگان است.
اما چه چیزی سبب شده که نیروهای مخالف موفق شوند چنین دستاوردهایی داشته باشند؟
مسـلماً اگر چنین سوالی از مقام‌های کشور پرسیده شود، آن‌ها یک‌صـدا می‌گویند که «کدام دستاورد؟ چرا برای نیروهای مخالف تبلیغ می‌کنید و چند حرکتِ بزدلانه را چنین بزرگ نشان می‌دهید؟»
به گفتۀ مقام‌های دولتی، نیروهای مخالف طی دو سالِ گذشته نه تنها نیرومندتر از گذشته نشده اند، بل ضربه‌هایی که بر آن‌ها وارد شـده، آن‌ها را بیشتر از هر زمانِ دیگر زمین‌گیر کرده است. آن‌ها وقتی با حقایقی مثل سقوط کندز مواجه می‌شوند، برای این‌گونه رویدادها نیز نسخه‌های از قبل پیچانده شده و پاسخ‌های آماده در آستین دارند و می‌گویند، سقوط برخی مناطق برای حفاظت از جانِ غیرنظامیان و در اثر عقب‌نشینی‌های تاکتیکی اتفاق افتـاده است. و یا هم این‌که برخی فرماندهانِ محلی سبب شده اند که چنین اتفاق‌هایی بیفتد.
اما این‌گونه بی‌توجهی‌ها نه اصل حقایق را می‌توانند از میان بردارند و نه هم می‌توانند تصویر دیگری، آن‌گونه که مقام‌های دولتی آرزو دارند، از وضعیت ارایه کنند. واقعیت این است که در دو سال گذشته، وضعیت امنیتی کشور به صورتِ سرسام‌آوری رو به وخامت گذشته و هیچ نشانه‌یی دال بر بهتر شدن اوضاع در آیندۀ نزدیک وجود ندارد. فرماندهان ناتو در افغانستان اعلام کرده اند که جنگ به زودی در این کشور پایان نخواهد یافت، هرچند که نیروهای امنیتی بهتر از گذشته توانسته اند که در برابر مخالفان عمل کنند.
سوالی که طی این نوشته به صورت‌های گوناگون تلاش شد برجسته ساخته شود، این است که: چه چیزی سبب شده که مخالفانِ مسلح به جای این‌که واقعاً از صحنه کاملاً حذف شوند، هنوز می‌توانند مقاومت کنند و حتا دایرۀ فعالیت‌های خود را گسترش دهند؟ نیروهایی که به گفتۀ مقام‌های کشور و بسیاری از تحلیل‌گران نه پایگاه مردمی دارند و نه آینده‌یی، نوید می‌دهند که در آینده مردم افغانستان به آسایش و آرامشِ بیشتری دست پیدا می‌کنند. پس حتماً یک جای کار می‌لنگد، و یا این‌که ما تصور درست و دقیقی از مخالفانِ مسلح نداریم و یا هم این‌که مسایلِ دیگری باعث شده اند که آن‌ها همچنان ظرف پانزده سال گذشته در صحنه باقی بمانند.
در این‌که جنگ افغانستان یک جنگِ پیچیده و ذوجوانب است، نمی‌توان انکار ورزید. بدون شک پای کشورهای زیادی در این جنگ دخیل است و منابع زیادی برای گرم نگه داشتنِ این آتش وجود دارد. اما با وجود این، باید بستر چنین وضعیتی نیز آماده باشد. اگر زمینی برای کشت آماده نباشد، پس چگونه می‌توان تخم پاشید و منتظر برداشت محصول بود؟ حتماً زمین افغانستان برای چنین کشتی آماده است و کسانی هم که در این جنگ سرمایه‌گذاری کرده اند، یا چنین شرایطی را به وجود آورده اند، می‌دانسته اند که چنین شرایطی در زمین افغانستان مهیا و ممکن است.
اما این‌ها به هیچ صورت پاسخ قناعت‌بخش به آن سوال کلیدیِ این نوشته نمی‌توانند باشند؛ زیرا جنگ افغانستان یک چهرۀ پنهانِ دیگر نیز دارد که بدان کمتر پرداخته می‌شود و آن، عدم توجه به میزان کاراییِ دولت در ریشه کن کردنِ عوامل جنگ است. دولت افغانستان متأسفانه هزینۀ بخشی از جنگ را از راه‌های گوناگون می‌پردازد. اختلافات سیاسی میان رهبران، عدم هماهنگی میان نیروهای امنیتی، عدم کارایی نهادهایی که خدماتِ عامه ارایه می‌کنند و در مجموع سیاست‌گذاری‌های دولت برای اقناع شهروندان، سبب شده اند که جنگ همچنان در افغانستان شـیوع داشته باشد. نمی‌توان فقط به عوامل بیرونیِ جنگ اشاره کرد و عوامل پنهانِ داخلیِ آن را نادیده گرفت و صد البته تا زمانی که دولت نتواند بر این عوامل غلبه کند، جنگ همچنان در کشور ادامه خواهد یافت.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.