شـانس عضـویت در شـورای امنیـت نباید از دست می‌رفت!

احمد عمران/ 2 جدی 1392/

واگذاری امتیاز عضویت در شورای امنیت سازمان ملل متحد به هند از سوی آقای کرزی، اگر در ظاهر از حسن نیت در مناسبات با این کشور دوست می‌تواند خبر دهد، ولی در عین حال پرده از برخی معاملات و زدوبندهای سیاسی نیز برمی‌دارد.
بر اساس طرح سازمان ملل متحد، قرار بود افغانستان در سال‌های آینده عضویت شورای امنیتِ این سازمان را که بدون شک از اعتبار کم‌نظیر سیاسی و دیپلماتیک برخوردار است‌ـ به‌دست آورد؛ ولی سفر اخیر آقای کرزی به هند سبب شد که افغانستان این امتیاز ویژه را به کشور هند واگذار کند. mandegar-1
با توجه به موقعیت ژیوپولتیکِ افغانستان در منطقه و نیز با توجه به تهدیدهایی که با آن‌ها رو به روست، راه یافتن به شورای امنیت سازمان ملل می‌توانست بر نقش و جایگاهِ کشور در مناسبات منطقه‌یی و بین‌المللی، تأثیراتِ چشم‌گیر و گسترده‌یی بگذارد که بدون شک برای بقا و آیندۀ سیاسی افغانستان، از اهمیت به‌سزایی برخوردار می‌بود. افغانستان با کسب عضویت شورای امنیت می‌توانست به عنوان کشوری بااعتبار در منطقه شناخته شود و در حل منازعاتِ منطقه‌یی دست بالایی داشته باشد؛ ولی حالا این امتیاز در اختیار یکی از متحدانِ افغانستان قرار خواهد گرفت که حداقل می‌تواند باعث نگرانی‌هایی برای کشور دیگر همسایۀ افغانستان (پاکستان) شود.
پاکستانی‌ها از سال‌ها به این‌سو نسبت به مناسبات و حضور هند در افغانستان به عنوان رقیب منطقه‌یی خود، دچار نگرانی‌هایی‌اند و در بسیاری مواقع تلاش کرده‌اند که با استفاده از ابزارهای مختلف، دولت‌مردان افغانستان را وادارند که نسبت به این مناسبات، محتاط باشند. زیاده‌خواهی‌های پاکستانی‌ها بر کسی پوشیده نیست، و این کشور می‌تواند به عنوان مخلِ وضعیت در منطقه عمل کند. در طول ده سال گذشته، پاکستان برخلاف اظهارات رسمی، از تروریسم و بنیادگرایی حمایت کرده و نقش تعیین‌کننده‌یی در وضعیت نابه‌سامانِ افغانستان بازی کرده است. پایگاه‌های نیروهای تروریستیِ مخالفِ دولت هم‌چنان در آن‌سوی مرزها به فعالیت‌های خود ادامه می‌دهند و همه‌روزه صدها شورشی افغان و غیرافغان به کمک شبه‌نظامی‌های پاکستانی برای ادامۀ جنگ با نیروهای دولتی و بین‌المللی، وارد خاک افغانستان می‌شوند.
بسیاری از آگاهان سیاسی باور دارند که نبود استراتژی در دستگاه دیپلماسی افغانستان، سبب بسیاری از سوءتفاهم‌ها و حتا زیاده‌خواهی‌های برخی کشورهای همسایه شده است. به گونۀ مثال، دولت افغانستان همواره در سیاست‌های رسمی خود، پاکستان را به عنوان کشور دوست و برادر شناخته، ولی در عین حال نتوانسته با این کشور بر سرِ مسایل مناقشه‌آمیز و قابل حل بر سر میز مذاکره، گفت‌وگوهای سازنده داشته باشد. آقای کرزی در ده سال گذشته با حرف‌های متناقض و چندپهلو، گاهی پاکستانی‌ها را دشمن خوانده و گاهی دوست. گاهی از امریکا خواسته که به این کشور حملۀ نظامی انجام دهد و گاهی گفته است که اگر امریکا به پاکستان حمله کند، در کنار پاکستان خواهد ایستاد. اما این‌گونه اظهارات در هیچ فرهنگ سیاسی و دیپلماتیکی، قابل پذیرش نیست.
