صلــح ارگ

احمدعمران/

گویا ارگ سرانجام موفق شده که بخشی از مدیریت گفت‌وگوهای صلح را با سبوتاژها و فشارهای سیاسی خود برجریان‌ها و کشورهای دخیل در روند صلح افغانستان در دست گیرد. گزارش‌های اولیه نشان از آن دارند که نشست بیجینگ پس از آن‌که از سوی ارگ سبوتاژ شد، در روزهای آینده برگزار شود. نشست چین در بیجنیگ مرکز این کشور زمانی مطرح شد که امریکا دوباره تمایل خود به از سرگیری گفتگوهای صلح را نشان داد. چین اولین کشوری بود که پس از توقف گفت‌وگوهای صلح امریکا با طالبان، آمادۀ میزبانی از طرف‌های مختلف قضیه افغانستان در mandegarشهر بیجینگ شد. رای‌زنی‌های لازم صورت گرفت و حتا زمان برگزاری نشست چین نیز مشخص شد. چینایی‌ها تصمیم داشتند که نشستی را نظیر نشست دوحه در قطر میان سیاسیون افغانستان و طالبان که نماینده‌گانی از ارگ نیز در آن حضور داشته باشند، برگزار کنند. طالبان خواهان نشست رو در رو با نماینده‌گان ارگ از این آدرس نیستند اما به حضور افرادی از ارگ که از این آدرس سخن نگویند، مشکلی ندارند. اما نشست بیجینگ چند روزمانده به برگزاری آن به صورت ناگهانی تا زمان نامعلومی به تاخیر افتاد. در آغاز گفته می‌شد که کشور چین بنا به ملاحظاتی در زمان برگزاری نشست، تجدید نظر کرده است؛ اما بعداً معلوم شد که صحبت‌های اشرف‌غنی رییس حکومت وحدت ملی با وزیرخارجه چین و ملاحظاتی که از سوی ارگ مطرح شده، دلیل اصلی تاخیر نشست بیجینگ بوده است. از نشست بیجینگ البته انتظار زیادی هم برده نمی‌شد و نمی‌شود، همان طور که از نشست‌های مشابه در قطر و مسکو چیزی به دست نیامد. اما، ارگ تا این‌جای کار موفق شد که با دور زدن دیگر جناح‌های سیاسی دخیل در مسالۀ افغانستان که به صورت مستقل در چنین نشست‌هایی دعوت می‌شدند و همین برای شان تا حدی تسلای سیاسی به بار می‌آورد، خود سکان بخشی از چنین نشست‌هایی را به دست گیرد. آقای غنی فکر می‌کند، به هر مقدار که نقش ارگ در گفتگوهای صلح پر رنگ‌تر باشد، به نفع او و تیم اش تمام می‌شود. استدلال آقای غنی این است که با به دست گرفتن بخشی از مدیریت صلح، چون به هرحال بخش اصلی این گفتگوها هیچ وقت در موجودیت حکومت فعلی در اختیار ارگ قرار نمی‌گیرد، می‌تواند برای خود هم تا زمان اعلام نتایج انتخابات، که آن هم هنوز کاملا زمان آن مشخص نیست، و هم برای تاثیرگذاری برنتایج آن فرصت خلق کند. مشکل اصلی ارگ همواره این بوده که در گفت‌وگوهای صلح هیچ‌گاهی جدی گرفته نشده است. آقای غنی که از پنج‌سال به این سو طبل صلح‌خواهی اش را به صدا در آورده، حتا یک روزهم به صورت جدی و واقعی به موضوع صلح فکر نکرده‌است. اگر او چیزی در این زمینه در چانته می‌داشت، طرح نخ نمای درهم ریختۀ هفت ماده‌یی خود را در یک شب نوشته نمی‌کرد. طرحی که اصلا هیچ حرفی برای گفتن در آن وجود ندارد و به جز تکرار حرف‌های گذشته و کارهایی که تقریباً به صورت ناقض انجام شده، حاوی چیز دیگری نیست.
طرح هفت ماده‌یی آقای غنی را هر شاگرد مکتبی می‌تواند به عنوان مقاله صنفی نوشته کند. اگر او خودش این طرح را نوشته و یا هرکس دیگری برایش نوشته باشد، با این طرح و حرف‌هایی که در آن مطرح شده، صلح وارد فاز تازه و سرنوشت ساز نمی‌شود. این موضوع را شخص آقای غنی هم می‌داند و برای مردم افغانستان هم دیگر فاش شده‌است. به همین دلیل است که می‌بینیم ارگ از مانور دادن پیرامون طرح هفت ماده‌یی آقای غنی اجتناب می‌ورزد و دیگر هیچ رسانه‌یی هم به آن نمی‌پردازد. سخنگویان ارگ استدلال می‌کنند که برخی از جناح‎های سیاسی می‌‎گویند صلح ضرورت عاجل مردم افغانستان است و به هر بهایی ممکن باید برای به دست آوردن آن کار شود. این استدلال به هیچ صورت دقیق و درست نیست. شاید در میان جناح‌های موجود یکی دو جناح وجود داشته باشند که به دلیل نزدیکی دیدگاه و طرز فکر با طالبان خواهان چنین صلحی باشند؛ اما جناح‌های اصلی موضوع افغانستان هیچ‌گاهی خواهان صلح به هر قیمتی نبوده‌اند، بل اکثریت این جناح‌ها و شخصیت‌ها نگران بوده‌اند که آقای غنی و پیش از او حامدکرزی رییس‌جمهوری پیشین کشور به دلایل سیاسی تباری به صلح با طالبان به هر قیمتی تن دردهند. به همین دلیل، همواره نسبت به آن چه که در ارگ می‌گذرد نگاه انتقادی وجود داشته است و این نگرانی و نگاه انتقادی هنوز هم رفع نشده است. تنها کافی نیست که آقای غنی بگوید که به هر قیمتی با طالبان مصالحه نمی‌کند، چون حرکت‌های او در جهت فربه شدن گروه طالبان چنین ادعایی را ثابت نمی‌کند. وقتی ارگ می‌خواهد که به تبادله زندانیان، آن گونه که خودش مدعی است که از راه قانونی چنین کاری را می‌خواهد با طالبان انجام دهد، خود جای نگرانی دارد. مگر در طول پنج سال گذشته آقای غنی هزاران زندانی خطرناک طالبان را به بهانه حسن نیت برای آغاز گفتگوهای صلح رها نکرد؟ مگر پس از جرگه مشورتی صلح که هیچ پیامدی نداشت، هزاران زندانی گروه طالبان از زندان‌های کشور رها نشدند؟ پیامد چنین اقدام‌هایی به صلح و امنیت نمی‌انجامد؛ چنانچه که قبلاً هم نتیجه‌بخش نبوده‌است.

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.