دیورند سرانجام چه می‌شود؟

احمد عمران/

آیا رییس‌جمهوری در تلاش است که خط مرزی دیورند میان افغانستان و پاکستان را به رسمیت بشناسد؟
تازه‌ترین یافته‌ها در این خصوص که به یک ناظر روسی برمی‌گردد، نشان از تلاش‌های رییس‌جمهوری برای به رسمیت شناختن این مرز اختلافی میان دو کشور دارد. الکساندر کنیازف یک ناظر روسی در افغانستان گفته که آقای کرزی از یک‌سال به این‌سو سعی در به رسمیت شناختنِ این خط مرزی دارد؛ ولی به باور این ناظر روسی، حساسیت‍‌های موجود در افغانستان سبب شده که آقای کرزی به وضاحت در این خصوص حرفی نزند.
به باور بسیاری از آگاهان، خط مرزی دیورند مهم‌ترین مساله مناقشه‌برانگیز میان افغانستان و پاکستان است که از سالیان متمادی بدون آن‌که باتوجه به کنوانسیون‌های بین‌المللی، راه‌حل منطقی و اصولی برای آن جست‌وجو شود، به یک مساله داغ سیاسی تبدیل شده است. در این خصوص نه دولت‌مردان کشور حرف دلِ خود را بیان می‌کنند و نه هم دولت‌مردان پاکستان. ولی بسیاری از آگاهان باور دارند که یکی از علل اصلی روابط غیردوستانه پاکستان با افغانستان، مساله دیورند است. اما پرسش این‌جاست که آیا با پوشیده نگه داشتن یک مساله، می‌توان واقعیت آن را نیز پوشیده نگه داشت؟
شاید در گذشته‌های دور که دسترسی به اطلاعات، این‌همه فراگیر نبود و مردم افغانستان هم کمتر به مسایل سیاسی دلچسپی نشان می‌دادند، می‌شد که اختلاف‌نظرها در این رابطه را از چشم افکار عمومی پوشیده نگه داشت؛ ولی در حال حاضر که دسترسی به اطلاعات از آب خوردن هم ساده‌تر شده و مردم افغانستان هم در کورانِ حوادثِ سه دهه اخیر به‌شدت سیاسی شده‌اند، بعید به نظر می‌رسد که بتوان این‌گونه مسایل را که شدیداً به سرنوشت و آینده کشور پیوند خورده، از چشم آن‌ها پنهان نگه داشت.
گروه ارگ که تمایلات به‌شدت پاکستانی دارد، از سال‌های دوری تلاش می‌کند که به هر نحو ممکن رضایت دوستان پاکستانی خود را در مسایل منطقه جلب کند. شاید موضوع امضای توافق‌نامه راهبردی با این کشور هم که در این برهه زمانی مطرح می‌شود، بی‌رابطه با مساله دیورند نباشد. برخی آگاهان از نشان دادن چراغ سبز مقام‌های کشور به همتایان پاکستانی آن‌ها خبر می‌دهند که می‌خواهند با کنار گذاشتن اختلاف‌ها، رابطه خود را با این کشور «حسنه» بسازند. اما مهم این است که این «حسنه‌سازی» چه‌گونه می‌خواهد صورت گیرد؟
موضوع خط مرزی دیورند یک موضوع ملی است و باید به وسیله مردم افغانستان فیصله پذیرد و نه تیمِ حاکم. اما مساله مهم در این خصوص این است که چنین موضوع مهم و حساسی، همواره از سوی دولت‌مردان از آجندای کاری کنار گذاشته شده و یا تلاش شده که روی آن بحث و گفت‌وگو صورت نگیرد؛ در حالی که چنین مسایلی در یک گفت‌وگوی ملی می‌توانند حل‌وفصل شوند و به گونه عقلانی فیصله پذیرند. اما ارگ‌نشینان هرگز به دلیل منافع سیاسیِ خود نخواسته‌اند که دریچه گفت‌وگو و بحث را در این خصوص باز کنند.
