شبح مرگ و تروریسم بر فراز فرانسه

احمد عمران/ یک شنبه 24 عقرب 1394/

فرانسه یکی از مهم‌ترین کشورهای اروپایی، در ساعات پایانیِ روز جمعه با موجی از حملات و انفجارهای تکان‌دهنده و هراس‌افکنانه روبه‌رو شد. بر اساس آخرین گزارش‌ها، در این حملات دست‌کم ۱۷۰ تن کشته و بیش از ۲۰۰ تنِ دیگر جراحت برداشته‌اند. رسانه‌ها از قول منابع رسمی فرانسه نوشته‌اند که این حملات در پنج منطقۀ پاریس؛ رستورانت کامبوج، سالون کنسرت باتاکلان، استادیوم ملی فرانسه، خیابان شارون و محلۀ له‌آل آغاز شد. mandegar-3این حملات بی‌پیشینه که به داعش منصوب شده، پس از حمله به «شارلی ابدو» نشریۀ طنز فرانسه‌یی، دومین‌بار است که شهر پاریس را به حمامِ خون تبدیل کرده است.
سایۀ ترس و وحشت نه تنها در فرانسه که در کشورهای دیگرِ اروپایی نیز احساس می‌شود. شاید پس از حملات یازده سپتمبر به برج‌های تجارت جهانی، این نخستین حملۀ گسترده و پُرتلفات به یکی از مهم‌ترین شهرهای غربی باشد که ظرف پانزده سالِ گذشته به وسیلۀ گروه‌های هراس‌افکن و تروریست انجام می‌شود.
مبارزه با هراس‌افکنی که پس از حمله به امریکا آغاز شد، با حمله به مناطقی در پاریس یک بارِ دیگر ضرورت هماهنگی و انسجام جهانی را با این پدیده در دستور روز قرار می‌دهد. طی چند سال گذشته، مبارزه با هراس‌افکنی که خاستگاه‌های مشخص دارد، از سوی کشورهای غربی و به‌ویژه امریکا از توش و توان افتاد و آهسته‌آهسته به یک بحثِ حاشیه‌یی تنزیل یافت. بسیاری از کشورهایی که در آغاز حملات یازده سپتمبر از مبارزۀ قاطع یا ریشه‌کن کردن تروریسم سخن می‌گفتند، در سال‌های پسین دیگر هراس‌افکنی را یک تهدید جدی به شمار نمی‌آوردند. امریکایی‌ها که در رأس ایتلاف مبارزه با تروریسم قرار داشتند، در این سال‌ها از نوعی تفاهم و معامله با برخی گروه‌ها که در گذشته تروریست خوانده می‌شدند، سخن می‌گفتند. این رویکرد بدون شک تأثیرات بسیار مخرب بر مبارزه با هراس‌افکنی در جهان به‌جا گذاشت و یک بار دیگر به توانمند شدنِ گروه‌های تندرو انجامید. علاوه بر این‌ها، اتفاق‌هایی که در خاورمیانه و به ویژه عراق و سوریه روی داد، مبارزه با تروریسم را از اولویت جهانی به حاشیه کشاند. دولت اسلامی معروف به داعش، دقیقاًً از رویکرد مسامحه‌گرانۀ کشورهای غربی بیرون می‌شود که در حال حاضر بختکِ صلح و امنیتِ جهانی شده است.
در همین حال، از وضعیت افغانستان به عنوان کشورهایی که در آن مبارزه با تروریسم آغاز شد، نباید چشم پوشید. هر اتفاقی که در جهان می‌افتد، بدون تردید به گونه‌یی راه به سمت افغانستان و تحولاتِ آن باز می‌کند. مبارزه با تروریسم در افغانستان چنان که باید از سوی کشورهای غربی پیگیری نشد و به همین دلیل یک بارِ دیگر گروه‌های تروریستی در منطقه وارد فاز تازه‌یی از فصل جنگ و درگیری‌های فلج‌کننده شدند. امروز ده‌ها گروه تروریستی در افغانستان و پاکستان فعالیت دارند و این‌ها به عنوان تهدیدهای جهانی باید به رسمیت شناخته شوند.
صلح جهانی چیزی نیست که در موجودیتِ گروه‌های هراس‌افکن، چهرۀ واقعی پیـدا کند. اگر مبارزه با هراس‌افکنی به شکل منسجم و همه‌جانبه و در محور گفتمان جهانی ادامه پیدا نکند، این اژدهای وحشت و ترس می‌تواند هر آن طعمۀ جدید برای خود دست و پا کند. مسالۀ اساسی این‌ است که طالبان به عنوان گروه تروریستی در افغانستان، یک تهدید واقعی است؛ اما جای نگرانی این‌جاست که نه پاکستانی‌ها و نه هم امریکایی‌ها این گروه را جزوِ گروه‌های هراس‌افکن دیگر به شمار نمی‌آورند.
به تازه‌گی رییس کمیتۀ دفاعی سنای پاکستان اعلام کرده است که طالبانِ افغانستان برای این کشور دشمن تلقی نمی‌شوند. این رویکرد بی‌هیچ تردیدی نشان از نوعی حمایت منطقه‌یی از گروه‌های تروریستی دارد. پاکستان اگر طالبان را گروه تروریستی نمی‌خواند، پس چه‌گونه خود را متحد استراتژیک با کشورهایی معرفی می‌کند که یا قربانی تروریسم‌اند و یا عملاً در پیکار با چنین گروه‌هایی قرار دارند. مبارزه با تروریسم زمانی اثراتِ خود را در سطح جهانی نشان خواهد داد که مبارزۀ قاطع و جدی با آن وجود داشته باشد.
حملاتِ پاریس برخاسته از غفلتی است که در مبارزه با تروریسم به وجود آمده است. غفلت از تروریسم به معنای آن است که کشورها خود را مهیای حملاتِ این‌گونه گروه‌ها کرده باشند. قایل شدنِ هرگونه تفاوت میان گروه‌هایی که خاستگاه و منشای فکری واحد و مشترک دارند، مبارزه با هراس‌افکنی را به موفقیت نمی‌رساند. این یک اشتباه تاریخی است که کشورهای غربی در سال‌های پسین انجام داده‌اند و حالا نتیجۀ تلخ آن را می‌چشند.
گروه‌های تروریستی در تمام نقاطِ جهان از داعیۀ مشخص حمایت می‌کنند و آن، برهم زدنِ نظم و صلحِ جهانی است. این گروه‌ها شاید نام‌های متفاوتی داشته باشند ولی در اهداف و برنامه‌ها به صورت واحد و یک‌سان عمل می‌کنند. همین حالا ده‌ها طالب در میان داعشیانِ سوریه و عراق در جنگ مستقیم و رویاروی با کشورهای جهان قرار دارند. آن‌ها هرگز خود را جدا از یکدیگر تعریف نمی‌کنند و هدف‌های خود را متفاوت نمی‌دانند. اما وقتی کشورهای غربی نگاه و برخورد دوگانه با چنین گروه‌هایی انجام می‌دهند، بدون شک مبارزه با تروریسم را به مسأله‌یی کوچک و در حدِ مشکلِ داخلیِ برخی کشورها تقلیل می‌دهند که نتیجۀ آن، کشتاری است که در پاریس صورت می‌گیرد!

