صلح و پاکستان؛ دو واژه متضـاد

گزارشگر:احمد عمران ۲۴ عقرب ۱۳۹۱

صلاح‌الدین ربانی رییس شورای عالی صلح، روز دوشنبه وارد پاکستان شد تا در خصوص آغاز روند گفت‌وگوهای صلح میان دولت و مخالفان، با مقام‌های این کشور دیدار کند.
پیش از آن، آقای ربانی در مجلس نماینده‌گان با خوش‌بینی ابراز کرده بود که سفرش به پاکستان، با اهداف مشخصی دنبال می‌شود و به نتایجی نیز خواهد انجامید. این خوش‌بینی را شماری از اعضای شورای صلح نیز مطرح کرده‌اند. مولوی شفیع‌الله شفیع، مسوول کمیسیون تماس و ارتباط این شورا، گفته است که در سفر پاکستان، هیات شورای صلح با پادرمیانی پاکستان، گفت‌وگوهایی با شورای کویته خواهد داشت. آقای شفیع از امیدواری‌های تازه نیز سخن گفته و از روابط جدید میان اسلام‌آباد و کابل نیز پرده برداشته است.
اما این سفر در زمان جالبی صورت می‌گیرد؛ زمانی که رییس‌جمهورکرزی پس از شرکت در پنجمین نشست دموکراسی بالی در اندونزیا، وارد هندوستان شد و با این کشور چندین قرارداد امضا کرد. در همین حال، آقای کرزی در هندوستان با لحن تندی پاکستان را به دخالت در امور داخلی افغانستان متهم کرد. آیا سفر هیات شورای صلح به پاکستان، اطمینان دادن از سیاست‌های مسالمت‌آمیز حکومت به جانب پاکستانی است؟ آیا آقای کرزی می‌خواهد هم به میخ بکوبد و هم به نعل؟!
از قرار معلوم، سفر هیأت شورای صلح مدت‌ها پیش باید انجام می‌شد، ولی به دلایل نامعلوم این سفر پیوسته به تعویق افتاده بود. حالا این پرسش مطرح می‌گردد که چرا چنین تاریخی برای این سفر در نظر گرفته شد؟ واقعاً میان سفر رییس‌جمهوری به هندوستان و سفر هیات شورای عالی صلح به پاکستان، رابطه‌یی وجود دارد و یا این دو سفر به گونه تصادفی با یکدیگر مصادف شده‌اند؟
هیات شورای صلح تلاش‌هایش را در حالی ادامه می‌دهد که هیچ نشانه روشنی مبنی بر همکاری مقام‌ها و حلقات سیاسی پاکستانی برای ایجاد امنیت و صلح در افغانستان وجود ندارد. این کشور نه تنها در حال مداخله آشکار در امور داخلی افغانستان است، بلکه به عمده‌ترین و اصلی‌ترین مانع صلح و امنیت نیز تبدیل شده است. بسیاری آگاهان باور دارند که سفر هیات شورای صلح به پاکستان، حاوی هیچ‌گونه دستاوردی نخواهد بود. این آگاهان باور دارند که پاکستان در حال وقت‌کشی در تامین صلح در افغانستان است.
دیدار با اعضای شورای کویته که گفته شده در آجندای سفر هیات شورای عالی صلح قرار دارد، به گونه خاصی به وسیله زمام‌داران پاکستانی مدیریت شده است. به این ترتیب که مقام‌های پاکستانی برای این شورا چندین آدرس و هویت جعلی ساخته‌اند و اگر دیداری هم صورت بگیرد، به یقین که با یکی از شاخه‌های جعلی و ساخته دست پاکستان انجام خواهد شد. چرا که بسیاری از شبکه‌های شورشی در پاکستان که علیه افغانستان در جنگ رویارو قرار دارند، به وسیله نهادهای خاصی در پاکستان طراحی و ساخته شده‌اند. اکنون معلوم نیست که هیات شورای عالی صلح با چه کسانی می‌خواهد دیدار کند. افتضاح این جعل‌کاری‌ها چندین بار وحتا در مورد برخی شخصیت‌ها نیز اتفاق افتاد. همان افرادی که به نماینده‌گی از شورای کویته و یا طالبان به کاخ ریاست‌جمهوری راه یافتند و حتا با شخص رییس‌جمهور نیز دیدار کردند.
از جانب دیگر، بسیاری از صاحب‌نظران باور دارند که شورای کویته، خود را بخشی از گروه طالبان می‌داند و بدون هدایت و رهبری این گروه، حاضر به هیچ اقدام مستقلانه‌یی نمی‌باشد. در حال حاضر، ملاعمر به عنوان رهبر طالبان، هیچ تمایلی به داشتن رابطه با مقام‌های کشور ندارد و نه هم از گفت‌وگوهای صلح با دولت و یا شورای صلح حمایت کرده است. اما در این میان، پاکستانی‌ها می‌خواهند به اهدافِ خود دست پیدا کنند. پاکستانی‌ها از این می‌هراسند که غربی‌ها برای طالبان و یا دیگر گروه‌های شورشی، در کشور سوم دفتر باز کنند و عملاً ابتکار عمل را از آن‌ها بگیرند. گشایش نماینده‌گی برای طالبان در قطر، این هراس را در پاکستانی‌ها تقویت کرده که امریکا در حال دور زدنِ این کشور است و می‌خواهد نقش آن را در منطقه و قضایای افغانستان به‌شدت کاهش دهد. به همین دلیل، پاکستانی‌ها به ظاهر می‌خواهند حسن نیت نشان دهند و این پیام را به کابل برسانند که صلح بدون همکاری این کشور، در افغانستان تامین شدنی نیست.
اما معادلات جدید سیاسی در منطقه و جهان، چیز دیگری را نشان می دهند، و آن این‌که نقش پاکستان به دلیل سیاست‌های سلطه‌گرانه و حمایت از گروه‌های رادیکال، در سطح جهانی در حال تضعیف است. شاید امریکایی‌ها به صراحت نخواسته‌اند که مواضع تندِ خود را در برابر پاکستان نشان دهند، ولی هم پاکستانی‌ها و هم کشورهای منطقه می‌دانند که امریکا از پاکستانِ مجهز به سلاح اتمی به‌شدت نگران است، آن‌هم زمانی که رشد بنیادگرایی و تروریسم در این کشور بیش از هر زمان دیگر به تهدیدی جهانی تبدیل شده است.
هیات شورای صلح با رفتن به پاکستان نه تنها گامی در جهت صلح برنمی‌دارد، بلکه خود را عملاً در چنگ اهداف پاکستان قرار می‌دهد؛ اهدافی که به هیچ‌وجه در راستای تأمین صلح در افغانستان طراحی نشده و نه هم پاکستانی‌ها تصمیم دارند که در امر اعاده صلح، دولت افغانستان را یاری رسانند. پاکستانی‌ها در فکر وقت‌کشی و به‌دست آوردنِ فرصت برای انجام مانور علیه متحدان بین‌المللیِ افغانستان است، و این سیاست در یک دهه گذشته، پیوسته از سوی دولت‌مردان پاکستانی تعقیب شده و امروز چهره تازه به خود گرفته است

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.