ارگ ریاست‌جمهوری می‌کوشد که بسیاری از قضایای داغ سیاسی را در پشت درهای بسته به بحث بگذارد و به نتایج دلخواه خود در این زمینه‌ها برسد. سیاست ارگ از نخستین روزهای حکومتداری آقای کرزی در قبال مسایل ملی، گنگ و غیرشفاف بوده و همین عدم شفافیت، سبب بروز بسیاری از اختلاف‌ها و تنش‌ها در منطقه و کشور شده است. اگر مساله خط مرزی دیورند، به مردم افغانستان واگذاشته می‌شد، بدون شک تا به حال راه‌حلی منطقی یافته بود. ولی سران دولت به دلایل نامعلوم این موضوع را که هر روز از هموطنان ما قربانی می‌گیرد، در محاق فراموشی گذاشته‌اند، آن‌هم در محاق فراموشی ظاهر و خودخواسته؛ چرا که خودشان همواره در تلاش یافتن راه‌حلی برای آن بوده‌اند که منافع سیاسی آن‌ها را در درازمدت تامین کرده بتواند.
از جانب دیگر، مساله خط مرزی دیورند تنها به حکومت پاکستان نیز برنمی‌گردد که سران آن کشور حق اظهار نظر و گفت‌وگو در این مورد را داشته باشند؛ در خصوص این مساله، ساکنان این منطقه‌اند که می‌توانند به درستی منافع خود را تشخیص دهند. حکومت پاکستان نیز هم‌چون همتایان افغانستانیِ خود، در تلاش بهربرداری‌های سیاسی از این مساله کاملاً حقوقی است و در سایه این مساله، خود را محق دانسته‌ که در امور کشورِ ما مداخله کند و یا گروه‌های ضد دولتی را تشویق به جنگ سازند؛ جنگی که به باور بسیاری از آگاهان مسایل سیاسی، عملاً ریشه در این معضل مرزی میان دو کشور دارد.
آن‌چه که به گونه فوری در خصوص خط مرزی دیورند می‌تواند مطرح شود، این است که دولت افغانستان باید به آرای مردم و منافع و مصالح ملی کشور نظر اندازد و سپس از مجاری بین‌المللی و حقوقی، این مساله را حل کند. فراموش کردن و کنار گذاشتنِ معضل دیورند، به سود افغانستان و پاکستان نیست و مردم هر دو کشور از آن زیان می‌بینندـ چنان‌که سال‌ها دیده‌اند.
از جانب دیگر، باید تلاش شود که از سیاسی شدنِ مساله دیورند جلوگیری شود، هرچند که دولت‌مردانِ دو کشور به اندازه کافی آن را به یک مساله سیاسی بدل کرده‌اند. اختلافات بر سر خط مرزی دیورند، یک مساله حقوقی میان افغانستان و پاکستان است که بر اساس اسناد و شواهد تاریخی می‌تواند به حل‌وفصل منطقی و مسالمت‌آمیز بیانجامد. ادامۀ این بحث به عنوان یک بحث سیاسی، نه تنها به حل آن کمک نمی‌کند؛ بلکه به تنش‌ها و خصومت‌ها میان دو کشور دامن می‌زند.
متاسفانه دیده می‌شود که دولت‌مردان پاکستان و دولت‌مردان افغانستان، هیچ‌کدام خواهان حل حقوقیِ این مساله نیستند؛ بلکه هر دو کشور، به بهره‌برداری‌های سیاسی از این مساله می‌پردازند. به این لحاظ، ضروری است که نهادهای غیردولتیِ مسوول و احزاب سیاسی در کشور، این موضوع را در داخل و خارج کشور در سطح بین‌المللی دنبال کنند. اگر تصمیم‌گیری در این خصوص به ارگ‌نشینان سپرده شود، بدون تردید آن‌ها با توجه به منافع سیاسی خود، حاضر اند به این معضلِ حقوقی به عنوان یک مساله سیاسی هم‌چنان ادامه دهند و تمام مردم افغانستان را قربانیِ آن سازند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.