کشورها باید بر اساس منافع خود، به تعریف دقیق از مناسبات بین‌المللی و منطقه‌یی خویش بپردازند. ویژه‌گی‌های هر کشور می‌تواند نوع برخورد و مناسباتِ آن را با دیگر کشورها و به‌ویژه همسایه‌های آن تعیین کند. در این‌که افغانستان در یکی از پُرچالش‌ترین مناطق جهان واقع شده، جای تردید نیست. در این هم تردیدی نیست که افغانستان با همسایه‌های خاصی طرف هست؛ همسایه‌هایی که حداقل در سه دهۀ اخیر به گونۀ گسترده در وضعیت کشور نقش داشته‌اند و هر کدام نیز برای خود جایگاه و موقعیت ویژه‌یی را طلب می‌کنند. برخی از کشورهای منطقه با یک‌دیگر رقابت و حتا دشمنی دارند و این رقابت و دشمنی‌ها، پای افغانستان را هم وارد منازعات کرده است. هم‌اکنون نیز بخش عمده‌یی از جنگ فعلی در افغانستان، جنگی است که برخی سازمان‌های استخباراتی منطقه در راستای منافعِ خود در میدان افغانستان به‌راه انداخته‌اند.
این‌ها همه باید به عنوان واقعیت‌های ژیوپولتیک افغانستان به رسمیت شناخته شوند و با توجه به این واقعیت‌ها، مناسبات و سیاست‌های افغانستان با کشورهای منطقه، تعیین و تدوین شود. ما باید بپذیریم که کشوری آسیب‌پذیر از سوی برخی همسایه‌ها هستیم، ولی نباید تنها به پذیرش آن اکتفا کنیم؛ بل باید این آسیب‌پذیری را به فرصتی برای ایجاد مناسباتِ سازنده بر پایۀ منافع مشترک تبدیل سازیم. آیا دستگاه دیپلماسی افغانستان قادر بوده و یا هست که چنین مناسباتی را برای مردم افغانستان که بدون شک در آن منافع کشور ضمانت خواهد شد، به وجود آورد؟!… بدون شک پاسخ به چنین پرسشی، منفی است و از همین‌جا می توان فهمید که چرا افغانستان هم‌چنان به عنوان کشوری دچار بحران‌های کلانِ منطقه‌یی باقی مانده است. ما حتا از حضور گستردۀ جامعۀ جهانی با آن حمایت‌های کلان مالی به نفع کشور نتوانستیم استفاده کنیم، چه رسد به این‌که تقابل‌های منطقه‌یی را به فرصتی سازنده تبدیل کنیم و این امکانات را از قوه به فعل درآوریم.
حضور افغانستان در شورای امنیت، بسیار حیاتی و مهم برای حال و آیندۀ کشور می‌توانست تلقی شود. از این جایگاه، افغانستان بهتر می‌توانست نقش و حضورِ خود را در مناسبات منطقه‌یی و بین‌المللی نشان دهد. اما پرسش این‌جاست که چرا این فرصت در اختیار کشور دیگری قرار می‌گیرد؟
هند کشور دوست و مورد اعتماد مردم افغانستان است. این کشور در طول سـالیانِ دراز در کنار مردم افغانستان بوده و اگر از حق نگذریم، حضوری فعال و سازنده داشته است. اما این مناسبات هرگز نباید به قربانی کردنِ منافع کلان ملی افغانستان بینجامد. اگر قرار باشد کشورها دست به چنین حاتم‌بخشی‌هایی بزنند، آن‌گاه دیگر چیزی به عنوان منافع ملی در جهان برای کشـورها وجود نخواهد داشت. هندی‌ها باید موقعیت و وضعیت حساسِ افغانستان را درک کنند و نگذارند که این کشور هم‌چنان در باتلاق بحران و ناامنی که متأسفانه بخش اعظم آن، ناشی از سوءمدیریت رهبران آن است، فرو بماند.
به گمان قوی، آقای کرزی با نشان دادن این حسن نیت به هندی‌ها ضمن این‌که خواسته از کمک‌ها و حمایت‌های‌شان ابراز امتنان کند، خواسته‌ها و اهدافِ شخصی‌یی نیز دارد که با انتخابات و زعامت آیندۀ کشور رابطۀ تنگاتنگ می‌داشته باشد.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.