رهایی ملا برادر؛ قدمـی به سوی صلح یا جنـگِ بیشـتر؟

احمــد عمران/ سه شنبه 8 عقرب 1397/

رهایی ملا برادر آخوند، دومین چهرۀ شناخته‌شدۀ طالبان و معاون ملا عمر رهبر پیشینِ این گروه و ملا صمد ثانی یکی از اعضای ارشد طالبان، دیگر از هالۀ شایعه بیرون شده و به واقعیت پیوسته است. این دو فرد ارشدِ طالبان از هشت سال به این‌سو در زندانی در کراچی پاکستان به‌سر می‌بردند. هشت سال پیش، نیروهای پاکستانی ملا برادر را دستگیر و به زندان انداختند. دلیل زندانی شدنِ او همواره در هاله‌یی از پرسش‌هایِ بی‌پاسخ مطرح شده است؛ زیرا در موجودیت رهبرانِ دیگر طالبان در پاکستان که چیز پنهانی هم نیست، دستگیری یک فرد می‌تواند mandegarسوال‌برانگیز باشد.
چرا پاکستان اعضای شورای کویته و پشاور و مهم‌تر از همه ملا هیبت‌الله آخوند رهبر فعلیِ این گروه را که عملاً در جنگ با دولت افغانستان و نیروهای بین‌المللی قرار دارند، دستگیر نمی‌کند؟ چرا پاکستان در زمینۀ پایان بخشیدن به جنگ افغانستان کمک نمی‌کند؟ چرا پایگاه‌های طالبان و حتا داعش در آن سوی مرز با پاکستان همچنان پابرجای اند ولی یک فرد به صورتِ ناگهانی دستگیر و برای هشت سال زندانی می‌شود؟
پاکستانی‌ها دلیل دستگیریِ ملا برادر را روشن نکرده‌اند، همان‌گونه که هیچ‌وقت دلیل حضور هزاران تروریستِ مخالفِ افغانستان را در خاکِ خود روشن نمی‌کنند. گاهی گفته می‌شود که ملا برادر خواهان تفاهم با دولت افغانستان و مذاکره بوده است و گاهی هم گفته می‌شود که پاکستانی‌ها عملاً او را به دستور امریکا زندانی کرده بودند. این‌ها فقط حدس و گمان‌هایی اند که تحلیل‌گران و آگاهانِ مسایل مطرح می‌کنند ولی این‌که واقعاً در عقبِ این‌همه پنهان کاری چه رازی نهفته است، مشخص نیست.
دولت افغانستان هنوز به صورت رسمی در مورد رهایی ملا برادر چیزی نگفته است. آن‌ها گفته‌اند که در این مورد چیزی به دولت افغانستان از جانب پاکستان گفته نشده است. اما برخی سیاست‌مدارانِ پیشینِ افغانستان در این مورد ابراز نظر کرده اند. جاوید لودین رییس پیشینِ دفتر ریاست جمهوری در زمان حامد کرزی در تازه‌ترین مورد گفته است که او و رنگین دادفر سپنتا سال‌ها قبل برای رهایی ملا برادر از زندان پاکستان تلاش‌هایی را آغاز کرده بودند ولی این تلاش‌ها تا پایان حکومت حامد کرزی به نتیجه نرسید. به گفتۀ او اما زلمی خلیل‌زاد سفیر پیشینِ امریکا در افغانستان که حالا مأموریت گفت‌وگوهای صلح را به عهده گرفته، در دو هفته موفق شد که پاکستانی‌ها را قناعت دهد که ملا برادر و ملا صمد ثانی را از زندان رها سازند.
این اظهارات توضیح‌کنندۀ هیچ برنامۀ موثری برای صلح نیست و تنها نشان می‌دهد که سیاست‌مداران و حکومت‌گرانِ دیروز و امروزِ کشور چقدر توهم‌زده و از همه‌جا بی‌خبرند. آن‌ها با بزرگ‌بینی چنان چهره‌هایی را می‌خواهند از خود به نمایش بگذارند، مثل این‌که سرنوشتِ دنیا را رقم می‌زنند. ایشان هنوز نمی‌دانند که اگر یک روز پول مصارف‌شان را سفارت‌های خارجی و کشورهای خارجی نپردازند، حتا نان برای خوردن و لباس برای پوشیدن نخواهند داشت.
