دمـوکراسی مشـارکتی به‌جـای دمـوکـراسیِ اکثـریتی

احمـد عمـران/

در این‌که گفت‌وگوهای صلح و نتیجۀ انتخابات ریاست‌جمهوری در افغانستان هر دو به بُن‌بست انجامیده‌اند، کسی شک کرده نمی‌تواند. نه گفت‌وگوهای صلح امریکا با طالبان پس از نُه ماه در قطر به نتیجه رسید و نه اشرف‌غنی به عنوان غاصبِ قدرت سیاسی موفق شد که مالکیتِ آن را در اختیار بگیرد. انتخابات نیز به سرنوشتِ صلح گرفتار شده است. با آن‌که کمیسیون انتخابات زیر فشار دستۀ انتخاباتی «دولت‌ساز» که در رأس قدرت سیاسی در کشور قرار دارد، هشدار می‌دهد که بدون درنظرداشتِ اعتراض‌های دسته‌های انتخاباتی و مردم نسبت به بازشماری آرا، mandegarنتایج اولیه و یا نسبی را به‌زودی اعلام می‌کند؛ ولی معلوم است که سردرگمی و بی‌کفایتیِ مدیریتی سراسر کمیسیون را همچون موریانه از درون خورده و دیگر توانی برای مدیریتِ انتخابات برایش باقی نگذاشته است. کمیسیون انتخابات حتا اگر موفق شود که با فشارهای دستۀ «دولت‌ساز» نتیجۀ انتخابات را اعلام کند، خود را به دردسرِ کلانی مواجه خواهد کرد که بحرانِ ناشی از آن را هیچ کسی مهار کرده نمی‌تواند.
حالا گاهی مدیران کمیسیون انتخابات و یا سران دستۀ انتخاباتی، از کاربرد قوۀ قهریه در برابر اعتراض‌کننده‌گان سخن می‌گویند و متأسفانه یک عده از سیاسیونِ ناعاقبت‌اندیش هم از چنین طرحی حمایت کرده‌اند؛ اما به هیچ صورت نیروهای امنیتی در برابر مردم‌شان دست به ماشه نخواهند برد و سران حکومت نیز به‌خوبی از پیامدهای چنین اقدامی آگاهی دارند. اگر با کشتنِ یک عده می‌شد که انتخابات را به نفعِ خود تغییر داد، بدون تردید تا به حال آقای غنی صدها تن را به گلوله می‌بست. اشرف‌غنی می‌داند که به گلوله بستن مردم، او را به سرنوشتِ سران حزب دموکراتیک خلق دچار می‌کند که چهل‌سال پیش در برابر مردم‌ از گلوله و توپ استفاده کردند و بحرانی را در کشور رقم زدند که تا به امروز کسی گره کورِ آن را باز کرده نتوانسته است.
اما در این میان، طرح شورای نامزدان ریاست جمهوری که ایجاد «حکومت مشارکتی» را بر پایۀ «دموکراسی تفاهمی» پیشنهاد می‌کند، هم راه بیرون‌رفت از بُن‌بستِ انتخابات می‌توان به شمار آورد و هم راه بیرون‌رفت از بُن‌بست گفت‌وگوهای صلح. این طرح نه‌تنها در شرایط فعلی کشور را از بحران کلانِ انتخاباتی نجات می‌دهد، بل زمینۀ انتخاباتِ سراسری و گسترده را بدون تقلب و جعل‌کاری و ایجاد تفاهم با گروه‌های مخالف فراهم می‌سازد. افغانستان در شرایط فعلی با هر دوی این مشکل روبه‌روست. نه در بحث صلح پیشرفتی داشته و نه هم در عرصۀ انتخابات موفق شده است که رضایت عمومی را حاصل کند.
انتخاباتی که سطح مشارکتِ رای‌دهنده‌گان در آن کمتر از دو میلیون تن باشد که حداقل سه‌صدهزار رایِ آن از سوی دسته‌های معترض تقلبی گفته می‌شود، چه مشروعیتی را برای حکومت آینده به بار می‌آورد؟ آیا آن دسته‌های انتخاباتی که دم از پیروزی می‌زنند، حداقل به این جنبه از مسأله توجه کرده‌اند و یا تمام هم‌وغم‌شان را به دست گرفتنِ قدرت سیاسی فرا گرفته است؟ آیا می‌دانند که در پنج سالِ گذشته چه مصیبت‌هایی را به مردم این کشور هدیه داده‌اند؟ آیا با خود حساب کرده‌اند که اگر وضع به همین منوال ادامه پیدا کند، چقدر دیگر ما باید متحمل قربانی شویم؟
بدون شک برای سرانِ قدرت چنین مسایلی اهمیت ندارد. آن‌ها به فکر قدرت و امکاناتی اند که از طریقِ آن به دست می‌آورند و مصیبت و دردِ مردم برای‌شان پشیزی اهمیت ندارد. آیا آقای غنی درد مادری را که فرزندش را در سنگر دفاع از کشور از دست می‌دهد، می‌داند؟ آیا سران حکومت رنجی را که مردمِ گرسنه و پابرهنه می‌کشند، حس می‌کنند؟ آقای غنی برای عوام‌فریبی یاد گرفته که لباس‌های نامتوازن و چرک بپوشد و در زمستان از چپلی پیشاوری استفاده کند، اما آیا موتری را که پشت سرش ایستاده است هم می‌داند که چقدر ارزش دارد؟ آیا خبر ندارد که مردم می‌دانند چقدر پول در بانک‌های خارجی به حسابش ریخته شده است؟… این عوام‌فریبی‌ها دردی از مردم را دوا نمی‌کند. مردم حکومتی پاسخ‌گو و با کفایت می‌خواهند که بتواند در امر کشورداری از خود ابتکار عمل داشته باشد. از جانب دیگر، در هجده سال گذشته در موجودیت «دموکراسی اکثریتی» مردم به کدام آرزوهای خود نایل شدند؟ آیا بهترین نسخه برای بیرون‌رفت از وضعیت بحرانی کشور، «دموکراسی مشارکتی» که شورای نامزدان ریاست جمهوری آن را پیشنهاد داده، نیست؟ دموکراسی‌یی که از حضور و مشارکت تمام جریان‌های سیاسی و دسته‌های انتخاباتی به وجود آید و بتواند ممثلِ ارادۀ کُل مردم افغانستان باشد؟
به نظر می‌رسد که یگانه راه بیرون‌رفتِ دایمی از معضل جنگ و مشکلات انتخاباتی، طرحی است که شورای نامزدان ریاست جمهوری ارایه کرده‌اند. این طرح بر مبنای واقعیت‌های جامعۀ افغانستان تدوین شده و بدون شک می‌تواند برای حل مشکلات نسخه‌های دقیق و سنجیده شده بپیچد. در غیر این صورت، بحران انتخابات و ابهام در گفت‌وگوهایِ صلح از مردم همچنان قربانی خواهد گرفت و وضع کشور روز به روز به سوی وخامتِ بیشتر خواهد رفت.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.