رهـایی تروریستان؛ تقــویتِ جـبهه‌های طالبـان

احمد عمران/ 11 جدی 1392/

رهایی ۶۵۰ زندانیِ زندان بگرام، واکنش‌های مختلفی را برانگیخته است. برخی مقام‌های امریکایی که یک سال پیش، کنترولِ این زندان را به دولت افغانستان واگذار کرده بودند، اکنون به این باور اند که این زندانی‌ها خلاف توافقِ امضاشده میان دو کشور بر سر رهایی زندانی‌ها، از حبس رها گشته‌اند. این مقام‌ها می‌گویند حداقل بیش از ۸۰ تن از افرادی که رها شده‌اند، مجرمان جنگی‌اند که در هنگام ارتکاب جرم، از صحنه‌های نبرد بازداشت شده‌ بودند. mandegar-3مقام‌های امریکایی برای اثبات مدعای خود، مثال‌هایی را نیز ذکر می‌کنند؛ ولی مقام‌های کشور و به‌ویژه کمیسیون بررسی پرونده‌های زندانیان بگرام، مدعی‌اند که هیچ سند و شاهدی دال بر مجرم بودنِ افراد رهاشده وجود ندارد و این افراد خودسرانه از سوی نیروهای امریکایی بازداشت شده‌ بودند و سال‌ها بدون هیچ محاکمه‌یی در زندان به‌سر ‌برده‌اند.
دولت افغانستان و به‌ویژه شخص رییس‌جمهوری، همواره بر کنترولِ زندان‌ها به وسیلۀ نهادهای داخلی تأکید ورزیده و تلاش کرده که نیروهای خارجی در افغانستان هیچ زندان و زندانی‌یی در اختیار نداشته باشند؛ ولی از جانب دیگر نیروهای خارجی که عملاً در جنگ با تروریسم و طالبان قرار دارند، می‌گویند که در خصوص سپردن کنترول زندان‌ها و زندانیان به دولت افغانستان، به دلیل نبود مکانیزم دقیقِ نظارت بر زندان‌ها و اجرای مراحل قانونی، تردید دارند.
زندان بگرام یک سال پیش پس از چانه‌زنی‌های دوام‌دار و تنش‌آلود میان مقام‌های امریکایی و افغان، سرانجام از کنترول امریکایی‌ها بیرون شد و در اختیار دولت افغانستان قرار گرفت، ولی از همان‌زمان شک و گمان‌هایی نسبت به وضعیت زندانیان در میان حلقات گوناگون مطرح بوده است. برخی حلقات سیاسی باور دارند که طرح واگذاری زندان بگرام، بر اساس برنامۀ از قبل تدارک‌شدۀ ارگ ریاست‌جمهوری به هدفِ رهایی طالبان زندانی و تشویق رهبری این گروه برای آغاز مذاکرات صلح، انجام شده است. به گفتۀ این گروه از سیاست‌مداران، همان‌گونه که آقای کرزی تلاش دارد زندانیان گروه طالبان را از زندان‌های پاکستان به هدف نشان دادنِ حسن نیت در مورد مذاکرات صلح رها کند، چنین برنامه‌یی را در مورد زندانیان طالبان در داخل افغانستان نیز انجام می‌دهد.
در گذشته‌، شماری از زندان‌های اصلی در افغانستان و از جمله زندان بگرام که شمار زیادی از زندانیان گروه طالبان و شبکۀ حقانی را در خود جای داده، بیرون از کنترول دولت افغانستان قرار داشت؛ اما آقای کرزی با ایجاد جنجال‌های فراوان با امریکایی‌ها، سرانجام به ادارۀ این زندان‌ها دست یافت؛ ولی امریکایی‌ها از همان روزهای نخستِ واگذاری کنترول زندان بگرام، نگرانی خود را در این‌خصوص بیان کردند و از دولت افغانستان خواستند که بدون بررسی و محاکمه، از رهایی زندانیان خودداری ورزد. ولی حالا آن‌گونه که برخی کارشناسان حقوقی در کشور مطرح می‌کنند، این زندانیان خلاف توافق امضاشده میان دو کشور و عدمِ اجرای طرح بررسی پرونده‌های زندانیان از طریق نهادهای قضایی کشور، از زندان رها شده‌اند. این موضوع اگر واقعاً صحت داشته باشد، مایۀ بسا نگرانی است.