اشتراک گذاري با دوستان :
  • Nawid Parsa

    مبارزه بر ضد دهشت افگنی وجیبه بین المللی همه کشور ها می باشد. مذاکره و سازش با هم چون یک گروه ها و یا تصنیف این تروریست ها به معتدل و افراطی اشتباه بزرگ ستراتیژیک است. ترتیب نمودن مذاکرات و نشست با هم چون سازمان ها و مطرح نمودن شان منحیث گروه سیاسی و تشویق پالیسی سازش و گذشت خبط یزرگ سیاسی و کرنش مقابل تروریست می باشد( مانند اجتماع پاریس با حضور طالبان). تروریست حقانی-طالبی که در کابل بیشتر از دوصد نفر را به قتل رساندند و یا عمل وحشیانه سر بریدن هفت نفر از هم میهنان ما تروریسم می باشد همان طوری که قتل بیشتر از دوصد نفر امروز در پاریس بالوسیله افراطیون مذهبی تروریسم بوده و شدیدآ باید محکوم گردد. نباید کشور های غربی افغانستان را در مبارزه بر ضد تروریسم طالبی-حقانی-وهابی تنها بماند. اعلامیه های شرم آور راه حل سیاسی و تشویق مزورانه برای مذاکره با طالبان و راه حل سیاسی برای مشکل افغانستان گریز از مبارزه و سر کوب تروریسم می باشد. این طرز تعبیر که اگر هفت نفر افغان سر بریده می شود و یا دوصد نفر افغان در شاه شهید به قتل می رسند آن را تروریسم نه شناخته و افغانستان را تشویق به مذاکره با آن ها بکنیم اما وقتی ضربه تروریست وحشی بر علیه شهروندان غربی صورت گیرد آن گاه از وجیبه و همبستگی جهانی بر مبارزه بر ضد تروریسم تاکید کنیم .این روش را در سیاست Double Standard می گویند. حیات شکریه وتبسم و دیگر قربانیان افغانی همان ارزشی را دارد که حیات قربانیان تروریسم وحشیانه اخیر در پاریس. با اظهار همدردی به خانواده های این قربانیان تروریست و مردم فرانسه امید وارم تا همه جهان درین برهه زمانی در یک همبستگی کامل بر ضد تروریسم و دولت های حامی تروریسم موقف اصولی گرفته و طبق قطعنامه های شورای امنیت درین زمینه عمل نمایند.امروز همه سیاسیون و حقوقدان های فرانسه از سرکوب تروریسم صحبت می نمایند و عمل تروریستی را بر وفق قوانین مربوطه قابل محاکمه و مجازات میدانند. نه مطابق کنوانسیون های ژنو ١٩۴٩ و حقوق جنگ