طالبان را چـــه خطاب کنیم؟

/

سه شنبه ۶ اسد ۱۳۹۴

 

احمد عمران

دولت افغانستان مدعی است سیاستِ واحدی را در همۀ زمینه‌ها و به‌ویژه در رابطه با طالبان تعقیب می‌کند.
اگر سیاستِ دولت را در قبال مخالفانِ مسلح در سخنان رییس جمهوری کشور جست‌وجو کنیم، او از آغاز مأموریتش، طالبان را که قبلاً از سوی دولت پیشین «برادران ناراضی» خطاب می‌شدند، به «مخالفان سیاسی» تغییر داد. رییس جمهور غنی دلیلِ چنین نام‌گذاری‌یی را در رویکرد طالبان می‌بیند که mnandegar-3در پی کسبِ قدرت اند و این مسأله او را به این نتیجه رسانده که طالبان در کنار مخالفت مسلحانه، اهداف سیاسی دارند.
اما پُرواضح است که این نوع خطاب در خود اجحاف و تسامح را در قبالِ این گروه نشان می‌دهد. دلیل رییس جمهور غنی، به دلیلِ مخالفتِ مسلحانۀ گروه طالبان که آن را به گروهی تروریستی بدل کرده، نمی‌تواند مرزهای روشن داشته باشد. این نوع رده‌بندی، به خودی خود از موضع سیاسی و به هدف هویت‌بخشی به طالبان صورت می‌گیرد.
میان «برادران ناراضی» و «مخالفان سیاسی» مرز روشنی را نمی‌توان سراغ کرد. اگر طالبان مخالفان سیاسی‌اند، پس باید به آنانی که در داخل نظام به مخالفت سیاسی می‌پردازند، چه خطاب کرد؟ این‌جاست که کمیت رییس جمهوری می‌لنگد و نمی‌شود با نوع استدلالِ او در مورد مخالفان مسلح، همدلی اختیار کرد.
از سوی دیگر، دولت افغانستان سیاستی واحد در قبال طالبان ندارد و سران دولت نگاه‌های متفاوتی به این گروه از خود تبارز می‌دهند. جنرال عبدالرشید دوستم معاون اول ریاست جمهوری که این روزها در شمال کشور مشغول پیکار با گروه طالبان است، در یک گفت‌وگوی رسانه‌یی به‌صراحت اعلام کرد که «طالبان را برادر خطاب کرده نمی‌تواند.» او گفت «کسانی که مردم را می‌کشند، به هیچ صورت برادرانِ من نیستند.» آقای دوستم حتا از به زبان آوردنِ اصطلاح «مخالفان سیاسی» نیز ابا ورزید و به این صورت عملاً نشان داد که مواضعِ او با رییس جمهوری همسان و همگن نیست.
در همین حال، در مواضع ریاست اجرایی با ریاست جمهوری در مورد طالبان اختلاف‌هایی را می‌توان شاهد بود. ریاست اجرایی نیز تا به حال چنان همدلی‌یی را که در سیاست‌های ارگ می‌بینیم، در قبال طالبان نشان نداده است. داکتر عبدالله به گونۀ سنجیده نسبت به این موضوع برخورد کرده و هرگز در مورد طالبان سخاوتِ زبانی به خرج نداده است.
همواره در بحث‌های سیاسی در افغانستان از مرزهای ناروشنِ دوست و دشمن انتقاد شده است. بسیاری از تحلیل‌گرانِ سیاسی باور دارند که دولت افغانستان همان‌گونه که نمی‌داند مخالفان مسلح را چه بنامد، در مورد هویت و موقفِ آن‌ها نیز دچار سردرگمی و تناقض‌گویی است. به همین دلیل، هرگز سیاستِ واحدی را در برابر گروه‌های مسلحِ مخالف شاهد نیستیم. این رویکرد سبب مشکلاتی در سطح جامعه شده است. به دلیل همین سیاست‌های ناروشن، عده‌یی رییس جمهوری را متهم به همدلی با طالبان می‌کنند و می‌گویند تلاش‌هایی از جانبِ او جریان دارد که طالبان به گونه‌یی وارد ساختارهای سیاسی کشور شوند.
از جانب دیگر، سیاست همدلانۀ ارگ با طالبان در میدان‌های نبرد نیز تأثیرگذار بوده است. این موضوع را حداقل جنرال دوستم که خود مردی نظامی است و در حال حاضر با طالبان عملاً درگیری نظامی دارد، به‌خوبی درک کرده است. وقتی او می‌گوید که طالبان را نمی‌تواند برادر خطاب کند، عملاً حساسیتِ قضیه را لمس کرده است. اگرآقای غنی هم روزی مجبور می‌شد لباس رزم به تن کند، بدون شک احساس می‌کرد که نوع خطابش به مخالفان مسلح چه‌قدر می‌تواند صحنۀ نظامی را دگرگون سازد.
جنرال دوستم این مسأله را فهمیده و به همین دلیل به جای همدلی نشان دادن با طالبان، راه همدلی نشان دادن با نیروهای امنیتی را در پیش گرفته است. جنرال دوستم می‌داند که میدان نبرد جای دیپلماسی و تعارف نیست و بر اساس آن ضرب‌المثل معروف، در جنگ حلوا تقسیم نمی‌کنند. میدان نبرد، میدان موقف‌گیری روشن و بدون تناقض است. در صحنۀ جنگ باید رزمید، همان‌گونه که طرفِ مقابل چنین می‌کند. اگر روزی طالبان و یا هر گروه مسلحِ دیگری سران دولت را برادر خطاب کنند، همان روز جنگ در افغانستان پایان می‌یابد. اما مخالفان مسلح از همۀ ابزارهایی که بتواند چهرۀ نظام را مخدوش کند، استفاده می‌برند تا میدان جنگ گرم باشد.
طالبان در سخنان خود به شکل روشن، دولت افغانستان را دولتی دست‌نشانده، نامشروع و حتا غیراسلامی معرفی می‌کنند. آن‌ها به صفوفِ خود می‌گویند که جنگ آن‌ها مقدس است، چون برای دین و آزادی کشور صورت می‌گیرد. آیا میان این سخنان و خطاب‌های رییس جمهوری می‌توان وجه تشابه پیدا کرد؟!
بدون شک خیر، چون طالبان جنگ را به نفع خود می‌دانند و به همین دلیل از همۀ ابزارهای دشمنی سود می‌برند.
دولت افغانستان حالا که آماده می‌شود دورِ دیگری از گفت‌وگوها را با طالبان آغاز کند، باید سیاستِ روشن و یک‌دستی را در قبالِ این گروه بروز دهد. با سیاست‌های متناقض و چندگانه به هیچ صورت نمی‌توان به نتیجه رسید. آن‌چه که موفقیت دولت وحدت ملی را در برابرِ گروه‌های مسلحِ مخالف می‌تواند ضمانت کند، سیاست‌های روشن است که باعث اعتماد مردم و بلند رفتنِ روحیۀ سربازان در میدان‌های جنگ می‌شود.

 

اشتراک گذاري با دوستان :

Comments are closed.