راه پُرخم‌ و پیچ صلح به کجا منتهی می‎شود

ولی آریا/

اگرچه قضاوت در مورد روند مذاکره و صلح با طالبان پیش از وقت خواهد بود، اما چند نکته عمده را پیرامون چگونگی گشایش دفتر طالبان و واکنش‌های مختلف به آن می‌توان گفت.

اولین نکته این است که بدبینی‌ها در مورد بیشتر به نفس مذاکره با طالبان نیست، بلکه بخش عمده نگرانی‌ها به چگونگی انجام آن و مسیرهای مختلفی را که روند مذاکره می تواند طی کند، مرتبط است.
دفتر طالبان در دوحه پایتخت قطر سرانجام بعد از ماه‌ها گمانه‌زنی و انتظار گشایش یافت، اما نه آن‌طور که وعده داده شده بود.
بیشتر ناظران از بر افراشته شدن پرچم طالبان و استفاده از نام «امارت اسلامی افغانستان» شگفت زده شدند. برخی از این اقدام به عنوان «کودتای تبلیغاتی» نام بردند و دولت افغانستان هم ایالات متحده را مقصر این کوتاهی دانست.
شکایت عمده دولت افغانستان و گروه های سیاسی مختلف در این کشور این بود که اصل افغان محور بودن این روند نادیده گرفته شده است.
طالبان نیز بیشترین استفاده تبلیغاتی را از آن روز برای خود انجام دادند. به عنوان مثال، آنها گفتند بر علاوه روند سیاسی، به حملات نظامی خود همچنان ادامه می دهند.
نکته قابل تامل تر اینکه، طالبان مذاکره با افغانها را اولویت سوم و آنهم با لحنی قابل تامل بیان کردند که بسیاری آنرا توهین آمیز تلقی کردند. لحن بیانیه طوری بوده که انگار طالبان خود را جدا از «افغان‌ها» می‌دانند.
البته فشار دولت افغانستان باعث شد تا روز بعد هم پرچم پایین آورده شود و هم لوحه سر در دفتر طالبان. شواهد و قرائن نیز حاکی از آن است که چراغ سبز اولیه به طالبان برای استفاده از پرچم و نام مذکور توسط قطری‌ها داده شده بوده، نه امریکایی‌ها.
هرچند قطر بعدا اعلام کرد که چنین اجازه‌یی به طالبان نداده بود.
اگر امریکا اجازه دهد از دفتری که قرار است تنها در جهت گفت‌وگوهای صلح استفاده شود، بهره برداری های سیاسی کلان تری صورت گیرد، مسلما برای این کشور یک افت کلان سیاسی است. کشور دیگری که می تواند از اقدامات این چنینی توسط طالبان منفعت ببرد طبیعتا پاکستان است.
جنگ و صلح؟‌
طالبان می‌گویند جنگیدن و مذاکره را همزمان به پیش می برند. اما در عمل این امر دشوار خواهد بود. چرا که یکی از موضوعاتی که باید بزودی روی آن توافق صورت گیرد، آتش بس است تا در سایه آن بتوان مذاکرات را ادامه داد.
این نکته در بیانیه طالبان که از خاک افغانستان نباید براى حمله به دیگر کشورها استفاده شود یکی از نکات مهمی بود که امریکایی ها را متقاعد ساخت که طالبان راجع به مذاکره جدی هستند.
جمله «با افغان‌ها هم مذاکره مى‌کنیم « هر چند لحنی نامناسب دارد، ولی نشاندهنده این است که طالبان خود را مجبور می بینند که سرانجام با دولت افغانستان رو در رو بنشینند.
طالبان همچنین گفتند که می خواهند با تمام دنیا بخصوص همسایگان رابطه خوبى داشته باشند. آیا این بدین معنی است که رویکرد شان در مورد سیاست خارجی تغییر کرده است؟ آیا آنها از هموطنان افغان خود نیز با همان لبخندی استقبال خواهند کرد که با میزبانان عرب یا خانم غیر محجبه مجری تلویزیون الجزیره روبرو شدند؟
عجله غرب و نگاه اعراب
روند مذاکره و برخورد امریکایی‌ها با آن نشان می‌دهد که آنها سخت در عجله هستند تا به نتایج ملموسی دست یابند.
امری که می‌تواند خروج نیروهای غربی را تسریع کند و ماموریت غرب در افغانستان را موفق‌ نشان دهد. در واقع علت عمده عدم هماهنگی میان افغان‌ها، امریکایی‌ها و قطری ها در مورد گشایش دفتر دوحه همین عجله کاری‌ها بوده است.
در روند کنونی مذاکره نگرانی عمده دیگری هم می تواند وجود داشته باشد و آن نگاه اغلب سیاه و سفید اعراب به افغانستان است.
برخی حاکمان عرب بر این باورند که مردم افغانستان مذهبی‌اند و به جز مظاهر و ارزش‌های مذهبی اولویت دیگری ندارند. به همین دلیل برخی از مقامات کشورهای‌ عربی بر این باورند که رژیمی مذهبی مثل طالبان حکومت دلخواه اکثریت مردم افغانستان است.
آیا نباید نگران بود که کشور کوچک ولی قدرتمندی مثل قطر که متحد عربستان سعودی است و اهداف بلندپروازانه استراتژیکی نیز در منطقه دارد در صدد آن باشد تا با متحد دیگرش، یعنی پاکستان تحمیل طالبان را بر مردم افغانستان باری دیگر در سر بپرورانند؟
یکی از مقام‌های افغان که نخواست نامش فاش شود، به نگارنده می‌گوید: «قطری‌ها و دوستان شان تمام چیزهایی را که ما روی آن توافق کرده بودیم نقض کردند. آنها عدم بلوغ سیاسی و بی مبالاتی خود را با نادیده گرفتن حکومت و مردم افغانستان به نمایش گذاشتند. زمانیکه نماینده طالبان در کنار معاون وزارت خارجه قطر ایستاده و می‌گوید که در کنار مذاکره، به حملات خود هم ادامه خواهند داد، نشاندهنده ساده لوحی قطری‌ها در تعامل با جهان است.»
هر چند قطری‌ها اکنون پرچم و لوحه را برداشته اند، ولی باید منتظر ماند و دید که این روند کدام مسیر را خواهد پیمود.
نظریه رساندن طالبان به قدرت کامل در افغانستان امری است تقریباً ناممکن و ایده تبدیل طالبان به گروهی که هم بخشی از خاک افغانستان را در اختیار داشته باشد و هم در قدرت سیاسی شریک باشد هم در جهت تامین منافع ملی افغانستان نیست.
احتمال سوم مساعد ساختن زمینه برای مشارکت کامل طالبان در روند سیاسی درچارچوب قانون اساسی، بعد از ترک خشونت و قطع رابطه با گروه‌های افراطی‌ است.
بااین همه هیچ موردى از مذاکرات صلح را نمى‌توان یافت که طرفین شرایط یکدیگر را به سادگی بپذیرند. دستیابی به صلح جاده‌یی پر پیچ و خم است که صبری ایوب‌وار می خواهد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.