سفر ابهام‌آمیزِ هیأت طالبان به پاکستان

احمدعمران/ سه شنبه 14 ثور 1395/

یک مقام پاکستانی که نخواسته نامی از وی گرفته شود، به اکسپرس‌تریبونِ پاکستان گفته که طالبانِ شاخۀ ملا اختر محمد منصور آمادۀ گفت‌وگوهای صلح با دولت افغانستان هستند. این مسأله در گفت‌وگوهای هیأتِ طالبان که اخیراً از قطر به پاکستان سفر کرده بود، با مقام‌های این کشور مطرح شده است. به گفتۀ این مقام پاکستانی، در این گفت‌وگوها نمایندۀ چین نیز حضور داشته است. این مقام پاکستانی به اکسپرس‌تریبونِ پاکستان mandegar-3همچنین گفته که هیأت طالبان برای آغاز گفت‌وگوهای صلح، پیش‌شرط‌هایی را مطرح کرده و از جمله این‌که پیش از آغاز گفت‌وگوهای صلح، باید زندانیانِ طالبان در پاکستان و افغانستان از زندان رها شوند.
صحت‌وسقمِ این گزارش تا هنوز از سوی منابع بی‌طرف تأیید نشده، ولی در این‌که یک هیأتِ سه‌نفرۀ طالبان از قطر اخیراً وارد پاکستان شده، هیچ جای شک وجود ندارد. این هیأت به رسانه‌ها گفته بود که هدف از سفر به پاکستان، حل مسایل مرزی و مشکلات مهاجران افغانستان در این کشور است؛ دو هدفی که به هیچ صورت با موقعیت و وضعیت فعلیِ طالبان نمی‌تواند نزدیکی داشته باشد.
هیأت طالبان به هر هدفی که وارد پاکستان شده باشد، ولی به هدفِ مشکلاتِ مرزی و مهاجران نبوده است. این گروه به دنبال هدف‌های دیگری‌ست که در حال حاضر به هیچ صورت بحث‌های جانبی را برای آن در اولویت قرار نمی‌دهد. از جانب دیگر، چرا هیأت طالبان برای حل مشکلاتِ مرزی و مهاجرانِ افغانستان از قطر باید وارد پاکستان شود، در حالی که سرانِ این گروه عملاً در پاکستان به‌سر می‌برند و می‌توانند مشکلاتِ خود را با مقام‌های این کشور در میان گذارند؟
فکر می‌شود در سفر هیأت طالبان به پاکستان و هدف‌هایی که برای خود عنوان کرده، پیش از آن‌که تصمیم‌گیرنده گروه طالبان بوده باشد، مقام‌های استخباراتی پاکستان بوده اند. چنین حدسی بیشتر با واقعیت‌ها می‌تواند همخوانی داشته باشد تا این‌که هیأت طالبان بخواهد در مورد مسایلِ مرزی با مقام‌های پاکستانی گفت‌وگو کند.
پاکستانی‌ها با وارد کردن هیأت طالبان از قطر به کشورشان، بدون شک به دنبال هدف‌هایی بوده اند که پس از مواضع جدیدِ دولت افغانستان در مبارزه با تروریسم و افراط‌گرایی می‌تواند مطرح شده باشد. پاکستانی‌ها پس از اعلام مواضع جدیدِ دولت افغانستان دچار این نگرانی شده اند که معادلۀ جنگ و صلح در افغانستان تغییر کند و نقش کلیدیِ این کشور در قضایای افغانستان به حاشیه برود.
هرچند پاکستانی‌ها به دلیل روابطی که با گروه‌های افراط‌گرای منطقه‌یی دارند، مطمین‌اند که برای دولت افغانستان و هر دولتِ دیگری آسان نخواهد بود که خود را از نفوذ افراط‌گرایی و تروریسم بدون دخالتِ این کشور بیرون کشند؛ ولی با همۀ این‌ها پاکستانی‌ها نسبت به آیندۀ خود در معادلاتِ منطقه‌یی دچار شک شده اند و به همین دلیل، شاید در تلاش افتاده اند که یک بارِ دیگر پای طالبان و گفت‌وگوهای صلح را به میان آورند. زیرا هیچ منطقی نمی‌تواند بپذیرد که طالبان پس از اعلام جنگ بهاری و اجتناب از گفت‌وگوهای صلح به همین ساده‌گی و آسانی دوباره در مواضعِ خود تجدید نظر کرده و تمایل خود را به از سرگیریِ این گفت‌وگوها نشان داده باشد.
در اعلام جنگ بهاریِ طالبان نیز رد پایِ پاکستانی‌ها را به‌خوبی می‌توان دید، همان‌گونه که در تصمیم‌ها و مواضع اخیرشان این رد پا به خوبی مشهود است. در تصمیم تازۀ گروه طالبان – اگر چنین تصمیمی واقعیت داشته باشد – بیشتر از آن که منافع طالبان خود را نشان دهد، منافع پاکستان در اولویت قرار دارد. پاکستان در حال انجامِ بازی‌ تازه‌یی در رابطه با گفت‌وگوهای صلح است و می‌خواهد به اصطلاح دولت افغانستان را با اعلام مواضع جدیدش در مبارزه با تروریسم و افراط‌گرایی در «وضعیتِ نامتعادل» قرار دهد.
شاید اعلام موضع جدید طالبان در رابطه با آغاز گفت‌وگوهای صلح به این هدف صورت گرفته باشد که در جوَ جدید سیاسیِ به وجود آمده در افغانستان اخلال ایجاد شود.
فراموش نکنیم که همین حالا برخی گروه‌ها و افراد در تلاش اند که سیاست‌های جدیدِ افغانستان را حتا از درون با سوال روبه‌رو سازند و اگر پای کشور پاکستان و طالبان نیز وارد این جمع شود، بدون شک می‌تواند اثراتِ ناگواری را در پی داشته باشد. تجربۀ تاریخی نشان داده که پاکستانی‌ها در انعطاف‌پذیری سیاسی در جهت منافعِ خود به اندازۀ کافی مهارت دارند و حالا هم با انتخاب این گزینه می‌خواهند همچنان به عنوان مهرۀ کلیدی در مسایل جنگ و صلح باقی بمانند.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.