تجربۀ رهایی طالبان زندانی به درخواست مقام‌های کشور از زندان‌های پاکستان، نه تنها به روند صلح کمکی نکرد؛ بل خلاف آن به ریختن نفت بر هیزمِ جنگ و گرم‌تر شدن بیشترِ جبهه‌های نبردِ طالبان کمک رساند. از جانب دیگر، وقتی مقام‌های کشور از دستاوردهای شورای عالی صلح سخن می‌گویند، به دلیل این‌که واقعاً این شورا هیچ دستاوردی نداشته، زبان‌شان الکن می‌شود و به اظهاراتِ حیرت‌آوری متوسل می‌گردند. چند روز پیش، سخنگوی وزارت خارجۀ کشور در یک نشست خبری هفته‌وارِ این وزارت وقتی با پرسش از دستاوردهای شورای عالی صلح مواجه شد، در حالی که چشمانش را نوازش می‌داد و زبانش بند می‌آمد، گفت: «این‌طور هم نیست که شورای عالی صلح هیچ دستاوردی نداشته است؛ این شورا توانسته ده‌ها زندانی طالبان را از زندان‌های پاکستان رها کند و در رهایی ملا عبدالغنی برادر نیز تلاش‌های جدی و فوق‌العاده‌یی انجام داده است».
اگر واقعاً دستاورد سه‌سالۀ شواری عالی صلح با آن مصارفِ چندین میلیون دالری همین‌هاست، باید به حالِ دولت‌مردانِ افغانستان تأسف خورد. آیا بازداشتِ آنانی که دست به جنایت و آدم‌کشی می‌زنند، دستاورد است یا رها کردنِ چنین افرادی؟! حالا شاید از دیدگاه ارگ ریاست‌جمهوری، گرم بودنِ جبهه‌های طالبان مهم‌تر از تأمین امنیت کشور و شهروندان آن باشد؛ ولی انکار نمی‌توان کرد که شورای عالی صلح و دولت افغانستان در عرصۀ تأمین صلح و امنیت در کشور هیچ دستاوردی نداشته‌اند. دوستی که سخنان سخنگوی وزارت خارجه را در مورد دستاوردهای شورای عالی صلح شنیده بود، به شوخی می‌گفت: «فقط همین مانده که حملات انتحاری و بمب‌گذاری‌های کنارجاده‌یی را نیز بخشی از دستاوردهای شورای عالی صلح اعلام کنند».
حالا در مورد رهایی زندانیان بگرام نیز این وضعیت می‌تواند اتفاق بیفتد. حتا اعضای کمیسیون بررسی پرونده‌های زندانیان بگرام نیز چنین موردی را بعید نمی‌دانند و با الفاظ خنده‌آوری برای توجیه عملِ خود می‌گویند که «هیچ دستگاهی در جهان ساخته نشده که مشخص کند که در ذهن انسان‌ها چه می‌گذرد و چه تصمیمی برای آیندۀ خود دارند»!
باید اذعان کرد که رهایی زندانیان طالبان به گونۀ تصادفی صورت نمی‌گیرد، بل این برنامه از سوی ارگ‌نشینان از چند سال به این‌سو به هدف ادامۀ جنگ و ابقای خود در بازی قدرت آغاز شده است. هنوز خلافِ آن‌چه که آقای کرزی ادعا دارد، او طالبان را نه تنها دشمنان افغانستان نمی‌داند، بل از آن‌ها به عنوان بخشی از پروژۀ خود در راستای ایجاد دولت ایتلافی با این گروه استفاده می‌کند. جنگ زرگری آقای کرزی با امریکایی‌ها نیز بر سر تعریفِ تروریسم و طالبان نیست؛ بل بر سرِ مشارکت سیاسی آن‌ها در قدرت است. حالا نیز با رهایی زندانیان بگرام، می‌توان تبعاتِ آن را از همین اکنون حدس زد. این رهایی، تنها کمکی که خواهد کرد، گرم شدنِ هرچه بیشترِ جبهات طالبان و ادامۀ جنگ و کشتار در کشور است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.