سیاست‌مداران فعلی ما، چه آنانی که در مکتب فرانکفورت درس خوانده اند و برای یافتن نشانی طالبان سرگردان اند و چه آنانی که با برنامه‌های قومی می‌خواهند از خود فیگورهای سیاسی خارق‌العاده بسازند، چقدر توانسته اند که با یک لقمه نانِ خشک همچون قهرمان ملی کشور بسازند اما برای آزادی و استقلالِ خود و کشورِ خود در کوهپایه‌های این سرزمین عرق بریزند؟ چقدر این افراد موفق بوده‌اند که واقعاً برای آرمان‌های کلانِ ملی مایه بگذارند؟ سیاست‌مدارانی که نمی‌توانند غرورِ خود را در برابر بیگانه‌گان به نمایش بگذارند، با چه دست‌مایه‌یی از عدم موفقیت‌های تلاش‌هایِ خود برای رهایی یک زندانی طالبان از بند پاکستان ناله سر می‌دهند؟
اگر سیاست‌مدارانِ ما واقعاً سیاست‌مدار می‌بودند، امروز لازم نبود که دست تضرع به هر سو دراز و صلح گدایی کننـد. این توهمِ سیاست‌مدارانِ ما حداقل در هفده سال گذشته، غیر از مصیبت و بدبختی برای کشور ما چیز دیگری در پی نداشته است. وقتی جاوید لودین در زمان مأموریتش در کنار آقای کرزی با بکس‌های پول از کشورهای خارجی برمی‌گشت، چه توجهیی برای فلاکت‌زده‌گیِ امروزِ خود و امثالِ خود می‌تواند ارایه کند؟
وقتی خلیل‌زاد می‌تواند ناکامی هشت سالۀ آن ها را در دو هفته جبران کند، بدون شک از آن‌چنان پایگاهی برخوردار است که از عهدۀ چنین ماموریت‌هایی به‌ساده‌گی بیرون شده می‌تواند. او تضرع و التماس نمی‌کند، او عملاً چیزی را به طرفِ مقابل تفهیم می‌کند که راهی به غیر از پذیرشِ خواستِ او باقی نمی‌ماند. از سوی دیگر، رهایی ملا برادر و افرادی مثلِ او چقدر می‌تواند به روند صلح کمک کند؟
این سوال واقعاً باید مورد توجه قرار داشته باشد. آیا رهایی ملا برادر و افرادی مثلِ او می‌تواند به روند صلح کمک کند. در سخنانی که منصوب به ملا برادر پخش شده، او از طالبان می‌خواهد که در سنگرهایِ خود قرار داشته باشند و منتظر دیدارش باشند. اما این سخنان حالا پس از هشت سال از زندانی شدن او، چقدر در میان صفوف گروه طالبان که به سرعت در حال تغییر و جابه‌جایی است، تأثیرگذار می‌تواند باشد؟ آیا طالبانِ فعلی همان طالبانِ هشت سال پیش اند؟
این‌جاست که باید به چنین رهایی‌هایی شک کرد و به دنبال اثرهای دیگری از آن گشت. هیچ دلیل قانع کننده‌یی وجود ندارد که طالبان از جنگ فعلیِ خود با رهایی ملا برادر، حتا اگر او خواهان صلح و مذاکره باشد، دست بردارند. رهایی ملا برادر فقط می‌تواند فصل جدیدی از یک بازی تازه را به نمایش بگذارد. شاید امریکایی‌ها به گونه‌یی بخواهند که چهره‌هایی مثل ملا برادر را که دیگر خطری برای تاریخ به شمار نمی‌روند، وارد میـدان سیاست کنند و از آن‌ها برای برنامه‌های سیاسیِ خود سود ببرند. در کشوری که افتضاح انتخاباتی و حکومت‌داری همه جا را مشبوع کرده، با رهایی ملا برادر به هیچ نتیجه‌یی نخواهیم رسید.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.