صـلحی که هنوز «دور» است!

احمــد عمران/

نشست مسکو که میان هیأتی از طالبان و برخی سیاست‌مدارانِ کشور در روزهای ۵ و ۶ فبروری برگزار شد، نشـان داد که هنوز رسیدن به یک توافقِ جامع که به ختمِ نزاع میان دولت و این گروه بینجامد، دور از دسترس می‌نماید. همواره موانعی وجود دارد که چنین توافقی را دشوار می‌سازد. اگر تا دیروز این موانع عمدتاً ناشی از منابعی بیرون از حکومت و حتا در سطح منطقه و جهان مطرح بود، ولی اینک یکی از موانع اصلی، آن‌گونه که به نظر می‌رسد، ارگ و شخص اشرف‌غنی می‌تواند باشد.
mandegarدر گذشته، ارگ ریاست‌جمهوری مورد انتقادهای شدید قرار داشت که با طالبان بدون درنظرداشتِ شرایط و مقتضیاتِ زمان می‌خواهد به هر شکلی که ممکن است به توافق دست پیدا کند. البته آقای غنی چنین خواستی داشت و به دلیل عواطفِ تباری تلاش می‌ورزید طالبان را قانع سازد که با او در دایرۀ قدرت شریک شوند. ادعاهایی وجود دارد که آقای غنی در زمان پیکارهای انتخاباتی خود، یک بار با برخی از اعضای طالبان در یکی از ولایاتِ نزدیک به کابل دیدار داشته و برخی توافق‌های ابتـدایی میان آن‌ها به وجود آمده بود تا این گروه در رسیدنِ او به قدرت کمک رساند. در عوض آقای غنی بر اساس گفته‌های برخی از منابع، به طالبان وعده سپرده بود که با رسیدن به قدرت، شرایطی را فراهم خواهد ساخت که ادغام این گروه را مطابقِ خواست‌های آن‌ها در نظام سیاسی عملی سازد. به همین دلیل، آقای غنی در آغاز حکومت وحدت ملی به صورتِ کم‌سابقه به طالبان تمایل نشان داد و حتا این گروه را «مخالفان سیاسی» خطاب کرد. وقتی از او پرسیده شد که چرا چنین لقبی را به یک گروه تروریستی قایل شده، او با دیده‌دراییِ تمام گفت که وقتی مخالفت میان حکومت و یک گروه وجود دارد، این مخالفت و مخاصمت بدون تردید رنگِ سیاسی دارد و به همین دلیل گروه طالبان یک گروه سیاسی است.
آقای غنی برای این‌که بتواند به هدف‌های خود نزدیک‌تر شود و با طالبان رو در رو به گفت‌وگو آغاز کند، چندین‌بار به پاکستان سفر کرد ولی این سفرها به او فهماند که پاکستان به‌آسانی حاضر به همکاری با او و حکومتش نیستند. اما این روزها ورق برگشته است و به جای این‌که آقای غنی در روند گفت‌وگوهای صلح نقش اصلی را بازی کند، این نقش در اختیار کشورهایی مثل امریکا و روسیه قرار گرفته و گروه طالبان با دور زدنِ حکومت تلاش دارد که نوعی از گفت‌وگوها را که فعلاً «بین الافغانی» خوانده می‌شود، با برخی گروه‌ها و جناح‌های سیاسی که گویا در گذشته با آن‌ها درگیر بوده‌، برگزار کند.
در حال حاضر، ابتکار این گفت‌وگوها را مسکو به عهده گرفته که ظاهراً باعث خشم ارگ و حتا امریکا شده است. هرچند برخی منابع می‌گویند که امریکایی‌ها چنـدان از گفت‌وگوهای مسکو ناخشنود به نظر نمی‌رسند، ولی ارگ واقعاً از این نشست دچار نگرانی شده و این نگرانی از چشم هیچ صاحب‌نظری پنهان بوده نمی‌تواند. این‌که این نگرانی از کجا سرچشمه می‌گیرد، کاملاً مشخص است. آقای غنی در این گفت‌وگوها خود را بازنده احساس می‌کند و به این نتیجه رسیده که احتمال دارد در صورتِ ایجاد توافق با گروه طالبان، از هر طرفی که باشد، چه امریکا و چه سیاسیون داخلی، قدرت از او گرفته شود. آقای غنی چنین نتیجه‌یی را از گفت‌وگوهای صلح انتظار ندارد و می‌خواهد در عین حال که او در رأس قدرت قرار دارد، طالبان به حکومت بپیوندند. اما به نظر می‌رسد که چنین توافقی در حال حاضر با توجه به این‌که ابتکارِ عمل از دست ارگ بیرون شده و در اختیار امریکا و جناح‌های دیگر قرار گرفته، اگر ناممکن نباشد، بسیار دشوار است.
از سوی دیگر، نشست مسکو نشان داد که طالبان همچنان بر مواضع گذشتۀ خود که ناشی از قرائتِ افراطی و تندروانۀ آن‌ها از شریعت است، تأکید می‌ورزند. شاید برخی از شرکت کننده‌گانِ نشست مسکو به صورتِ دقیق متوجه خواست‌های طالبان نشده باشند، ولی این گروه همچنان قانون اساسیِ کشور را به رسمیت نمی‌شناسد و افغانستان را کشوری اشغال شده می‌داند. در ضمن، دیدگاه این گروه نسبت به زنان، ساختارهای دموکراتیک و انتخابات نیز تغییر چنـدانی نکرده است و اگر حالا برخی انعطاف‌ها در سخنرانی‌های برخی از اعضای این گروه دیده می‌شود، این به معنای نظر اصلی و حاکم بر این گروه بوده نمی‌تواند.
طالبان هنوز همان گروه تندرو و تمامیت‌خواهِ سابق است که می‌خواهد به زعمِ خود جامعۀ افغانستان را اسلامیزه کند. به باور این گروه، آن‌چه که در هجده سالِ گذشته به دست آمده، هیچ ارزش و بهـایی ندارد و باعث انحرافِ جامعه و به ویژه قشر جوانِ کشور شده است. هیأت طالبان وقتی از اخلاق و برنامه‌های تلویزیونی صحبت می‌کرد، مشخص بود که چه چیزهایی را هدف گرفته است. طالبان هنوز حضور زنان در جامعه را انحراف از اصول اسلامی، آن‌گونه که خود این گروه از آن تعبیر می‌کند، می‌دانند و همچنان خواهان محدود کردن آزادی‌های موجود در جامعه اند. در حالی که افغانستان به بهای بسیار گزاف به این آزادی‌های نسبی دست یافته و هنوز این آزادی‌ها با اما و اگرهای زیادی روبه‌رو است؛ چرا که حکومت افغانستان نیز در هجده سالِ گذشته در جهت نهادینه کردن و گسترش این آزادی‌ها کارِ چندانی صورت نداده است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.